English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (8 milliseconds)
English Persian
abnegation انکار رد
Search result with all words
negative رد یا تکذیب یا انکار کردن
negatives رد یا تکذیب یا انکار کردن
irrefutable انکار ناپذیر
contradiction انکار
contradictions انکار
retractable انکار پذیر
atheism انکار وجود خدا
forswore انکار کرد
renounce انکار کردن
renounced انکار کردن
renounces انکار کردن
renouncing انکار کردن
denial انکار
denials انکار
undeniable انکار ناپذیر
undeniably انکار ناپذیر
forswear باسوگند انکار کردن
forswear انکار کردن
forswearing باسوگند انکار کردن
forswearing انکار کردن
forswears باسوگند انکار کردن
forswears انکار کردن
denied انکار کردن
denied انکار یا حاشا کردن
denies انکار کردن
denies انکار یا حاشا کردن
deny انکار کردن
deny انکار یا حاشا کردن
denying انکار کردن
denying انکار یا حاشا کردن
self-denial انکار نفس
self-denial انکار خویشتن
renege انکار کردن
reneged انکار کردن
reneges انکار کردن
reneging انکار کردن
gainsaid انکار
gainsaid انکار کردن
gainsay انکار
gainsay انکار کردن
gainsaying انکار
gainsaying انکار کردن
gainsays انکار
gainsays انکار کردن
disavow انکار
disavowed انکار
disavowing انکار
disavows انکار
recant انکار کردن
recanted انکار کردن
recanting انکار کردن
recants انکار کردن
forsake رها کردن انکار کردن
forsakes رها کردن انکار کردن
forsaking رها کردن انکار کردن
disclaim انکار کردن
disclaimed انکار کردن
disclaiming انکار کردن
disclaims انکار کردن
disparage انکار فضیلت چیزی راکردن
disparaged انکار فضیلت چیزی راکردن
disparages انکار فضیلت چیزی راکردن
repudiate انکار کردن
repudiates انکار کردن
repudiating انکار کردن
atheistic وابسته به انکار خدا
negation انکار
denier انکار کننده
repudiation انکار
peremptory غیر قابل انکار
abjuration انکار
abnegate انکار کردن
conclusive or irrebuttable presumption فرض قانونی غیر قابل انکار
denegation انکار
deniable قابل انکار
disaffirm انکار کردن
disaffirmation انکار
disavowal انکار
disclaim all liability کلیه بدهیها را انکار کردن
disclamation انکار
disproval انکار
estopel عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
estoppel اقراریاعملی که انکاریانقص ان قانوناممنوع باشد مانع قانونی برای انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار
estoppel عدم امکان انکار پس از اقرار
gainsayer انکار کننده
he has a good mind که انکار را انجام دهد
how nicely he did it چقدرخوب انکار را انجام داد
irrefragable غیر قابل انکار و تکذیب
irrefutability انکار ناپذیری
issue of fact نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
negation of statement انکار یا تکذیب گفتهای
negatory مبنی بر نفی یا انکار
owning to his i. to do that نظر به عجزاواز کردن انکار
palinode صنعت انکار
rebuttable presumption فرض قانونی قابل انکار
recantation انکار
renunciative ناشی از انکار نفس
renunciatory ناشی از انکار نفس
retractaion انکار
self abnegating انکار کننده نفس خود
Other Matches
self abnegation انکار نفس
back-pedalled انکار کردن
back-pedalling انکار کردن
back-pedals انکار کردن
back-pedal انکار کردن
self denial انکار نفس
self renunciation انکار نفس
unchallenged انکار ناپذیر
to make [deny] an allegation تهمتی زدن [ را انکار کردن]
the odds are that he will doit احتمال دارد که انکار را بکند
there is no p of doing it کردن انکارهیچ امکان ندارد هیچ نمیتوان انکار راکرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com