English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
hardwareman اهن الات فروش
iron monger اهن الات فروش
Other Matches
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
glasswork شیشه الات بلور الات
operating slide دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
woollen draper پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
pearlies جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
wine seller میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sale maximization به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
hard sell سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sales force نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
optional claiming race مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
furriers خز فروش پوست فروش
furrier خز فروش پوست فروش
glassware بلور الات
ironware فلز الات
surgical instruments الات جراحی
optical الات بصری
hardware اهن الات
irowork اهن الات
cast iron ware الات چدنی
machinery ماشین الات
ironware اهن الات
breech block carrier الات متحرک
brass ware برنج الات
tinware حلبی الات
iron mongery اهن الات
silverware نقره الات
hard ware فلز الات
passementerie زینت الات
enginery ماشین الات
agricultural implements الات کشاورزی
glass شیشه الات
gears الات جامه
geared الات جامه
instrument الات دقیق
gear الات جامه
obturator الات جازم
instruments الات دقیق
machinary ماشین الات
glassware شیشه الات
genital organs الات تناسلی
precision tools الات دقیق
scrapping ماشین الات اوراق
woodwork چوب الات نجاری
light machinery ماشین الات سبک
scrapped ماشین الات اوراق
scraps ماشین الات اوراق
scrap ماشین الات اوراق
instrument الات اندازه گیری
trinkums زیور الات بدلی
carpenter's machines ماشین الات درودگری
trinketry جواهر الات بدلی
machinery designer طراح ماشین الات
mechanician مکانیک ماشین الات
optical instruments الات وابسته به بینایی
calibration تنظیم الات دقیق
ironmonger فروشنده اهن الات
ironmongers فروشنده اهن الات
percussion instrument الات موسیقی ضربی
lighting equipments الات و ادوات روشنایی
plant ماشین الات کارخانه
plants ماشین الات کارخانه
building machinery ماشین الات ساختمانی
obturator spindle دوکی الات جازم
hardware اهن الات ابزارالات
mechanics علم ماشین الات
heavy machinery ماشین الات سنگین
heavy goods ماشین الات سنگین
surveying instrument الات نقشه برداری
wind instruments الات موسیقی بادی
wind instrument الات موسیقی بادی
cutler فروشنده الات برنده
sales promotion افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
trade fixtures الات صنعتی نصب شده
war implements ساز و برگ یا الات جنگ
musical instrument digital interface میانجی رقمی الات موسیقی
obturator الات مانع خروج گاز
operator of heavy machinery اپراتور ماشین الات سنگین
operator of light machinery اپراتور ماشین الات سبک
midi میانجی رقمی الات موسیقی
pailette زینت الات بدلی مانندمنجوق وغیره
tiepin سنجاق مدال وزینت الات زنانه
equipment تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
hygrometer الات وادوات سنجش رطوبت هوا
automation خودکار شدن ماشین الات اتوماسیون
grader یکی از ماشین الات راه سازی
reed pipe لوله یا نای الات موسیقی بادی
economic life مدت بهره برداری از ماشین الات
deferred maintenance قصور و تاخیر در تعمیرماشین الات و غیره
interactive الات و یا سرویسی مثل تلفن زدن
reed stop کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
sights الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
fixed assets درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
pailett زینت الات بدلی مانند منجوق وغیره
paleolith الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
sight الات نشانه روی شکاف درجه تفنگ
acm Computing Asssociationfor انجمن ماشین الات کامپیوتری achinery
recoil operated مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
microphonics انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
pilot model مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
tuning pipe نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
FAQ الات عمومی و پاسخ آنها درباره یک موضوع مربوطه استphantom
oligopoly انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
capture کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
capturing کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
captures کنترل مسیر حرکت برای نگهداشتن الات دقیق روی میزان مطلوب
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
artificial horizon یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد
hallmarks عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
yellow arc محدودهای از طیف نمایش الات دقیق که به عنوان احتیاط و بالاتراز حد نرمال نصب شود
crates صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
crate صندوقی که جهت بسته بندی ماشین الات بکاربرده میشود ومعمولا مسبک است
hallmark عیاری که از طرف زرگر یا دولت روی الات سیمین وزرین گذاشته میشود انگ
cybernation کاربرد کامپیوترهای تزویج شده با ماشین الات خودکاربه منظور کنترل و انجام عملیات پیچیده
biotechnology ان قسمت از مباحث فنی که مربوط به اعمال قواعد زیست شناسی درانسان وماشین الات است
bubble turn and slip الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
guard assembly الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
filigree تزئیناتی بشکل ذرات ریز یادانههای تسبیح که امروزه بصورت سیمهای ریز طلاونقره و یا مسی در اطراف الات زرین وسیمین ساخته میشود
iceman یخ فروش
taverner می فروش
offtake فروش
vendition فروش
marketing فروش
sale فروش
retailer تک فروش
turnover کل فروش
turnover فروش
sells فروش
sales فروش
selling فروش
sell فروش
mechanising با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanize با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizes با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanizing با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanised با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
mechanises با ماشین الات ولوازم مکانیکی مجهز کردن با وسایل مکانیکی کارکردن ماشینی کردن
genitalia اندامهای تناسلی الات تناسلی
machinery الات موتورخانه موتورخانه ناو
mechanic مکانیک مکانیک ماشین الات
ironwork اهن ساخته اهن الات
lumberman تیر فروش
lumberman الوار فروش
lumberer الوار فروش
ragman کهنه فروش
sellable قابل فروش
lumberer تیر فروش
paper boys روزنامه فروش
sale manager مدیر فروش
nundination خرید و فروش
buying and selling خرید و فروش
mass market product محصول پر فروش
mealman ارد فروش
selling costs هزینههای فروش
mealmen ارد فروش
cattleman گاو فروش
reseller خرده فروش
cash on delivery فروش نقدی
hosier جوراب فروش
hucksterer خرده فروش
sale department قسمت فروش
cash sale فروش نقدی
iron monger اهن فروش
sale department بخش فروش
sale commission کارمزد فروش
jeweler گوهر فروش
scholasticate علم فروش
killcalf گوشت فروش
vendibility قابلیت فروش
salability قابلیت فروش
retail dealer جزئی فروش
retail dealer خرده فروش
sales area حیطه فروش
linen draper کتان فروش
meatman گوشت فروش
bucko خود فروش
skinner پوست فروش
barkeeper مشروب فروش
news agent روزنامه فروش
news vendor روزنامه فروش
slave merchant برده فروش
barkeep مشروب فروش
oilman روغن فروش
oligopoly انحصار فروش
pieman کلوچه فروش
ballad monger تصنیف فروش
perfumer عطر فروش
peltmonger پوست فروش
slaver برده فروش
slopworker دوخته فروش
pedagogical علم فروش
shopping center مرکز فروش
selling price قیمت فروش
selling monopoly انحصار فروش
mercer پارچه فروش
merchantable قابل فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com