Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
remind me ofit
ان موضوع را بخاطرمن بیاورید
Other Matches
queueing
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queues
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access
فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread
این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
red herring
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition
موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
remind me ofit
یاد من بیاورید
Please bring me the orifinal letter .
عین نامه را برایم بیاورید
You should not over – exert yourself.
نباید بخودتان فشار بیاورید
Could you bring me ... ?
ممکن است ... برایم بیاورید؟
reversing
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse
روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
Two coffees please .
لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
Please take that bag.
خواهش میکنم آن کیف را برایم بیاورید.
Please take my suitcase.
خواهش میکنم چمدانم را برایم بیاورید.
May I have an ashtray?
ممکن است یک زیرسیگاری برایم بیاورید؟
May I have a blanket?
ممکن است یک پتو برایم بیاورید؟
May I have an iron?
ممکن است یک اتو برایم بیاورید؟
May I have my bill, please?
ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
May I have some ...?
آیا ممکن است کمی ... برایم بیاورید؟
May I have some ...?
آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟
Could we have a fork please?
ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟
Could we have a plate please?
ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
May I have some soap?
ممکن است چند تا صابون برایم بیاورید؟
May I have a bath towel?
ممکن است یک حوله حمام برایم بیاورید؟
Can you serve me immediately?
آیا ممکن است غذایم را فورا بیاورید؟
steady on
لوله توپ را به اهستگی تاروی هدف بیاورید
May I have the menu, please?
ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
May I have the drink list, please?
ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
Can I have some more ...?
آیا ممکن است کمی دیگر ... برایم بیاورید؟
May I have some hangers?
ممکن است چند تا چوب لباسی برایم بیاورید؟
May I have some toiletpaper?
ممکن است چند تا کاغذ توالت برایم بیاورید؟
Could we have a napkin please?
ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
Could we have some matches please?
ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟
Please take this luggage.
خواهش میکنم این اسباب و اثاثیه را برایم بیاورید.
circular
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars
فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
subjecting
موضوع
motifs
موضوع
motif
موضوع
afair
موضوع
head
موضوع
matter
موضوع
propositioned
موضوع
proposition
موضوع
matters
موضوع
mattering
موضوع
mattered
موضوع
propositions
موضوع
issue
موضوع
issued
موضوع
texts
موضوع
subjected
موضوع
subject
موضوع
point
موضوع
question
موضوع
questioned
موضوع
questions
موضوع
text
موضوع
propositioning
موضوع
issues
موضوع
subjects
موضوع
theme
موضوع
themes
موضوع
plotless
بی موضوع
object
موضوع
subjects
موضوع ها
topics
موضوع ها
objected
موضوع
criteria
موضوع
objects
موضوع
objecting
موضوع
indirect objects
موضوع
topic
موضوع
topics
موضوع
direct objects
موضوع
topic
موضوع
themes
موضوع ها
subject
[topic]
موضوع
objects
موضوع منظره
subjected
شیی موضوع
objective complement
مکمل موضوع
recitations
تعریف موضوع
out of question
خارج از موضوع
recitation
تعریف موضوع
direct objects
موضوع منظره
subject of debate
موضوع دعوی
subject and predicate
موضوع و محمول
subduce
موضوع کردن
What's behind all this?
موضوع چه است؟
sign position
موضوع علامت
sides of the question
اطراف موضوع
res ipsa loquitur
موضوع گویاست
privity
موضوع محرمانه
not to the point
خارج از موضوع
not to point
بیرون از موضوع
monomaniac
دیوانه یک موضوع
subjects
شیی موضوع
side issues
موضوع فرعی
object
موضوع منظره
side issue
موضوع فرعی
beside the question
خارج از موضوع
subjects
رعایا موضوع
in contestation
موضوع بحث
issued
موضوع دعوی
in question
موضوع بحث
it is a question of money
موضوع بسته به
subjecting
رعایا موضوع
at issue
موضوع بحث
subject
شیی موضوع
side show
موضوع فرعی
subjected
رعایا موضوع
objecting
موضوع منظره
subject
رعایا موضوع
matter on hand
موضوع بحث
indirect objects
موضوع منظره
subjecting
شیی موضوع
objected
موضوع منظره
affaire d'honneur
موضوع شرافتی
lemma
مقدمه موضوع
postulated
اصل موضوع
issues
موضوع دعوی
cases
موضوع حالت
subject matter
موضوع اصلی
fair game
<idiom>
موضوع تهاجم
irrelevant
خارج از موضوع
case
موضوع حالت
grievance
موضوع شکایت
What is it all about ?
موضوع چیست ؟
What's on?
موضوع چه است؟
What's up?
موضوع چه است؟
What's wrong?
موضوع چه است؟
What is happening?
موضوع چه است؟
What gives?
موضوع چه است؟
issued
موضوع شماره
postulate
اصل موضوع
subject matter
مطلب موضوع
neither here nor there
<idiom>
بیربط به موضوع
postulates
اصل موضوع
issue
موضوع شماره
a horse of another colour
[different colour]
موضوع علیحده
issue
موضوع دعوی
What's going on?
موضوع چه است؟
business
موضوع تجارت
problems
معما موضوع
universe of discourse
موضوع بحث
problem
معما موضوع
businesses
موضوع تجارت
issues
موضوع شماره
decades
ده موضوع یا رویداد
What's the matter?
موضوع چیه؟
decade
ده موضوع یا رویداد
What is the matter?
موضوع چه است؟
postulating
اصل موضوع
What's cooking?
موضوع چه است؟
off the track
از موضوع پرت
subject
مبحث موضوع مطالعه
it is a question of money
موضوع پول است
i a with you on that matter
من در ان موضوع با شماموافق هستم
donnee
موضوع داستان یا درام
deviate from the main subject
از موضوع خارج شدن
It deals with ...
موضوع در باره ... است.
contested area
منطقه موضوع اختلاف
at stake
نامعلوم موضوع بحث
embroglio
گیر موضوع غامض
The topic of our discussion . The subject of our talk (argument).
موضوع بحث وصحبت ما
question in dispute
موضوع متنازع فیه
It dawned on me.
بعدش من
[آن موضوع را]
فهمیدم.
reagent
موضوع ازمایش روانی
The contrary was proved.
عکس موضوع ثابت شد
topicality
موضوع موردبحث روز
the tax in question
مالیات موضوع بحث
stick to the point
از موضوع خارج نشوید
the matter is perplexed
موضوع درهم است
the matter in hand
موضوع مورد بحث
that is not the question
موضوع این نیست
permit goods coveredby
کالای موضوع پروانه
matter in hand
موضوع مورد بحث
name of the game
<idiom>
قسمت اصلی یک موضوع
red herring
<idiom>
از موضوع اصلی دورکردن
thematic apperception test
ازمون اندریافت موضوع
lowdown
<idiom>
لپ مطلب ،حقیقت موضوع
dawn on
<idiom>
روشن شدن (موضوع)
That is beside the point. It is irrelevant ( inconsequential , immaterial ) .
ربطی به موضوع ندارد
obiter dictum
خارج از موضوع دعوی
object of worship
موضوع پرستش یاستایش
vexata questio
موضوع متنازع فیه
that is a matter of habit
موضوع عادت است
monograph
رساله درباره یک موضوع
plot
موضوع اصلی توط ئه
plots
موضوع اصلی توط ئه
causes
موضوع منازع فیه
bet
موضوع شرط بندی
contenting
موضوع یک برنامه یا متن
causing
موضوع منازع فیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com