Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (38 milliseconds)
English
Persian
rove
اواره شدن راهزنی دریایی کردن
roved
اواره شدن راهزنی دریایی کردن
roves
اواره شدن راهزنی دریایی کردن
Other Matches
pirated
راهزنی دریایی
piracy
راهزنی دریایی
pirating
راهزنی دریایی
pirates
راهزنی دریایی
pirate
راهزنی دریایی
to take to the road
راهزنی کردن
straying
اواره کردن
strays
اواره کردن
stray
اواره کردن
garrote
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
banditry
راهزنی
highway robbery
راهزنی
brigandage
راهزنی
brigandism
راهزنی
robbery
راهزنی
robberies
راهزنی
hoid up
راهزنی با تهدید
peregrinate
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
garrotter
راهزنی که مردم راخفه میکند
runabout
اواره
fugacious
اواره
immigrants
اواره
wanderer
اواره
immigrant
اواره
runabouts
اواره
errant
اواره
rogue
اواره
rogues
اواره
homeless
اواره
tramp
اواره
tramps
اواره
stragglers
اواره
strayed
اواره
straggler
اواره
homelessness
اواره
tramped
اواره
midshipman
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
gadabout
اواره دربدر
straggle
سرگردان اواره
straggling
سرگردان اواره
refugees
اواره شدن
refugee
اواره شدن
excursive
اواره گردنده
straggly
پراکنده اواره
arrant
ولگرد اواره
straggles
سرگردان اواره
straggled
سرگردان اواره
kites
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
oceanography
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
pilot chart
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
petty officer
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kite
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
petty officers
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
running lights
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
vagrants
ادم اواره و ولگرد
vagrant
ادم اواره و ولگرد
gangrel
اواره خانه بدوش
wilder
سر گردان و اواره بودن
stadimeter
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea mark
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea cucumber
حلزون دریایی از جنس راب دریایی
wandered
اواره بودن منحرف شدن
wander
اواره بودن منحرف شدن
wanders
اواره بودن منحرف شدن
refuges
اواره گاه حیات وحش
refuge
اواره گاه حیات وحش
goliard
دانجشوی اواره قرون 21 و31 که اشعار هجایی میخوانده
sea power
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner
ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marine
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
marines
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns
پرستوک دریایی چلچله دریایی
tern
پرستوک دریایی چلچله دریایی
naval activity
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
task unit
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
sea bathing
ابتنی دریایی کردن
pirate
دزدی دریایی کردن
pirating
دزدی دریایی کردن
pirates
دزدی دریایی کردن
pirated
دزدی دریایی کردن
summary areas
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
sail
سفر دریایی رااغاز کردن
sailed
سفر دریایی رااغاز کردن
sailings
سفر دریایی رااغاز کردن
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
منگوله دار کردن گره دریایی
knots
منگوله دار کردن گره دریایی
marlinspike
چنگک جدا کردن کابلهای دریایی
porpoise
خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
porpoises
خوک دریایی مثل پورپوس شنا کردن
maritime
ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
maritime aircraft
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
bureau of naval personnel
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
rear commodore
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
naval gunfire
تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy commodore
فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
crash locator beacon
برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
moons
سرگردان بودن اواره بودن
moon
سرگردان بودن اواره بودن
light ship
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobsters
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobster
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
naval landing party
تیم اب خاکی نیروی دریایی تیم اماده کردن ساحل برای عملیات اب خاکی
spotting board
طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
shark
سگ دریایی
saltiest
دریایی
sea pier
سد دریایی
marine
دریایی
saltier
دریایی
pelagian
دریایی
sea born
دریایی
maritime
دریایی
sharks
سگ دریایی
thalassic
دریایی
nautical
دریایی
dogfish
سگ دریایی
salty
دریایی
marines
دریایی
naval
دریایی
sea
دریایی
seas
دریایی
thalaesic
دریایی
benthic
ته دریایی
navy
نیروی دریایی
navy
ناوگان دریایی
seabirds
پرندهی دریایی
seabird
پرندهی دریایی
alga
خزهء دریایی
way bill
بارنامه دریایی
water spot
گردباد دریایی
water nymph
الهه دریایی
water nymph
حوری دریایی
light house
فار دریایی
navies
ناوگان دریایی
gunnery
توپخانه دریایی
asteroidea
ستارههای دریایی
seafood
غذای دریایی
submarine
زیر دریایی
submarines
زیر دریایی
kelp
اشنه دریایی
naval
نیروی دریایی
naval
افسرنیروی دریایی
algoid
مانندعلف دریایی
Naval blockade .
محاصره دریایی
algerine
دزد دریایی
navies
نیروی دریایی
light house
چراغ دریایی
usura maritima
رباخواری دریایی
admiralty law
قوانین دریایی
commercial marine
ناوگان دریایی
mariner's compass
قطبنمای دریایی
eagle fisher
عقاب دریایی
armada
نیروی دریایی
armadas
نیروی دریایی
maritime commerce
بازرگانی دریایی
marines
تفنگدار دریایی
maritime law
حقوق دریایی
maritime law
قوانین دریایی
maritime lien
برتری دریایی
marines
تکاور دریایی
marine sand
ماسه دریایی
actinia
کیسه تن دریایی
acaleph
گزنه دریایی
marine climate
اب و هوای دریایی
jellyfish
عروس دریایی
triphibious
هواپیمای دریایی
continental shelf
کفه دریایی
marine forces
تفنگداران دریایی
marine
تفنگدار دریایی
marine insurance
بیمه دریایی
salangane
چلچله دریایی
marine railway
ریل دریایی
marine regatta
ریل دریایی
marine
تکاور دریایی
maritime lien
امتیاز دریایی
voyage
سفر دریایی
voyages
سفر دریایی
floating trade
تجارت دریایی
floatplane
هواپیمای دریایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com