Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
speculative motive
انگیزه سفته بازی
Search result with all words
speculative demand for money
تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
Other Matches
stock jobbing
سفته بازی
stock jobbery
سفته بازی
agiotage
سفته بازی
speculation
سفته بازی
kite
سفته بازی کردن
to fly a kite
سفته بازی کردن
kites
سفته بازی کردن
gamble
سفته بازی کردن
gambled
سفته بازی کردن
gambles
سفته بازی کردن
speculated
احتکارکردن سفته بازی کردن
speculates
احتکارکردن سفته بازی کردن
speculating
احتکارکردن سفته بازی کردن
speculate
احتکارکردن سفته بازی کردن
speculated
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculating
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculates
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculative demand for money
تقاضای سفته بازی برای پول
speculate
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
option dealing
سفته بازی روی ترقی سهام
kites
فرد درنده خو به وسیله سفته بازی پول واعتبار به دست اوردن
kite
فرد درنده خو به وسیله سفته بازی پول واعتبار به دست اوردن
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
bill of exgchange
سفته
draft
سفته
demand note
سفته
drafted
سفته
drafts
سفته
bank paper
سفته
promissory note
سفته
promissory notes
سفته
papers
سفته برات
papered
سفته برات
papering
سفته برات
drafts
برات سفته
paper
سفته برات
drafted
برات سفته
direct debit
سفته-وجهالزمان
accommodation bill
سفته دوستانه
draft
برات سفته
speculation
سفته بای
gamblers
سفته باز
gambler
سفته باز
speculators
سفته باز
speculator
سفته باز
stock jobber
سفته باز
stimulants
انگیزه
stimulant
انگیزه
impetus
انگیزه
conatus
انگیزه
mover
انگیزه
motive
انگیزه
motives
انگیزه
motivation
انگیزه
incitement
انگیزه
incitation
انگیزه
inducements
انگیزه
incentives
انگیزه
incentive
انگیزه
inducement
انگیزه
impelent
انگیزه
bulls
سفته باز بورس
time bill
سفته مدت دار
single name paper
سفته دارای یک امضاء
bull
سفته باز بورس
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
impulses
انگیزه دادن به
lack of incentive
فقدان انگیزه
lack of incentive
نبود انگیزه
goads
مهمیز انگیزه
motivation
انگیزه انگیختگی
goad
مهمیز انگیزه
goading
مهمیز انگیزه
goaded
مهمیز انگیزه
imaginary stimulus
انگیزه موهومی
mastery motive
انگیزه تسلط
impulse
انگیزه دادن به
mainspring
انگیزه اصلی
safety motive
انگیزه ایمنی
social motive
انگیزه اجتماعی
economic motivation
انگیزه اقتصادی
cause
انگیزه هدف
transaction motive
انگیزه معاملاتی
phenomotive
انگیزه پدیداری
precautionary motive
انگیزه احتیاطی
profit motive
انگیزه سود
saving motive
انگیزه پس انداز
affiliation motive
انگیزه پیوندجویی
propellent
انگیزه محرک
propellants
انگیزه محرک
causes
انگیزه هدف
propellant
انگیزه محرک
causing
انگیزه هدف
tax incentive
انگیزه مالیاتی
demotivated
بی انگیزه شده
transaction motive
انگیزه مبادلاتی
motives
انگیزه غرض
achievement motive
انگیزه پیشرفت
work incentive
انگیزه کار
impulsions
انگیزه انی
impulsion
انگیزه انی
export incentive
انگیزه صادرات
wage incentive
انگیزه مزد
motive
انگیزه غرض
short bills
سفته یا برات کوتاه مدت
bank paper
چک تضمین شده سفته بانکی
date on which a bill falls due
موعد پرداخت برات یا سفته
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
inviolacy motive
انگیزه ایراد گریزی
stimulus
انگیزه وسیله تحریک
abundancy motive
انگیزه فزون خواهی
aetiology
انگیزه شناسی تعلیل
stimulant
مشروب الکلی انگیزه
stimuli
انگیزه وسیله تحریک
interesde motive
انگیزه غرض الود
stimulants
مشروب الکلی انگیزه
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
impulse
انگیزه ناگهانی تکان دادن
impulses
انگیزه ناگهانی تکان دادن
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
bill time draft
برات و سفته قابل پرداخت درتاریخ معین در اینده
date of grace
مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
motivate
تهییج کردن دارای انگیزه شده
psych out
<idiom>
پیی بردن به انگیزه واقعی (شخص)
motivating
تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivates
تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated
تهییج کردن دارای انگیزه شده
pep talk
<idiom>
صحبتی که باعث ایجاد انگیزه درفرد شود
endorsee
کسی که برات یا هر سنددیگری از قبیل چک و سفته در وجه او فهر نویسی و به او تسلیم میشود
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
impulsive
کسیکه از روی انگیزه انی وبدون فکر قبلی عمل میکند
to boondoggle
[American English]
پول و وقت تلف کردن
[برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
qualified indorsement
فهرنویسی برات یا سفته با ذکرمطلبی که مسئوولیت فهرنویس را نسبت به ان چه قانون مقرر داشته است محدودتر یا وسیعتر کند
IOU
در CL سند بدهکاری یا سفته یا سند ذمهای را گویند
IOUs
در CL سند بدهکاری یا سفته یا سند ذمهای را گویند
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest)
<idiom>
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
quantity equation
معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
rug names
اسامی فرش
[بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
gaming
بازی
plain dealing
بازی
solitaires
تک بازی
solitaire
تک بازی
partie
بازی
sportiveŠetc
بازی کن
patulousness
بازی
game
بازی
action
بازی
actions
بازی
openness
بازی
watermanship
اب بازی
fun
بازی
hopscotch
بازی لی لی
plays
بازی
basics
بازی
grey hound
سگ بازی
basic
بازی
slackness
بازی
falconine
بازی
homes
بازی
dibasic
دو بازی
playing
بازی
home
بازی
clearance
بازی
play
بازی
played
بازی
playing the board
بازی فی نفسه
dib
تیله بازی
playing the man
بازی با حریف
popery
پاپ بازی
fences
شمشیر بازی
playing the man
بازی روانی
double dealing
حقه بازی
pugilism
بوکس بازی
playing time
مدت بازی
dibs
بازی نرد
fence
شمشیر بازی
doll play
عروسک بازی
playing the board
بازی بر صفحه
playing court
زمین بازی
play away
به بازی گذراندن
paperwork
کاغذ بازی
pederosis
بچه بازی
pederasty or pae
بچه بازی
pederasty
بچه بازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com