English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (5 milliseconds)
English Persian
genomotives انگیزههای ارثی
Other Matches
economic incentives انگیزههای اقتصادی
deficiency motives انگیزههای کاستی
growth motives انگیزههای رشددهنده
unconscious motives انگیزههای ناهشیار
material incentives انگیزههای مادی
conflicting motives انگیزههای متعارض
heritable ارثی
patrimonial ارثی
successive ارثی
hereditary ارثی
genetic ارثی
inherited ارثی
congenital ارثی
coparcenery هم ارثی
genetic endowment موهبت ارثی
geneticism ارثی نگری
hereditarianism ارثی نگری
genotype سنخ ارثی
be in one's blood <idiom> ارثی بودن
geneticists ارثی نگر
geneticist ارثی نگر
diathesis بیماری پذیری ارثی
prerogatives امتیاز مخصوص حق ارثی
prerogative امتیاز مخصوص حق ارثی
genetic endowment ساز و برگ ارثی
bequest ارثی که بنابوصیت رسیده
bequests ارثی که بنابوصیت رسیده
amphiploid دارای حداقل کرموسوم ارثی
sex linked واقع در کروموزم جنسی ارثی
principals رئیس موسسه اثاثه ارثی
legitimism هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
principal رئیس موسسه اثاثه ارثی
dysgenic مضر برای صفات وخصوصیات ارثی
legitimist هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
Generosity runs in the family. سخاوت دراین خانواده ارثی است
recapitulated صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
inviable عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
recombinant موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
recapitulating صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulates صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulate صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
gene عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
genes عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
incross اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com