Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
abundancy motive
انگیزه فزون خواهی
Other Matches
hypersexuality
فزون خواهی جنسی
Take it or leave it.
می خواهی بخواه نمی خواهی نخواه !
over graze
فزون چر
trans-
فزون
polyuria
فزون ادراری
amplifiers
فزون ساز
amplifier
فزون ساز
overgrown
فزون رسته
amplification
فزون سازی
over irrigation
فزون ابیاری
overactive
فزون کار
overvaluing
فزون ارج کردن
overvalues
فزون ارج کردن
overvalued
فزون ارج کردن
voltage amplification
فزون سازی ولت
overvalue
فزون ارج کردن
oversold
فزون فروشی کردن
oversells
فزون فروشی کردن
overreact
فزون واکنش کردن
triode amplifier
فزون ساز سه قطبی
video amplifier
فزون ساز ویدئو
overreacted
فزون واکنش کردن
overreacts
فزون واکنش کردن
oversell
فزون فروشی کردن
overselling
فزون فروشی کردن
overreacting
فزون واکنش کردن
class a amplifier
فزون ساز درجه ا
class c amplifier
فزون ساز درجه سی
electron multiplier
فزون ساز الکترون
class b amplifier
فزون ساز درجه ب
class ab amplifier
فزون ساز درجه ا ب
cathode follower
فزون ساز کاتدی
cascode amplifier
فزون ساز کاسکودی
amplifier tube
لامپ فزون ساز
self consequence
خود فزون شماری
sweep amplifier
فزون ساز روبنده
modulated amplifier
مرحله فزون ساز تحمیلی
voltage factor
ضریب فزون سازی دو الکترد
microphone pre amplifier
پیش فزون ساز میکروفون
public address amplifier
فزون ساز بلندگوی اجتماعات
overly
به طور مفرط فزون کارانه
gas amplification factor
ضریب فزون سازی گاز
chrominance amplifier
فزون ساز رنگ تابی
radio frequency amplifier
فزون ساز بسامد رادیویی
power amplifier stage
مرحله فزون ساز توان
mover
انگیزه
impelent
انگیزه
motivation
انگیزه
motive
انگیزه
conatus
انگیزه
motives
انگیزه
stimulants
انگیزه
incentives
انگیزه
incitement
انگیزه
incitation
انگیزه
impetus
انگیزه
incentive
انگیزه
inducements
انگیزه
inducement
انگیزه
stimulant
انگیزه
toxicomania
سم خواهی
goaded
مهمیز انگیزه
social motive
انگیزه اجتماعی
profit motive
انگیزه سود
precautionary motive
انگیزه احتیاطی
demotivated
بی انگیزه شده
mastery motive
انگیزه تسلط
export incentive
انگیزه صادرات
lack of incentive
فقدان انگیزه
lack of incentive
نبود انگیزه
propellent
انگیزه محرک
phenomotive
انگیزه پدیداری
goad
مهمیز انگیزه
impulses
انگیزه دادن به
imaginary stimulus
انگیزه موهومی
impulse
انگیزه دادن به
safety motive
انگیزه ایمنی
goading
مهمیز انگیزه
saving motive
انگیزه پس انداز
goads
مهمیز انگیزه
tax incentive
انگیزه مالیاتی
economic motivation
انگیزه اقتصادی
causing
انگیزه هدف
cause
انگیزه هدف
motive
انگیزه غرض
propellant
انگیزه محرک
mainspring
انگیزه اصلی
motives
انگیزه غرض
wage incentive
انگیزه مزد
propellants
انگیزه محرک
achievement motive
انگیزه پیشرفت
causes
انگیزه هدف
transaction motive
انگیزه مبادلاتی
affiliation motive
انگیزه پیوندجویی
impulsion
انگیزه انی
impulsions
انگیزه انی
motivation
انگیزه انگیختگی
transaction motive
انگیزه معاملاتی
work incentive
انگیزه کار
uranism
همجنس خواهی
zoophily
حیوان خواهی
will to power
قدرت خواهی
progressiveness
ترقی خواهی
thanatomania
مرگ خواهی
thou wilt go
خواهی رفت
sapphism
همجنس خواهی
amativeness
خاطر خواهی
zoophilia
حیوان خواهی
zealotry
هوا خواهی
Why dont you leave me alone?
از جان من چه می خواهی ؟
progressivism
ترقی خواهی
thou shalt go
خواهی رفت
illy
ازروی بد خواهی
zeal
خیر خواهی
homoerotism
همجنس خواهی
willy nilly
خواهی نخواهی
hebephilia
نوجوان خواهی
willy-nilly
خواهی نخواهی
electron affinity
الکترون خواهی
estrus
گشن خواهی
homosexuality
همجنس خواهی
ephebophilia
جوان خواهی
amende honorable
پوزش خواهی
benevolence
خیر خواهی
blackmails
باج خواهی
oestrus
گشن خواهی
nosophilia
بیماری خواهی
inversion
همجنس خواهی
benevolence
نیک خواهی
blackmailed
باج خواهی
inversions
همجنس خواهی
blackmail
باج خواهی
blackmailing
باج خواهی
coprophilia
مدفوع خواهی
stimulant
مشروب الکلی انگیزه
stimulants
مشروب الکلی انگیزه
aetiology
انگیزه شناسی تعلیل
speculative motive
انگیزه سفته بازی
stimulus
انگیزه وسیله تحریک
interesde motive
انگیزه غرض الود
stimuli
انگیزه وسیله تحریک
inviolacy motive
انگیزه ایراد گریزی
liberalism
اصول ازادی خواهی
Why do you want to know ? dont be nosy.
می خواهی چه؟کنی بدانی ؟
Pick, what you like
[want]
!
هر کدام را می خواهی بردار!
polls
نظر خواهی کردن
Do you want some more food ?
بازهم غذا می خواهی ؟
apologised
عذر خواهی کردن
apologises
عذر خواهی کردن
apologising
عذر خواهی کردن
apologize
عذر خواهی کردن
apologized
عذر خواهی کردن
apologizes
عذر خواهی کردن
apologizing
عذر خواهی کردن
What the hell do you want?
چه زهر ماری می خواهی ؟
polled
نظر خواهی کردن
appealable
قابل پژوهش خواهی
apologise
عذر خواهی کردن
to offer an apology
عذر خواهی کردن
royalistic
مبنی برسلطنت خواهی
crystal growth affinity
رشد خواهی بلور
latent homosexuality
همجنس خواهی نهفته
sapphism
همجنس خواهی زنان
public spiritedness
خیر خواهی مردم
overt homosexuality
همجنس خواهی اشکار
tribadism
همجنس خواهی فاعلی
urning
در همجنس خواهی مردان
poll
نظر خواهی کردن
supercilious
از روی خود خواهی
impulses
انگیزه ناگهانی تکان دادن
impulse
انگیزه ناگهانی تکان دادن
Having hardly arrived you want to. . .
هنوز از راه نرسیدی می خواهی ...
faute de mieux
همجنس خواهی ناشی ازمحرومیت
to play at
خواهی نخواهی اقدام کردن
generosity
خیر خواهی گشاده دستی
She is hopping mad .
چرا می خواهی لجت را سر من در آوری ؟
Do you want to have your fortune told?
می خواهی برایت فال بگیرم ؟
motivate
تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated
تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivating
تهییج کردن دارای انگیزه شده
psych out
<idiom>
پیی بردن به انگیزه واقعی (شخص)
motivates
تهییج کردن دارای انگیزه شده
When in Rome, do as the Romans do!
<proverb>
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
Where do you want to go this time of night ?
این وقت شب کجا می خواهی بروی ؟
You seem to expect something for good measure !
مثل اینکه حالاناز شست هم می خواهی !
pep talk
<idiom>
صحبتی که باعث ایجاد انگیزه درفرد شود
public spiritedly
ازلحاظ خیر خواهی مردم میهن پرستانه
public spirit
خیر خواهی برای مردم میهن پرستی
If you want to sell your car , I am your man .
اگر می خواهی اتوموبیلت را بفروش من مرد خریدم
You wI'll benefit by this book .
از خواندن این کتاب فایده خواهی برد
speculative demand for money
تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
nothing serves to but apology
هیچ چیز جز عذر خواهی بدردنمیخوردیا سودمند نیست
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class.
اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
impulsive
کسیکه از روی انگیزه انی وبدون فکر قبلی عمل میکند
to boondoggle
[American English]
پول و وقت تلف کردن
[برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
flood discharge
بده فزون ابی بده سیل
invitations
وعده خواهی وعده گیری
invitation
وعده خواهی وعده گیری
constant dripping wears away the stone
<proverb>
اگر که خواهی شوی خوشنویس، بنویس و بنویس و بنویس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com