English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (10 milliseconds)
English Persian
the secret will open to me ان راز بمن اشکار
Search result with all words
glaring اشکار مشهور
public عامه اشکار
patent اشکار
patented اشکار
patenting اشکار
patents اشکار
clear :اشکار
clearer :اشکار
clearest :اشکار
clears :اشکار
manifest اشکار اشکار ساختن
manifest صورت بار اشکار
manifested اشکار اشکار ساختن
manifested صورت بار اشکار
manifesting اشکار اشکار ساختن
manifesting صورت بار اشکار
manifests اشکار اشکار ساختن
manifests صورت بار اشکار
detect اشکار کردن
detected اشکار کردن
detecting اشکار کردن
detects اشکار کردن
visible مرئی اشکار
bare ساده اشکار
bared ساده اشکار
barer ساده اشکار
bares ساده اشکار
barest ساده اشکار
baring ساده اشکار
flagrant اشکار
plain اشکار
plainer اشکار
plainest اشکار
plains اشکار
avowal افهار اشکار
avowals افهار اشکار
explicit اشکار صاف
explicit اشکار
signal اشکار مشخص
signaled اشکار مشخص
signalled اشکار مشخص
obvious اشکار
reveal اشکار کردن
revealed اشکار کردن
reveals اشکار کردن
conspicuous اشکار
palpable قابل لمس اشکار
uncover اشکار کردن کشف کردن
uncover اشکار کردن برهنه کردن
uncovering اشکار کردن کشف کردن
uncovering اشکار کردن برهنه کردن
uncovers اشکار کردن کشف کردن
uncovers اشکار کردن برهنه کردن
undisguised اشکار بی تلبیس
palpably بطور محسوس یا اشکار
open and shut اشکار
open-and-shut اشکار
overt اشکار
patently بطور اشکار
notoriously بطور اشکار
roundly بی پرده اشکار
evident اشکار
noise اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noises اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
out اشکار
out- اشکار
outed اشکار
quarries اشکار کردن معدن سنگ
quarry اشکار کردن معدن سنگ
quarrying اشکار کردن معدن سنگ
uncovered اشکار
known اشکار ساختن
crying اشکار
axiom حقیقت اشکار
axioms حقیقت اشکار
open ازاد اشکار
open اشکار
opened ازاد اشکار
opened اشکار
opens ازاد اشکار
opens اشکار
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
unfold اشکار کردن
unfold فاش کردن اشکار شدن
unfolded اشکار کردن
unfolded فاش کردن اشکار شدن
unfolding اشکار کردن
unfolding فاش کردن اشکار شدن
unfolds اشکار کردن
unfolds فاش کردن اشکار شدن
display اشکار کردن
displayed اشکار کردن
displaying اشکار کردن
displays اشکار کردن
detection اشکار سازی
apparent اشکار
obviously بطور اشکار یا معلوم
flagrantly باوقاحت اشکار
self explanatory واضح اشکار
Other Matches
disruptive pattern اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
burning disgrace اشکار
inapparent نا اشکار
inevidence اشکار
semblable اشکار
visible balance تراز اشکار
decryption اشکار سازی
self-explanatory واضح اشکار
manifestation اشکار سازی
transpicuous روشن اشکار
transpicuous فرا اشکار
self evident خود اشکار
revealer اشکار کننده
it will manifest it self اشکار خواهد شد
revealed preference ترجیح اشکار
kithe اشکار ساختن
lay open اشکار کردن
let out اشکار ساختن
revealed preference رجحان اشکار
market overt بازار اشکار
manifester اشکار کننده
manifestative اشکار سازنده
self explaining واضح اشکار
frequency demodulation اشکار ساختن
to reveal itself اشکار شدن
to make known اشکار ساختن
manifestations اشکار سازی
amende honorable عذرخواهی اشکار
conspicuous defect عیب اشکار
decrypt اشکار ساختن
to lay open اشکار ساختن
evident to any one نزدهمه اشکار
explicit behavior رفتار اشکار
overt behavior رفتار اشکار
explicit cost هزینه اشکار
manifest need نیاز اشکار
manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار
it is obvious that اشکار یا بدیهی است که
manifest dream content محتوای اشکار رویا
open to the public اشکار در نزد همه
plain text متن واضح و اشکار
self revelation خود اشکار سازی
overt homosexuality همجنس خواهی اشکار
revelations اشکار سازی افشاء
untold بی حساب اشکار نشده
apparent electromotive force نیروی برقرانی اشکار
to make public اشکار یا علنی کردن
revelation اشکار سازی افشاء
taylor manifest anxiety scale مقیاس اضطراب اشکار تیلور
to breathe one's simplicity بسادگی کسی اشکار شدن
peeps جوانه زدن اشکار شدن
peep جوانه زدن اشکار شدن
peeped جوانه زدن اشکار شدن
peeping جوانه زدن اشکار شدن
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
cold fault نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
ultrasonic inspection متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
federal privacy act قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
it was publicly known همه میدانستند در نظر همه اشکار بود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com