Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
dermatozoa
انگلهای پوست
Other Matches
hematozoon
انگلهای خونی
microparasite
انگلهای کوچک وذره بینی ریز انگل
entozoa
انگلهای داخلی بطور اعم وبخصوص کرمهای روده
endermic
انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma
مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological
مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skin
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned
پوست کندن با پوست پوشاندن
skins
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning
پوست کندن با پوست پوشاندن
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
tegumnentum
پوست طبیعی پوست
peel
پوست انداختن پوست
peels
پوست انداختن پوست
xanthochroid
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
neurilemma or lema
پوست پی
goatskins
پوست بز
goatskin
پوست بز
skinless
بی پوست
flayer
پوست کن
peels
پوست
stripper
پوست کن
skinner
پوست کن
swanskin
پوست قو
tegmen
پوست
skins
پوست
tegmentum
پوست
rind
پوست
rinds
پوست
tunc
پوست
barked
پوست
peel
پوست
cortices
پوست
cortex
پوست
dermis
پوست
husk
پوست
dermatalgia
پوست
parer
پوست کن
hide
پوست
integument
پوست
glume
پوست
peltry
پوست
peeling
پوست
hides
پوست
cuticle
پوست
crustal
پوست
strippers
پوست کن
encrustation
پوست
barking
پوست
husks
پوست
shell
پوست
skinning
پوست
hull
پوست
scalp
پوست سر
shells
پوست
skinned
پوست
hulls
پوست
shelling
پوست
goats
پوست بز
encrustations
پوست
shale
پوست
barks
پوست
goat
پوست بز
skin
پوست
bark
پوست
dermoidal
شبیه پوست
scalps
پوست کندن از سر
dermoid
پوست مانند
dermatopathy
ناخوشی پوست
dermoid
شبیه پوست
peeled
پوست کنده
crusted
پوست دار
dermatosis
اماس پوست
dermoidal
پوست مانند
dermotropic
متمایل به پوست
entoderm
درون پوست
endoderm
درون پوست
scalp
پوست سر بامو
ectorderm
برون پوست
percutaneous
از راه پوست
ecdysis
پوست ریختن
ecdysis
پوست اندازی
scalp
پوست کندن از سر
dry bones
پوست واستخوان
drumhead
پوست طبل
scalps
پوست فرق سر
egg shell
پوست تخم
desquamate
پوست ریختن
desquamate
پوست انداختن
dermotropic
پوست گرای
scalps
پوست سر بامو
drum head
پوست طبل
cutis
پوست زیرین
hypodermis
پوست زیرین
blach hulled
سیاه پوست
bast
پوست درخت
corticated
پوست دار
corticate
پوست دار
barky
پوست دار
skinning
پوست پوستی
apple peel
پوست سیب
decorticate
پوست کندن از
alphosis
بیرنگی پوست
albinism
سفیدی پوست
aboveboard
پوست کنده
skins
پوست پوستی
picked
پوست کنده
chafe
پوست رفتگی
chafing
پوست رفتگی
beavers
پوست سگ ابی
broadtail
پوست بره
dermatology
پوست شناسی
beaver
پوست سگ ابی
parchmenty
پوست مانند
dermatoid
پوست مانند
dermatography
شرح پوست
dermatographia
پوست نگاری
derm
زیر پوست
skin
پوست پوستی
debark
پوست کندن از
taxidermy
پوست ارایی
cuticular
پوست مانند
cuticular
وابسته به پوست
calfskin
پوست گوساله
calf skin
پوست گوساله
skinned
پوست پوستی
chafes
پوست رفتگی
skin effect
اثر پوست
Afrikaners
سفید پوست
encrustation
پوست زخم
encrustations
پوست زخم
peeler
پوست کننده
Afrikaner
سفید پوست
whity
سفید پوست
skinner
پوست فروش
skiver
پوست تراش
slipe
پوست کندن از
taxidermist
پوست ارا
tegmentum
پوست طبیعی
thick skinned
پوست کلفت
thin skinned
پوست نازک
transcutaneal
عبورکننده از پوست
whitey
سفید پوست
sheep skin
پوست گوسفند
chap
شکاف
[در پوست]
chap
خشگی پوست
to strip something off
کندن
[پوست]
onion skin
پوست پیاز
chap
ترک
[در پوست]
scscalable
پوست کندنی
erythema
التهاب پوست
hard shell
سخت پوست
hardshell
سخت پوست
hulled
پوست کنده
husked
پوست کنده
impassiveness
پوست کلفتی
in plain english
پوست کنده
kid skin
پوست بزغاله
kipskin
دسته پوست
malacodermous
نرم پوست
malicorium
پوست انار
glumaceous
پوست دار
flense
پوست کندن
ethiope
سیاه پوست
ethiopian
سیاه پوست
excoriate
پوست کندن از
excoriation
پوست رفتگی
excorticate
پوست کندن
unhusk
پوست کندن
exuviate
پوست انداختن
fellmonger
پوست فروش
fellmonger
دلال پوست
flench
پوست کندن
melanic
سیاه پوست
melanotic
سیاه پوست
mesoderm
میان پوست
periderm
پوست برونی
periderm
پوست اطراف
phyma
برامدگی پوست
pityriasis
شوره پوست
rhytidome
پوست درخت
ross
پوست درخت
ross
پوست کندن
scalable
پوست کندنی
scarf skin
پوست برونی
shuck
پوست نخودوغیره
peltmonger
پوست فروش
parer
پوست تراش
moleskin
پوست کورموش
molt
پوست اندازی
negress
زن سیاه پوست
onionskin
پوست پیاز
oxhide
پوست گاو
pachydermatous
ستبر پوست
pachydermatous
پوست کلفت
pachydrmatous
پوست کلفت
papillose
مانندبرامدگی پوست
parachroma
بیرنگی پوست
skin and bone
پوست واستخوان
sheepskin
پوست گوسفند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com