English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 137 (8 milliseconds)
English Persian
the meridian of glory اوج بزرگی یا جلال
Other Matches
worthiness جلال
glories جلال
kudos جلال
honest جلال
glory جلال
honor جلال
gloriousness جلال
refulgence جلال تشعشع
glorifies جلال دادن
glorifying جلال دادن
glorify جلال دادن
unpretentious محقر خالی از جلال و ابهت
Being an actor has a certain amount of kudos attached to it. بازیگر بودن خودش تا اندازه ای جلال دربردارد .
He acquired kudos by appearing on television. او [مرد] با ظاهر شدن در تلویزیون جلال [شهرت] به دست آورد.
hugeness بزرگی
supercilicusness بزرگی
greatness بزرگی
grandness بزرگی
enlargements بزرگی
gloriousness بزرگی
magneficence بزرگی
magnifcation بزرگی
bulkiness بزرگی
bigness بزرگی
masterdom بزرگی
largeness بزرگی
augustness بزرگی
grandeur بزرگی
massiveness بزرگی
enlargement بزرگی
dignity بزرگی
voluminosity بزرگی
hauteur بزرگی
magnitude بزرگی
voluminesity بزرگی
sizes بزرگی
size بزرگی
gentility بزرگی
eminency برامدگی بزرگی
immeasurableness بزرگی بی اندازه
megacephaly بزرگی بیش از حد سر
immenseness بزرگی عظمت
to a greatness بزرگی یافتن
man and boy چه در کودکی چه در بزرگی
formidability استحکام بزرگی
he did me a great wrong خطای بزرگی .....
order of magnitude مرتبه بزرگی
aggrandizement افزایش بزرگی
she was nipped in the bud به بزرگی نرسید
so large باین بزرگی
headship بزرگی برتری
headships بزرگی برتری
vastitude عظمت بزرگی
sample size بزرگی نمونه
vastness عظمت بزرگی
magnanimity بزرگی طبع
eminence برامدگی بزرگی
to a greatness به بزرگی رسیدن
Lordship سیادت بزرگی
Lordships سیادت بزرگی
amplitude دامنه بزرگی
vastity عظمت بزرگی
that is no great work کار بزرگی نیست
he is a great person شخص بزرگی است
to be toast [American E] <idiom> در دردسر بزرگی بودن
pyralidid خانواده بزرگی ازپروانه ها
too big for one's breeches/boots <idiom> احساس بزرگی کردن
come a long way <idiom> برنامه بزرگی ریختن
monstrousness شگفت انگیزی بزرگی
he is a great help او کمک بزرگی است
great dangers overhang us خطرهای بزرگی ماراتهدیدمیکند
bulk حجم بزرگی از چیزی
breadth of mind بزرگی یا وسعت فکر
he did me a great wrong بیعدالتی بزرگی نسبت به من کرد
steatopygia بزرگی وفربهی کفل زنان
bias error خطایی با علامت و بزرگی ثابت
(when the) chips are down <idiom> بامشکل بزرگی مواجه شدن
decked مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
Majesty بزرگی عظمت وشان واقتدار
Majesties بزرگی عظمت وشان واقتدار
great dangers overhang us خطرهای بزرگی متوجه ما است
great dangers impend over us خطرهای بزرگی متوجه ما هستند
piece deresistance مثلا تیکه بزرگی از گوشت
great dangers impend over us خطرهای بزرگی مارا تهدیدمیکند
deck مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
decks مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
A big rock rolled down the mountain. سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
to roll a huge snowball گلوله بزرگی از برف درست کردن
loving cup پیاله بزرگی که در مهمانی ها بدست میدهند
nothing great is easy هیچ کاری بزرگی اسان نیست
treadmill چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
the propylaea نام در بزرگی که از ان واردACROPOLLS دژنامی اتن میشدند
breaker موج بزرگی که بساحل خورده ودرهم می شکند
miller thumb یکجور ماهی قنات که کله بزرگی دارد
mastiffs سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
mastiff سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
broadsheet کاغذ بزرگی که یک روی ان چاپ شده باشد
breakers موج بزرگی که بساحل خورده ودرهم می شکند
treadmills چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
Police are out in force. نیروی پلیس با قدرت بزرگی ظاهر است.
anagogy بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
anagoge بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
rocking stone سنگ بزرگی که باندک زوری میتوان انراغلتانید
multivolume file فایل بسیار بزرگی که نیازمندبیش از یک بسته دیسک
broadsheets کاغذ بزرگی که یک روی ان چاپ شده باشد
aquariums شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
bell gear چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
emphysema اتساع و بزرگی عضوی در اثر گاز یا هوا باد
internally blown flap فلپ بزرگی که جریان اصلی گازها به ان برخورد میکند
aquaria شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquarium شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
estuary دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
multiplan یک صفحه گسترده الکترونیکی که شبکه بزرگی برای ورودی ها میدهد
estuaries دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
bigben ساعت بزرگی که بر برج پارلمان لندن نصب شده است
yule log کنده بزرگی که شب میلادبمناسبت اغاز مراسم عید دربخاری منزل گذارند
I am a great believer in using natural things for cleaning. من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
to kiss hands دست پادشاه بزرگی راهنگام رفتن به ماموریت بعنوان بدرود بوسیدن
band shell جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
bulk رسانهای که قادر به ذخیره سازی حجم بزرگی از داده با اندازه ها و حالتهای مختلف است
We consider it a great honor to have you here with us tonight. این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
backlog کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
backlogs کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
afro نوعی مدل مو در میان آفریقایی آمریکایی های دهه هفتاد میلادی که مو در آن به شکل دایره بزرگی اصلاح می شود.
number cruncher یک برنامه یا کامپیوتر که برای انجام مقادیر بزرگی ازمحاسبه و سایر دستکاریهای عددی طراحی شده است محاسبه
batches ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
campus environment محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان
batch ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
If these projections are anywhere close to accurate, it would be a great success. اگر این پیش بینی ها حتی کمی دقیق باشند، این موفقیت بزرگی می بود.
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
rates ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
rate ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
databank 1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
Kasim Ushag design طرح قسیم اوشاق [عشاق] [مربوط به فرش های کاراباغ در قرن نوزدهم میلادی می باشد که در آن ترنج بزرگی به شکل لوزی متن را در بر گرفته و اشکال قلاب مانند در جهات مختلف بافته می شوند.]
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com