English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (6 milliseconds)
English Persian
horseshoe magnet اهنربای نعل اسبی
Other Matches
lifting megnet اهنربای بلندکننده بار اهنربای باربردار
kelpy جن اسبی
kelpie جن اسبی
equine اسبی
horsey اسبی
horsecar واگن اسبی
horse car واگن اسبی
relay magnet اهنربای رله
homopolar magnet اهنربای همقطب
field magnet اهنربای میدان
field magnet اهنربای مولد
electromagnet اهنربای مغناطیسی
electromagnet اهنربای الکتریکی
electromagnet اهنربای برقی
induction cylinder اهنربای استوانهای
induction disk اهنربای صفحهای
permanent magnet اهنربای همیشگی
permanent magnet اهنربای دائم
moving magnet اهنربای گردان
mitis iron اهنربای میتیس
magnetic standard اهنربای استاندارد
magnetic bar اهنربای قلمی
tractive magnet اهنربای بارکش
portative magnet اهنربای بارکش
lifting magnet اهنربای بارکش
permanent magnet اهنربای دائمی
closed footed magnet اهنربای چنبری
bar magent اهنربای میلهای
bar magent اهنربای قلمی
corrector magnet اهنربای تعدیل کن
corrector magnet اهنربای مصحح
coupling magent اهنربای اتصال
crane magent اهنربای جرثقیل
dragon گردان سوار اسبی
horseshoe shaped section مقطع نعل اسبی
dragons گردان سوار اسبی
prancer اسبی که روی دو پا بلندمیشود
to ride on a horse روی اسبی سوارشدن
horsehead nebula ابری کله اسبی
to ride on a horse اسبی را سوار شدن
ponytail ارایش دم اسبی گیسو
horse اسبی وابسته به اسب
ponytails ارایش دم اسبی گیسو
permanent magnet steel فولاد اهنربای دائمی
ironclad magnet اهنربای جوشن دار
compensating magnets اهنربای جبران کننده
bell shaped magnet اهنربای زنگ شتری
differential electromagnet اهنربای برقی تقابلی
moving magnet galvanometer گالوانومتر اهنربای گردان
anomalous magnet اهنربای غیر عادی
maiden اسبی که هنوز برنده نشده
maidens اسبی که هنوز برنده نشده
to put money on a horse روی اسبی گرو بستن
highweight اسبی که زیادترین وزن راگرفته
to chant a horse بازبان بازی یاتعریف اسبی رافروختن
tramway واگن راه اهن برقی یا اسبی
stealer اسبی که بطور غیرمنتظره پیروز شده
to p a vehicle or horse جلو گردونه یا اسبی را نگاه داشتن
daisy cutter اسبی که پایش راکم از زمین بلندمیکند
limulus خرچنگ نعل اسبی وبزرگ سواحل امریکا
moving magnet instrument دستگاه اندازه گیری اهنربای گردان
magnetized bar میله مغناطیس شده اهنربای قلمی
alnico الیاژی از اهن جهت ساخت اهنربای دائمی
magneto اهنربای اتش زنه مولد مغناطیس الکتریکی
also eligible اسبی که درصورت حذف یک اسب دیگر میتواند جای انرابگیرد
albanega [دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
sleepers میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
sleeper میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
greenest چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
green چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
cavalry سوار نظامی سوار اسبی
butterfly saddle rug قالیچه نقش پروانه ای [این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
hobbledehoy کره اسبی که تازه بالغ شده ادم تازه بالغ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com