Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
largo
اهسته و مفصل
Other Matches
glenoid fossa or cavity
گودی مفصل کاسه مفصل
stewing
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewed
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stews
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
tap
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapping
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
voluminous
مفصل
copious
مفصل
inarticulate
بی مفصل
Hinduism
مفصل
pivots
مفصل
pivoted
مفصل
pivot
مفصل
articulation
مفصل
anarthrous
بی مفصل
copulas
مفصل
copula
مفصل
coupling
مفصل
fine drawn
مفصل
juncture
مفصل
spacious
مفصل
hinge
مفصل
hinges
مفصل
commissure
مفصل
fulsome
مفصل
jointless
بی مفصل
joint
مفصل
baom joomok
یک مفصل
socket
مفصل
linkage point
مفصل
sockets
مفصل
inventorial
مفصل
arthritis
التهاب مفصل
clip
مفصل کابل
clipped
مفصل کابل
scape
مفصل اصلی
clips
مفصل کابل
juncture
پیوستگی مفصل
detail part
قسمت مفصل
trunnion
مفصل افقی
articulation
مفصل لولا
clippings
مفصل کابل
arthritis
اماس مفصل
palaver
گفتگوی مفصل
steering swivel
مفصل فرمان
toggle joint
مفصل زانویی
hinge joint
مفصل لولایی
knee joint
مفصل زانو
multiple cable joint
مفصل انشعاب
glene
کاسه مفصل
universal joint
مفصل چرخنده
high tea
عصرانه مفصل
synosteology
مفصل شناسی
luncheons
غذای مفصل
luncheon
غذای مفصل
ginglymus
مفصل لولایی
synarthrosis
مفصل بی حرکت
gimmal
مفصل لولا
swivel joint
مفصل گردان
hip joint
مفصل ران
articulating
مفصل دارکردن
arthrology
مفصل شناسی
ankylosis
جمود مفصل
hip
مفصل ران
hips
مفصل ران
splice
مفصل بافته
spliced
مفصل بافته
splices
مفصل بافته
articulates
مفصل دارکردن
articulate
مفصل دارکردن
joint
مفصل پیوندگاه
choke joint
مفصل چوکی
sleeve
موف مفصل
sleeves
موف مفصل
in great detail
با جزئیات مفصل
ball and socket joint
مفصل ساچمه ای
splicing
مفصل بافته
abarticulation
مفصل متحرک
swivels
مفصل گردان
swivelled
مفصل گردان
swivelled
مفصل گردنده
swivel
مفصل گردان
disjoint
از مفصل دراوردن
swivel
مفصل گردنده
swivels
مفصل گردنده
diarthrosis
مفصل متحرک
articulation
مفصل بندی
pigtail
مفصل دم خوکی
ample
فراوان مفصل
pigtails
مفصل دم خوکی
facets
بند مفصل
facet
بند مفصل
enarthrosis
مفصل کام و زبانهای
gabfest
محاوره طولانی و مفصل
cable joint
مفصل اتصال کابل
acondylous
بدون بند یا مفصل
kettledrums
دمامه عصرانه مفصل
luxation
در رفتگی مفصل استخوان
clamping sleeve
مفصل مهار کننده
acondylose
بدون بند یا مفصل
choke flange joint
مفصل چوکی ال شکل
diffusively
بطور منتشر و یا مفصل
hitsu shiubi
مفصل انگشت وسط
dimerous
دارای مفصل دوبخشی
joint resistance
مقدار مقاومت مفصل
arthropathy
ناخوشی بند یا مفصل
arthropod
جانور مفصل دار
arthropoda
جانوران مفصل دار
disjoint
در رفتن از مفصل درامدن
cable jointing sleeve
مفصل انشعاب کابل
amplifying
مفصل گفتن یانوشتن
thurl
مفصل خاصره گوسفند
kettle drum
دمامه عصرانه مفصل
In ditail . Diffusively .
بطور مفصل ( مفصلا")
amplifies
مفصل گفتن یانوشتن
amplified
مفصل گفتن یانوشتن
kettledrum
دمامه عصرانه مفصل
joint
مفصل اتصال ضربهای
double jointed
دارای مفصل کاذب
naker
دمامه عصرانه مفصل
double-jointed
دارای مفصل کاذب
arthritic
مبتلا به اماس مفصل
amplify
مفصل گفتن یانوشتن
internode
قسمت میان دو بندیا مفصل
arthritic
مربوط به ورم و اماس مفصل
rabbet joint
بست یا مفصل کنش کاوی
hip joint
مفصل استخوان خاصره وران
low low
اهسته اهسته
tardo
اهسته
low
اهسته
largo a
اهسته
lentamente
اهسته
lento a
اهسته
limper
اهسته رو
slowest
اهسته
fabian
اهسته رو
quietly
اهسته
slowing
اهسته
slowly
اهسته
silently
اهسته
languidly
اهسته
slows
اهسته
lightly
اهسته
gradual
اهسته
slower
اهسته
slow
اهسته
at a slow pace
اهسته
slow down
اهسته
cattish
اهسته رو
ritardando
اهسته تر
indistinct
اهسته
slow footed
اهسته
below ones breath
اهسته
slowed
اهسته
catlike
اهسته رو
plodder
اهسته رو
submission hold
کانستنس یاشکستن دست از مفصل تاارنج
dactylus
بند یا مفصل بزرگ پای حشرات
monographist
نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
garnet
حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
to give a long recital of something
دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
garnets
حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
tap
اهسته زدن
tipping
ضربت اهسته
tip
ضربت اهسته
simmer
اهسته جوشیدن
andante
نسبتا اهسته
susurration
سخن اهسته
tapped
اهسته زدن
sluggish
بطی اهسته رو
jog
اهسته دویدن
mealy-mouthed
اهسته حرف زن
dead slow
خیلی اهسته
lagging
اهسته کند
low
پایین اهسته
jogs
اهسته دویدن
jogging
اهسته دویدن
jogged
اهسته دویدن
languid
بی حال اهسته
simmers
اهسته جوشیدن
simmering
اهسته جوشیدن
dink
ضربه اهسته
simmered
اهسته جوشیدن
dogtrot
یورتمه اهسته
mealy mouthed
اهسته حرف زن
tapping
اهسته زدن
slow ahead
اهسته به جلو
goose-stepped
قدم اهسته
dabbed
اهسته زدن
percuss
اهسته زدن به
dab
اهسته زدن
crawl
اهسته خزیدن
lockstep
قدم اهسته
to burn down ar low
اهسته ترسوختن
slacken
اهسته کردن
slackened
اهسته کردن
dabs
اهسته زدن
pianissimo
بسیار اهسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com