Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
simmer
اهسته جوشیدن
simmered
اهسته جوشیدن
simmering
اهسته جوشیدن
simmers
اهسته جوشیدن
Other Matches
stews
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewed
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
tapped
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tap
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapping
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
bubble
جوشیدن
foamed
جوشیدن
foam
جوشیدن
foaming
جوشیدن
foams
جوشیدن
effervesce
جوشیدن
bubbled
جوشیدن
boiled
جوشیدن
boils
جوشیدن
blow
جوشیدن
blows
جوشیدن
boil
جوشیدن
bubbling
جوشیدن
bubbles
جوشیدن
seethe
تلاطم جوشیدن
on the boil
درحال جوشیدن
seethes
تلاطم جوشیدن
seething
تلاطم جوشیدن
seethed
تلاطم جوشیدن
guggle
جوشیدن جوش زدن
perk
صاف کردن جوشیدن
perks
صاف کردن جوشیدن
gurgling
غرغره کردن جوشیدن
gurgles
غرغره کردن جوشیدن
gurgled
غرغره کردن جوشیدن
gurgle
غرغره کردن جوشیدن
to go off the boil
جوشیدن وخشک افتادن
To be a good mixer.
با مردم خوب جوشیدن ( معاشرت کردن )
lentamente
اهسته
low
اهسته
largo a
اهسته
gradual
اهسته
indistinct
اهسته
below ones breath
اهسته
catlike
اهسته رو
fabian
اهسته رو
slowest
اهسته
cattish
اهسته رو
at a slow pace
اهسته
limper
اهسته رو
plodder
اهسته رو
silently
اهسته
languidly
اهسته
slowing
اهسته
ritardando
اهسته تر
lento a
اهسته
slowly
اهسته
slower
اهسته
slowed
اهسته
slow down
اهسته
slow
اهسته
slow footed
اهسته
quietly
اهسته
lightly
اهسته
slows
اهسته
tardo
اهسته
low low
اهسته اهسته
goose-stepped
قدم اهسته
slackened
اهسته کردن
soften
اهسته ترکردن
jiggled
تکان اهسته
slackens
اهسته کردن
softens
اهسته ترکردن
tip
ضربت اهسته
tipping
ضربت اهسته
jog
اهسته دویدن
slackening
اهسته کردن
slacken
اهسته کردن
jogged
اهسته دویدن
jogging
اهسته دویدن
jiggle
تکان اهسته
jogs
اهسته دویدن
low
پایین اهسته
jiggles
تکان اهسته
jiggling
تکان اهسته
mealy mouthed
اهسته حرف زن
mealy-mouthed
اهسته حرف زن
lagging
اهسته کند
softened
اهسته ترکردن
trickle charge
پر کردن اهسته
slow ahead
اهسته به جلو
tap
اهسته زدن
rallenttando
بتدریج اهسته تر
tapped
اهسته زدن
tapping
اهسته زدن
pianissimo
بسیار اهسته
piaffer
یورتمه اهسته
percuss
اهسته زدن به
lockstep
قدم اهسته
slow and steady
اهسته وپیوسته
dead slow
خیلی اهسته
slow paced
اهسته گام
to wear away
اهسته راندن
andante
نسبتا اهسته
to slack up
کم کم اهسته کردن
to burn down or low
اهسته ترسوختن
to burn down ar low
اهسته ترسوختن
susurration
سخن اهسته
sluggish
بطی اهسته رو
languid
بی حال اهسته
slow paced
اهسته خرام
largo
اهسته و مفصل
jog trot
کاریکنواخت و اهسته
trudges
قدم اهسته
crawls
اهسته خزیدن
slid
اهسته رفتن
dabs
اهسته زدن
trudge
قدم اهسته
dabbed
اهسته زدن
trudged
قدم اهسته
crawled
اهسته خزیدن
dab
اهسته زدن
goose step
قدم اهسته
trudging
قدم اهسته
dink
ضربه اهسته
goose-step
قدم اهسته
goose-stepping
قدم اهسته
dogtrot
یورتمه اهسته
goose-steps
قدم اهسته
crawl
اهسته خزیدن
to tread light
اهسته لگد زدن
to speak under one's breath
اهسته سخن گفتن
elutriate
اهسته خالی کردن
drifted
مقصود جریان اهسته
drifting
مقصود جریان اهسته
fox trot
یورتمه اهسته اسب
drifts
مقصود جریان اهسته
feather
اهسته زدن گوی
heavy footed
اهسته وسنگین درحرکت
creepers
گوی غلطان و اهسته
creeper
گوی غلطان و اهسته
ruffling
صدای طبل اهسته
ruffles
صدای طبل اهسته
slowed
اهسته کردن یاشدن
ruffle
صدای طبل اهسته
doggo
اهسته ناپدید شونده
steady on
اهسته به سمت هدف
gentle
اهسته ملایم کردن
slow burning conductor
سیم اهسته سوز
indistinct noise
صدای اهسته و نامعلوم
slow motion picture
تصویر با حرکت اهسته
whispery
اهسته صحبت کننده
drift
مقصود جریان اهسته
coddled
اهسته جوشاندن یا پختن
decelerates
کندکردن اهسته کردن
decelerated
کندکردن اهسته کردن
ooze
اهسته جریان یافتن
oozing
اهسته جریان یافتن
clammy
سرد ومرطوب اهسته رو
decant
اهسته خالی کردن
decanted
اهسته خالی کردن
decanting
اهسته خالی کردن
oozes
اهسته جریان یافتن
decants
اهسته خالی کردن
gentlest
اهسته ملایم کردن
coddle
اهسته جوشاندن یا پختن
gentler
اهسته ملایم کردن
coddling
اهسته جوشاندن یا پختن
coddles
اهسته جوشاندن یا پختن
decelerating
کندکردن اهسته کردن
slowing
اهسته کردن یاشدن
decelerate
کندکردن اهسته کردن
jiggles
اهسته تکان دادن
jiggling
اهسته تکان دادن
tapping
ضربت اهسته شیر
tapped
ضربت اهسته شیر
tap
ضربت اهسته شیر
slows
اهسته کردن یاشدن
slowest
اهسته کردن یاشدن
slower
اهسته کردن یاشدن
slow
اهسته کردن یاشدن
jiggled
اهسته تکان دادن
jiggle
اهسته تکان دادن
oozed
اهسته جریان یافتن
jogger
کسیکه اهسته می دود
joggers
کسیکه اهسته می دود
spiller
موجی که اهسته ویکنواخت می شکند
jogger
دونده با گامهای اهسته ومنظم
flicked
ضربت اهسته و سبک با شلاق
cooed
اهسته بازمزمه ادا کردن
flicking
ضربت اهسته و سبک با شلاق
flicks
ضربت اهسته و سبک با شلاق
joggers
دونده با گامهای اهسته ومنظم
to pat upon something
اهسته دست بر چیزی زدن
flick
ضربت اهسته و سبک با شلاق
blooper
پرتاب اهسته توپ به توپزن
retards
عقب انداختن اهسته کردن
retarding
عقب انداختن اهسته کردن
retard
عقب انداختن اهسته کردن
patting
دست زدن اهسته قالب
pat
دست زدن اهسته قالب
fudge
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudged
فریفتن اهسته حرکت کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com