English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (7 milliseconds)
English Persian
government stock اوراق بهاداردولتی
Other Matches
perpetual bonds اوراق قرضه بدون مدت اوراق قرضه دائمی
paper اوراق
papers اوراق
papering اوراق
papered اوراق
in quires اوراق
scrapped اوراق دورانداختن
scraps اوراق دورانداختن
overhauling اوراق کردن
obligations اوراق قرضه
overhauled اوراق کردن
obligation اوراق قرضه
overhaul اوراق کردن
printed matter اوراق چاپی
bond اوراق قرضه
scrapper اوراق کننده
negotiable papers اوراق بهادار
scrapping اوراق دورانداختن
overhauls اوراق کردن
commercial bills اوراق تجارتی
document bills اوراق تجارتی
commercial papers اوراق تجارتی
scrap اوراق دورانداختن
commerical papers اوراق تجارتی
debenture اوراق قرضه
disassemble اوراق کردن
cannibalization اوراق کردن
negotiable instruments اوراق بهادار
secret papers اوراق سری
paper اوراق بهادار
papering اوراق بهادار
draft اوراق بهادار
papers اوراق بهادار
treasury bonds اوراق بهادارخزانه
substituted service اوراق دعوی
drafted اوراق بهادار
drafts اوراق بهادار
papered اوراق بهادار
savings bond اوراق قرضه
bonds اوراق بهادار
securities اوراق بهادار
bourse [in a non-English-speaking country] بورس اوراق بهادار
security market بازار اوراق بهادار
securities market بازار اوراق بهادار
bill of oredit اوراق قرضه دولتی
bearer securities اوراق بهادار بی نام
assumed portfolio اوراق بهادار مفروض
stock exchange بورس اوراق بهادار
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
securities department اداره اوراق بهادار
registered securities اوراق بهادار با نام
registered bond اوراق قرضه با نام
preference bonds اوراق قرضه ممتاز
negotiable papers اوراق قابل انتقال
junk bond اوراق قرضهی قمارآمیز
junk bonds اوراق قرضهی قمارآمیز
scrapped ماشین الات اوراق
government securities اوراق بهادار دولتی
government bonds اوراق قرضه دولتی
bond issue صدور اوراق قرضه
portfolios موجودی اوراق بهادار
broker دلال اوراق بهادار
scrap ماشین الات اوراق
brokered دلال اوراق بهادار
brokering دلال اوراق بهادار
brokers دلال اوراق بهادار
salvaging اوراق کردن وسایل
salvages اوراق کردن وسایل
salvaged اوراق کردن وسایل
salvage اوراق کردن وسایل
overhauls اوراق کردن کامل
overhauling اوراق کردن کامل
overhauled اوراق کردن کامل
overhaul اوراق کردن کامل
portfolio موجودی اوراق بهادار
scrap نزاع اوراق کردن
scrap خرده اوراق کردن
scrapbooks دفتر اجناس اوراق
stock exchanges بورس اوراق بهادار
scraps نزاع اوراق کردن
scraps خرده اوراق کردن
scrapping ماشین الات اوراق
scrapping خرده اوراق کردن
scrapping نزاع اوراق کردن
scraps ماشین الات اوراق
scrapped نزاع اوراق کردن
stock exchange بورس اوراق بهادار
junk جنس اوراق وشکسته
scrapped خرده اوراق کردن
scrapbook دفتر اجناس اوراق
transfer of portfolio انتقال موجودی اوراق بهادار
cannibalises محل اوراق کردن وسایل
cannibalised محل اوراق کردن وسایل
transferable commercial instrument اوراق تجارتی قابل انتقال
transferable securities اوراق بهادار قابل انتقال
scrappiness اوراق شدگی ستیزه جویی
issue [of something] [ID card or check] انتشار [اسکناس] [اوراق بهادار]
yield of bonds نرخ بازده اوراق قرضه
cannibalising محل اوراق کردن وسایل
archive ضبط اسناد و اوراق بایگانی
cannibalize محل اوراق کردن وسایل
appraisement bond اوراق قرضه قابل تجدیدارزیابی
loose leaf دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
ceded portfolio اوراق بهادار واگذار شده
redemption مبادله اوراق بهادار با پول
leaflets اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leafleting اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leafleted اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leaflet اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
loose-leaf دارای برگهایا اوراق ول و جداشدنی
cannibalized محل اوراق کردن وسایل
cannibalizes محل اوراق کردن وسایل
marketable securities اوراق بهادار قابل معامله
cannibalizing محل اوراق کردن وسایل
The return on the bonds amounts to ... مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
over-the-counter trading of securities بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
curb market [American E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
outside market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
kerb market [British E] بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
bearer stock سهام و اوراق قرضه بدون نام
pegging تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
portfolio entry قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
To take something to pieces. دل وروده چیزی را در آوردن ( اوراق کردن )
commercial paper اوراق و اسناد بهادار قابل انتقال
bond discount تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
leaflet bomb بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
emission انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
bondable قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
emissions انتشار سهام دولتی و اوراق قرضه و اسکناس
quotation قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
coupon payments منظورپرداختهای ثابت بابت بهره اوراق قرضه است
quotations قیمت جاری مظنه شده سهام اوراق بهادار ...
bear سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
re issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
bears سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
stateless person شخصی که تابعیت کشور راندارد شخص فاقد اوراق تابعیت
treasury bond سند قرضه خریداری شده اوراق قرضه خزانه
liquidity preference theory براساس این نظریه که بوسیله جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی ارائه شده است پائین امدن نرخ بهره موجب افزایش نقدینگی و کاهش اوراق قرضه بهادار میشود .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com