Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (6 milliseconds)
English
Persian
hardware
اهن الات ابزارالات
Other Matches
compensation trading
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
glasswork
شیشه الات بلور الات
operating slide
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
cast iron ware
الات چدنی
surgical instruments
الات جراحی
enginery
ماشین الات
genital organs
الات تناسلی
gears
الات جامه
glass
شیشه الات
instruments
الات دقیق
hardware
اهن الات
precision tools
الات دقیق
gear
الات جامه
glassware
بلور الات
glassware
شیشه الات
geared
الات جامه
agricultural implements
الات کشاورزی
brass ware
برنج الات
breech block carrier
الات متحرک
instrument
الات دقیق
hard ware
فلز الات
tinware
حلبی الات
irowork
اهن الات
silverware
نقره الات
machinery
ماشین الات
machinary
ماشین الات
passementerie
زینت الات
obturator
الات جازم
optical
الات بصری
iron mongery
اهن الات
ironware
فلز الات
ironware
اهن الات
mechanics
علم ماشین الات
hardwareman
اهن الات فروش
mechanician
مکانیک ماشین الات
heavy goods
ماشین الات سنگین
machinery designer
طراح ماشین الات
lighting equipments
الات و ادوات روشنایی
iron monger
اهن الات فروش
optical instruments
الات وابسته به بینایی
light machinery
ماشین الات سبک
cutler
فروشنده الات برنده
heavy machinery
ماشین الات سنگین
building machinery
ماشین الات ساختمانی
calibration
تنظیم الات دقیق
obturator spindle
دوکی الات جازم
carpenter's machines
ماشین الات درودگری
surveying instrument
الات نقشه برداری
ironmonger
فروشنده اهن الات
plants
ماشین الات کارخانه
wind instrument
الات موسیقی بادی
ironmongers
فروشنده اهن الات
percussion instrument
الات موسیقی ضربی
plant
ماشین الات کارخانه
instrument
الات اندازه گیری
scrap
ماشین الات اوراق
woodwork
چوب الات نجاری
scraps
ماشین الات اوراق
trinkums
زیور الات بدلی
scrapping
ماشین الات اوراق
wind instruments
الات موسیقی بادی
scrapped
ماشین الات اوراق
trinketry
جواهر الات بدلی
operator of heavy machinery
اپراتور ماشین الات سنگین
trade fixtures
الات صنعتی نصب شده
operator of light machinery
اپراتور ماشین الات سبک
midi
میانجی رقمی الات موسیقی
musical instrument digital interface
میانجی رقمی الات موسیقی
obturator
الات مانع خروج گاز
war implements
ساز و برگ یا الات جنگ
hygrometer
الات وادوات سنجش رطوبت هوا
tiepin
سنجاق مدال وزینت الات زنانه
automation
خودکار شدن ماشین الات اتوماسیون
grader
یکی از ماشین الات راه سازی
economic life
مدت بهره برداری از ماشین الات
deferred maintenance
قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
reed stop
کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
reed pipe
لوله یا نای الات موسیقی بادی
pailette
زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
equipment
تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
interactive
الات و یا سرویسی مثل تلفن زدن
paleolith
الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
pailett
زینت الات بدلی مانند منجوق وغیره
sight
الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
sights
الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
fixed assets
درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
acm
Computing Asssociationfor انجمن ماشین الات کامپیوتری achinery
recoil operated
مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
microphonics
انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
pilot model
مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
FAQ
الات عمومی و پاسخ آنها درباره یک موضوع مربوطه استphantom
tuning pipe
نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
capturing
کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
captures
کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
capture
کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
yellow arc
محدودهای از طیف نمایش الات دقیق که به عنوان احتیاط و بالاتراز حد نرمال نصب شود
artificial horizon
یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد
crates
صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
crate
صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
hallmark
عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
hallmarks
عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
cybernation
کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
biotechnology
ان قسمت از مباحث فنی که مربوط به اعمال قواعد زیست شناسی درانسان وماشین الات است
bubble turn and slip
الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
guard assembly
الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
digital read out
نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
filigree
تزئیناتی بشکل ذرات ریز یادانههای تسبیح که امروزه بصورت سیمهای ریز طلاونقره و یا مسی در اطراف الات زرین وسیمین ساخته میشود
mechanised
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanising
با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanic
مکانیک مکانیک ماشین الات
machinery
الات موتورخانه موتورخانه ناو
ironwork
اهن ساخته اهن الات
genitalia
اندامهای تناسلی الات تناسلی
machinery space
محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com