English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (5 milliseconds)
English Persian
forging crack اهنگری شکافی
Other Matches
drop froge اهنگری کردن حدیدهای اهنگری حدیدهای
trifid سه شکافی
micrology مو شکافی
dissection کالبد شکافی
ovariotomy تخمدان شکافی
autopsy کالبد شکافی
autopsies کالبد شکافی
butt seam weld جوشکاری شکافی
butt welding جوشکاری شکافی
enterotomy روده شکافی
zootomy جانور شکافی
quadrifid چهار شکافی
keratotome چاقوی قرنیه شکافی
scalpels چاقوی کالبد شکافی
scalpel چاقوی کالبد شکافی
keratome چاقوی قرینه شکافی
vulval دارای شکافی شبیه فرج
vulvate دارای شکافی شبیه فرج
vulvar دارای شکافی شبیه فرج
smithy اهنگری
forging اهنگری
smithery اهنگری
smithcraft اهنگری
smith's shop اهنگری
smithies اهنگری
To spilt hair . To make a fine distinction . مورااز ماست کشیدن ( مو شکافی کردن )
postmortem مرده رامعاینه وکالبد شکافی کردن
smith اهنگری کردن
furnace forge اهنگری کورهای
forgeability قابلیت اهنگری
smith's shop کارگاه اهنگری
stithy دکان اهنگری
forgeable قابل اهنگری
forging burst اهنگری انفجاری
vise گیره اهنگری
forging grade steel فولاد اهنگری
swage سنبه اهنگری
tuyere دهانه دم اهنگری
sledges چکش اهنگری
black smiths, sledge hammer پتک اهنگری
black smith, hand hammer چکش اهنگری
forges کوره اهنگری
blanker حدیده اهنگری
forges اهنگری کردن
forge اهنگری کردن
crucibles بوته اهنگری
crucible بوته اهنگری
buldozer ماشین اهنگری
buldozer کوره اهنگری
sledge چکش اهنگری
drop forging اهنگری سقوطی
hack شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
balacava پوشش ضد اتش سر و گردن با شکافی جلو صورت
hacks شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
hacked شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
embrasure مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
embrasures مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
swage قالب یا پرس اهنگری
drop hammer پتک خودکار اهنگری
black smiths, top swage قالب و سنبه اهنگری
drop forging press پرس اهنگری حدیدهای
hot forging die حدیده اهنگری گرم
drop press پتک خودکار اهنگری
forged steel فولاد اهنگری شده
forge pig iron اهن خام اهنگری
open die forging اهنگری حدیده ازاد
hot working brass برنج قابل اهنگری
hot forge اهنگری کردن گرم
hollow forge اهنگری کردن مجوف
drop hammer die حدیده اهنگری گرم
smithy فلز فروشی اهنگری
cold pressed forging اهنگری فشاری سرد
smithies فلز فروشی اهنگری
anvil block سندان مخصوص اهنگری
cold swage اهنگری کردن در حالت سرد
forges ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
forge ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
forging قطعه اهنگری کوره کاری
three square سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
palmatifid دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
vivisection زنده شکافی تشریح جانور زنده
vivisectional زنده شکافی تشریح جانور زنده
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com