Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
retractable
انکار پذیر
Other Matches
ascendable
تفوق پذیر فراز پذیر
educable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
repairable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
educatable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
mixable
امیزش پذیر امتزاج پذیر
reparable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
ascendible
تفوق پذیر فراز پذیر
adaptable organism
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
disclamation
انکار
denials
انکار
gainsaying
انکار
gainsays
انکار
negation
انکار
abnegation
انکار رد
disavows
انکار
disavowing
انکار
disavowed
انکار
disavow
انکار
denial
انکار
disaffirmation
انکار
disavowal
انکار
disproval
انکار
gainsay
انکار
denegation
انکار
repudiation
انکار
recantation
انکار
abjuration
انکار
contradictions
انکار
contradiction
انکار
retractaion
انکار
gainsaid
انکار
repudiates
انکار کردن
repudiate
انکار کردن
recanting
انکار کردن
denies
انکار کردن
disclaiming
انکار کردن
disclaimed
انکار کردن
irrefutability
انکار ناپذیری
disclaim
انکار کردن
recants
انکار کردن
recanted
انکار کردن
forswears
انکار کردن
reneging
انکار کردن
reneges
انکار کردن
reneged
انکار کردن
renege
انکار کردن
self-denial
انکار خویشتن
denied
انکار کردن
self-denial
انکار نفس
deny
انکار کردن
forswearing
انکار کردن
forswear
انکار کردن
gainsaid
انکار کردن
recant
انکار کردن
palinode
صنعت انکار
gainsays
انکار کردن
gainsaying
انکار کردن
gainsay
انکار کردن
denying
انکار کردن
repudiating
انکار کردن
renouncing
انکار کردن
renounces
انکار کردن
self denial
انکار نفس
self renunciation
انکار نفس
renounced
انکار کردن
self abnegation
انکار نفس
renounce
انکار کردن
gainsayer
انکار کننده
forswore
انکار کرد
unchallenged
انکار ناپذیر
denier
انکار کننده
disaffirm
انکار کردن
irrefutable
انکار ناپذیر
back-pedals
انکار کردن
back-pedalling
انکار کردن
undeniably
انکار ناپذیر
undeniable
انکار ناپذیر
back-pedalled
انکار کردن
disclaims
انکار کردن
back-pedal
انکار کردن
deniable
قابل انکار
abnegate
انکار کردن
forswear
باسوگند انکار کردن
deny
انکار یا حاشا کردن
forswearing
باسوگند انکار کردن
forswears
باسوگند انکار کردن
denies
انکار یا حاشا کردن
negative
رد یا تکذیب یا انکار کردن
peremptory
غیر قابل انکار
denied
انکار یا حاشا کردن
denying
انکار یا حاشا کردن
negatives
رد یا تکذیب یا انکار کردن
renunciatory
ناشی از انکار نفس
negation of statement
انکار یا تکذیب گفتهای
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
atheistic
وابسته به انکار خدا
he has a good mind
که انکار را انجام دهد
atheism
انکار وجود خدا
renunciative
ناشی از انکار نفس
disparage
انکار فضیلت چیزی راکردن
disparaged
انکار فضیلت چیزی راکردن
how nicely he did it
چقدرخوب انکار را انجام داد
estoppel
عدم امکان انکار پس از اقرار
disparages
انکار فضیلت چیزی راکردن
to make
[deny]
an allegation
تهمتی زدن
[ را انکار کردن]
rebuttable presumption
فرض قانونی قابل انکار
the odds are that he will doit
احتمال دارد که انکار را بکند
self abnegating
انکار کننده نفس خود
disclaim all liability
کلیه بدهیها را انکار کردن
owning to his i. to do that
نظر به عجزاواز کردن انکار
irrefragable
غیر قابل انکار و تکذیب
conclusive or irrebuttable presumption
فرض قانونی غیر قابل انکار
issue of fact
نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
there is no p of doing it
کردن انکارهیچ امکان ندارد هیچ نمیتوان انکار راکرد
estopel
عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
estoppel
اقراریاعملی که انکاریانقص ان قانوناممنوع باشد مانع قانونی برای انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار
pliable
خم پذیر
cleavable
رخ پذیر
solvable
حل پذیر
pi acceptor
پی پذیر
soluble
حل پذیر
programmable read only memory
حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
fissionable
شکافت پذیر
fixable
ثبات پذیر
resolvable
تفکیک پذیر
flexible cable
کابل خم پذیر
flxible
خمش پذیر
remediable
گزیر پذیر
remediable
چاره پذیر
perfectible
کمال پذیر
healable
درمان پذیر
reflexible
انعکاس پذیر
refutable
تکذیب پذیر
glass jaw
بوکسوراسیب پذیر
generable
زایش پذیر
gaugeable
پیمایش پذیر
fusible
گداز پذیر
regulable
تنظیم پذیر
fissile
شکاف پذیر
revocable
ابطال پذیر
figurable
شکل پذیر
executable
اجرا پذیر
exepandable
بسط پذیر
shapeable
شکل پذیر
severable
تفکیک پذیر
expandable
بسط پذیر
expansible
گسترش پذیر
expiable
کفاره پذیر
sequacious
نصیحت پذیر
semi solvable
نیم حل پذیر
extendible
کشش پذیر
extensible
توسعه پذیر
fathomable
پیمایش پذیر
fatig
خستگی پذیر
fatigable
خستگی پذیر
rotatable
چرخش پذیر
fatiguable
خستگی پذیر
remediable
درمان پذیر
improvable
بهبود پذیر
improvably
اصلاح پذیر
miscible
امتزاج پذیر
proton acceptor
پرتون پذیر
inexpugnable
شکست نا پذیر
mutable
تغییر پذیر
open cheque
چک انتقال پذیر
pacifiable
تسکین پذیر
partible
بخش پذیر
passible
فساد پذیر
penetrable
رخنه پذیر
perturbable
اشوب پذیر
pervious
نفوذ پذیر
pilable
انحنا پذیر
placable
دلجویی پذیر
placative
تسکین پذیر
plunderable
چپاول پذیر
precipitable
تعلیق پذیر
proprotionable
تناسب پذیر
miscible
امیزش پذیر
maintainable
نگهداشت پذیر
magnetizable
مغناطیس پذیر
impressible
تاثیر پذیر
incompressible
تراکم نا پذیر
reducible
تقلیل پذیر
incondensable
ناچگال پذیر
increasable
افزایش پذیر
indemonstrable
اثبات نا پذیر
indocile
تعلیم نا پذیر
inextensible
تمدید نا پذیر
inflamable
اشتعال پذیر
reclaimable
ادعا پذیر
infusible
گداز نا پذیر
inoculable
تلقیح پذیر
irremeable
برگشت نا پذیر
irresoluble
تجیزیه نا پذیر
limitable
محدودیت پذیر
liquefiable
گداز پذیر
protractile
امتداد پذیر
protean
شکل پذیر
feasible
<adj.>
انجام پذیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com