Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 142 (5 milliseconds)
English
Persian
permanent magnet
اهنربای دائمی
Search result with all words
alnico
الیاژی از اهن جهت ساخت اهنربای دائمی
permanent magnet steel
فولاد اهنربای دائمی
Other Matches
lifting megnet
اهنربای بلندکننده بار اهنربای باربردار
standing orders
دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
standing order
دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
retainers
حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
retainer
حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
electromagnet
اهنربای مغناطیسی
mitis iron
اهنربای میتیس
moving magnet
اهنربای گردان
closed footed magnet
اهنربای چنبری
crane magent
اهنربای جرثقیل
bar magent
اهنربای میلهای
bar magent
اهنربای قلمی
coupling magent
اهنربای اتصال
corrector magnet
اهنربای مصحح
permanent magnet
اهنربای دائم
permanent magnet
اهنربای همیشگی
tractive magnet
اهنربای بارکش
lifting magnet
اهنربای بارکش
homopolar magnet
اهنربای همقطب
corrector magnet
اهنربای تعدیل کن
portative magnet
اهنربای بارکش
induction disk
اهنربای صفحهای
field magnet
اهنربای میدان
field magnet
اهنربای مولد
relay magnet
اهنربای رله
induction cylinder
اهنربای استوانهای
magnetic bar
اهنربای قلمی
magnetic standard
اهنربای استاندارد
electromagnet
اهنربای برقی
electromagnet
اهنربای الکتریکی
horseshoe magnet
اهنربای نعل اسبی
moving magnet galvanometer
گالوانومتر اهنربای گردان
ironclad magnet
اهنربای جوشن دار
compensating magnets
اهنربای جبران کننده
bell shaped magnet
اهنربای زنگ شتری
anomalous magnet
اهنربای غیر عادی
differential electromagnet
اهنربای برقی تقابلی
moving magnet instrument
دستگاه اندازه گیری اهنربای گردان
magnetized bar
میله مغناطیس شده اهنربای قلمی
magneto
اهنربای اتش زنه مولد مغناطیس الکتریکی
electro magnet
اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
first string
دائمی
continous
دائمی
constants
دائمی
constant
دائمی
perennials
دائمی
perennial
دائمی
standing
دائمی
sequential
دائمی
permanent
دائمی
ceaseless
دائمی
standing army
ارتش دائمی
permanent saving
پس انداز دائمی
steady flow
جریان دائمی
permanent income
درامد دائمی
permanent insane
مجنون دائمی
steady state
حالت دائمی
permanent load
بار دائمی
permanent storage
انباره دائمی
sustained speed
سرعت دائمی
permanent color
رنگ دائمی
regular salary
حقوق دائمی
regular army
ارتش دائمی
permanent hardness
سختی دائمی
permanent store
انباره دائمی
permanent structures
ساختمانهای دائمی
permanent tooth
دندان دائمی
permanent way
مسیر دائمی
premanent way
خط ثابت خط دائمی
permanent storage
حافظه دائمی
permanent storage
انبارش دائمی
persistent inflation
تورم دائمی
permanent consumption
مصرف دائمی
permanent error
خطای دائمی
permanent fault
عیب دائمی
standing committee
کمیته دائمی
continous operation
کار دائمی
continous rolling
نورد دائمی
continous running
گردش دائمی
permanent
دائمی ماندنی
permanent
سیر دائمی
continual
دائمی همیشگی
creep limit
حد انبساط دائمی
continous earth
زمین دائمی
consistent flow
جریان دائمی
continous cycle
گردش دائمی
everlasting
همیشگی دائمی
costant load
بار دائمی
eternal
بی پایان دائمی
constant power
توان دائمی
continous anealing furnace
کوره ملتهب دائمی
continous mixer
مخلوط کننده دائمی
continous milling machine
دستگاه فرز دائمی
continous heating furnace
کوره حرارتی دائمی
continous conveyor
بالابر دائمی و ثابت
keelboat
قایق با تیر دائمی کف
sustained short circuit
اتصال کوتاه دائمی
fatigue bending test
ازمایش خمش دائمی
fatigue bending machine
دستگاه خمش دائمی
indefinite leave to remain
[British E]
جواز اقامت دائمی
permanent residence permit
جواز اقامت دائمی
cruising speed
سرعت دائمی اتومبیل
continous traction
نیروی کشش دائمی
continous strand furnace
کوره رشتهای دائمی
fereter
[معابد دائمی در کلیساها]
continuous rain
بارش باران دائمی
perpetual motion machine
ماشین خودکار دائمی
perpetuates
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuated
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuate
دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetual stock record
سابقه دائمی موجودی انبار
perpetuating
دائمی کردن جاودانی ساختن
perennially
بطور ماندگاریا دائمی همیشه
continous tinning line
تاسیسات قلع کاری دائمی
engramme
تحولات دائمی هسته سلول
continous casting plant
تاسیسات ریخته گری دائمی
continous casting method
روش ریخته گری دائمی
continous rod mill
دستگاه نورد سیم دائمی
engram
تحولات دائمی هسته سلول
alternating stress
تنش نوسان دار دائمی
mandate
حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی
mandate
قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
permanent emplacement
موضع دائمی یکان یا جنگ افزار
permanent income hypothesis
فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
permafrost
لایه منجمد دائمی اعماق زمین
hallucinosis
حالت هذیانی و وهمی ابتلاء به توهم دائمی
cross to bear/carry
<idiom>
رنج دادن کاری بصورت دائمی انجام میگیرد
engram
اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
engramme
اثر دائمی که درنتیجه یک محرک درسلول باقی میماند
flag station
جایی که قطاربادیدن پرچم ویژه نگاه میدارندوایستگاه دائمی نیست
theft
بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
thefts
بردن متقلبانه مال غیر به قصد محروم کردن دائمی مالک از ان
tenant in fee simple
متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
permanent income hypothesis
این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
presidium
هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
continous immersion test
ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
perpetual inventory
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
air pollution monitoring
مراقبت دائمی الودگی هوا فرابینی الودگی هوا
perpetual bonds
اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com