English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
chant اهنگ ساده و کشیده
chanted اهنگ ساده و کشیده
chanting اهنگ ساده و کشیده
chants اهنگ ساده و کشیده
Other Matches
harmonic motion اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
drawled کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawls کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawl کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
ground bass اهنگ بم مختصری که میان اهنگ ملودی و هارمونی تکرارشود
cadenza اهنگ معترضهای که طی اهنگ یا اوازی اورده شود
cadenzas اهنگ معترضهای که طی اهنگ یا اوازی اورده شود
simple design طرف کف ساده [هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
basics یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basic یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
rate of march سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
mirror carpet طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
structures با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
coordinated illumination روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
tenses کشیده
long- کشیده
ectomorph کشیده تن
long کشیده
deep drawn از ته دل کشیده
oblonated کشیده
oblongated کشیده
tense کشیده
longer کشیده
longest کشیده
threaded نخ کشیده
drawlingly کشیده
drew کشیده شد
longed کشیده
drawn کشیده
indrawn تو کشیده
posttensioning پس کشیده
leptokurtic کشیده
tenser کشیده
leptosome کشیده تن
longs کشیده
tensed کشیده
tensing کشیده
tensest کشیده
prolate کشیده شده
deep fetched از ته دل کشیده شده
linear باریک کشیده
vellum paper کاغذمهره کشیده
deer neck گردن کشیده
couchant دراز کشیده
elongate کشیده کردن
tractile کشیده شدنی
tensive کشیده شدنی
saps شیره کشیده از
sapped شیره کشیده از
touse کشیده شدن
sap شیره کشیده از
elongates کشیده کردن
elongating کشیده کردن
drawable کشیده شدنی
in tow <idiom> کشیده شده
low angle fire تیر کشیده
at full length دراز کشیده
low angle مسیر کشیده
long robe صورت کشیده
flare زبانه کشیده
leptomorph کشیده ریخت
flat fire تیر کشیده
flat trajectory خط سیر کشیده
indrawn بداخل کشیده
intractile کشیده نشدنی
threaded بند کشیده
drag کشیده شدن
dragged کشیده شدن
extensive بسیط کشیده
chock-a-block کاملا کشیده
flares زبانه کشیده
pinxit کشیده است
chock-a-block بالا کشیده
deprived محرومیت کشیده
ectomorphic type سنخ کشیده تن
drags کشیده شدن
ectomorphy کشیده تنی
satined paper گاغذ مهره کشیده
pencilled با مداد کشیده شده
pulled muscle عضله کشیده شده
if you please بیزحمت زحمت کشیده
taut محکم کشیدن کشیده
oblong دوک مانند کشیده
lanternjaws صورت لاغر و کشیده
oblongs دوک مانند کشیده
extendible کشیده شدنی امتدادپذیر
deep fetched از ته سینه کشیده شده
drawn on کشیده شدن عهده
draw کشیده شدن عهده
hell bent به بیراهه کشیده شده
draws کشیده شدن عهده
underdraw کشیده نشدن زه تا اخر
hell-bent به بیراهه کشیده شده
conducted اداره کردن کشیده شدن
wired سیم کشیده مفتول دار
conduct اداره کردن کشیده شدن
conducting اداره کردن کشیده شدن
conducts اداره کردن کشیده شدن
open وضع زه هنگام کشیده شدن
opens وضع زه هنگام کشیده شدن
He has suffered a great deal at the hands of his wife . از دست زنش خیلی کشیده
opened وضع زه هنگام کشیده شدن
hard drawn copper wire سیم مسی کشیده شده
prone float روی شکم با دستهای کشیده
come home کشیده شدن لنگر به طرف ناو
infill نقاط کشیده شده روی نقشه
wirespun زیاد کشیده ونازک لطیف فریف
flat trajectory سهم تیرکشیده مسیر کشیده گلوله
symphony orchestras هم اهنگ
consonant هم اهنگ
monodic یک اهنگ
tones اهنگ
homophonic هم اهنگ
immelodious بی اهنگ
equisonant هم اهنگ
tonality اهنگ
tone اهنگ
in unison با یک اهنگ
barrel vault اهنگ
consonants هم اهنگ
cadence اهنگ
setting اهنگ
tune اهنگ
tunes اهنگ
cadences اهنگ
inharmonious بی اهنگ
symphony orchestra هم اهنگ
settings اهنگ
inharmonic بی اهنگ
tonelessly بی اهنگ
rate اهنگ
cadency اهنگ
music اهنگ
rates اهنگ
cradle roof اهنگ
symphonic هم اهنگ
toom :اهنگ
tonicity اهنگ
unisonal هم اهنگ
intonation اهنگ
intonations اهنگ
toneless بی اهنگ
unisonous هم اهنگ
tuneless بی اهنگ
unisonant هم اهنگ
sonance اهنگ
concordant هم اهنگ
drags چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
capriole پرش عمودی اسب با پاهای کشیده به عقب
drag چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
to be at full stretch تا اندازه امکان پذیر کشیده شده بودن
She has long and shapely legs . ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
he is at the end of his tether چنته اش خالی شده یا قوایش ته کشیده است
dragged چیز سنگینی که روی زمین کشیده میشود
in perspective کشیده شده ازروی علم منافرو مرایا
harmonious خوش اهنگ
boy scout پیش اهنگ
lilts اهنگ موزون
feeder پیش اهنگ
feeders پیش اهنگ
continuous tone اهنگ پیوسته
tuneful خوش اهنگ
consumption rate اهنگ مصرف
base rates اهنگ پایه
coordinated attack تک هم اهنگ شده
tones اهنگ داشتن
tone اهنگ داشتن
boy scouts پیش اهنگ
rhythms اهنگ موزون
harmonising هم اهنگ کردن
harmonises هم اهنگ کردن
harmonised هم اهنگ کردن
attune هم اهنگ کردن
dead march اهنگ عزا
opera اهنگ اپرا
fantasia اهنگ خیالی
canorous خوش اهنگ
operas اهنگ اپرا
exponential rate اهنگ نمایی
expansion rate اهنگ انبساط
counterpoint اهنگ دم گیریاجفت
rhythm اهنگ موزون
harmonize هم اهنگ کردن
lilt اهنگ موزون
cadence اهنگ قدم
harmonizing هم اهنگ کردن
cadences اهنگ قدم
base rate اهنگ پایه
harmonizes هم اهنگ کردن
scout پیش اهنگ
file leader پیش اهنگ
fantasie اهنگ خیالی
scouted پیش اهنگ
harmonized هم اهنگ کردن
scouts پیش اهنگ
bell wether پیش اهنگ
musicals دارای اهنگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com