English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
he is none of my friends او از دوستان من نیست
Other Matches
love meŠlove my dog دوستان مرا چون دوستان خودبدانید
my frineds دوستان من
inseparables دوستان صمیمی
inseparables دوستان یاکسانی که از همدیگرسوانشوند
entourage دور و بر اطرافیان دوستان
entourages دور و بر اطرافیان دوستان
imaginary friends دوستان خیالی [روانشناسی]
poverty parts friends <idiom> بی زر میسر نشود کام دوستان
Some friends who shall be nameless. برخی از دوستان که اسمشان رانمی برم
husking دوستان وهمسایگان برای پوست کندن ذرت
All is not gold that glitters. <proverb> هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
i lost my friends دوستان خود را از دست دادم دوستانم از من جدا شدند
winchester disk دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
step frame استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
transparently برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
it is inexpedient to reply پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
Plug and Play یچ نیست
isn't نیست
storage می نیست
secondary نیست
temporary storage می نیست
aint نیست
he is not of our number از ما نیست
he takes no notice of it نیست
auxiliary نیست
it is well enough بد نیست
auxiliaries نیست
It's not new. نو نیست.
he is a bad husband صرفه جو نیست
it is unnecessary لازم نیست
no sweat <idiom> مشکلی نیست
It cant be helped. چاره ای نیست
it is nothing out of the way غریب نیست
it is not in good workingorder دایر نیست
no wonder <idiom> تعجبی نیست
it is not half bad هیچ بد نیست
it is immaterial چیزی نیست
i do not have it in me از من ساخته نیست
he knows a thing or two بی تجربه نیست
if you please اگرزحمت نیست
inextinct نیست نشده
he is rather i. than sick ناخوش نیست
nihilism نیست انگاری
It's not new. جدید نیست.
he is out of huomor سر دماغ نیست
he is out of huomor سر خلق نیست
There is no hot water آب گرم نیست.
it has escaped my remembrance یاد نیست
he is not willing to go نیست برود
he is out of his senses بهوش نیست
I dont remember ( recall ) . یادم نیست
It is all right . It is o. k. طوری نیست
ought not شایسته نیست
He is not man enough to do it . He is not the man for it . He hasnt got the guts to do it . مردش نیست
thereis no end to it انراپایانی نیست
Such is not the case . That is not so. اینطور نیست
to make no mention of ذکری از ان نیست
It is not advisable . It is inexpedient. صلاح نیست
you are written حق با شما نیست
no trouble زحمتی نیست
there is no hurry شتابی نیست
there is no hurry عجلهای نیست
the ice is treach erous یخ محکم نیست
that depends معلوم نیست
that is not it این نیست
Nevermind! مهم نیست !
close the door please اگرزحمت نیست
that is wrong درست نیست
There is nothing wrong with you . You are all right . هیچیت نیست
no hurry عجلهای نیست
niet le fait کار او نیست
He goes on and on . He is most persistent . ول کن معامله نیست
it's only me کسی نیست
no object چیزی نیست
sacred cow <idiom> چارهای نیست
it needs not لازم نیست
it lies beyond his competence در صلاحیت او نیست
needn't لازم نیست
it is unsuitable مناسب نیست
he is not in it داخل نیست
static که پویا نیست
he has nothing in him کسی نیست
my health is tolerable حالم بد نیست
dont mention it چیزی نیست
no matter چیزی نیست
cold is merely privative گرما نیست
he is not of that stamp ازان جنس نیست
he is unequal to the task مرد اینکار نیست
he is not willing to go مایل برفتن نیست
To her , abI'llon tomans is a mere trifle . قابل نوشیدن نیست
It is nothing to speak of . چیز قابلی نیست
he is indisposed to go اماده رفتن نیست
She couldnt care less . she is totally unconcerned . عین خیالش نیست
She takes no thought for tomorrow . بفکر فردایش نیست
It cannot be trifled with . It is no joking matter. شوخی بردار نیست
It is not possible ( feasible , practicable) . اینکار عملی نیست
he is nod اهل انظباط نیست
he is unable to speak قادربسخن گفتن نیست
rast هیج همچوچیزی نیست
oughtn't نبایستی شایسته نیست
he is indisposed to go مایل نیست برود
clara هدف موجود نیست
It is not to your advantage. مقرون بصرفه نیست
that is not fair این انصاف نیست
no one is here هیچکس اینجا نیست
you need not fear لازم نیست بترسید
It is not fair that . . . آخر انصاف نیست که …
He is nobody. He is a nonentity. داخل آدم نیست
needle point to say لازم نیست بشمابگویم که
needle point to say احتیاج بگفتن نیست
It cant be all that bad. نه بابا اینقدر هم بد نیست
means are not a وسایل فراهم نیست
It might be a good idea for you to come . بد نیست شما هم بیایید
There is no room for doubt. جای تردید نیست
it tells its own tale نیازمند به توضیح نیست
it is unsatisfactory رضایت بخش نیست
to put out of the way سربه نیست کردن
thereis no end to it انتهای برای ان نیست
that is no great work کار بزرگی نیست
that is no bed of roses اش دهن سوزی نیست
this is not fair این انصاف نیست
that in nothing to me پیش من چیزی نیست
that is not my a این کارمن نیست
that is not the case مطلب چنین نیست
that is not the question موضوع این نیست
that is not the word for it لغتش این نیست
that is taken for granted محتاج بدلیل نیست
the house is occupied خانه خالی نیست
there is no mistaking جای اشتباه نیست
there is no question but that. شکی نیست که) .00000
There is no reason (cause) for worry (concern) جای نگرانی نیست
He does not belong here. جای ؟ واینجا نیست
it does not befit me to شایسته من نیست که مرانشاید که
it does not befit his state در خور شان او نیست
isn't he there ایا او اینجا نیست
is it not ایا چنین نیست
He couldnt care less. He doesnt give (care)a damn. عین خیالش نیست
It is beyond repair. It cannot be put right. درست شدنی نیست
I cant help it. It is beyond my control. دست خودم نیست
if you dont object اگر مانعی نیست
I dont have the slightest(faintest)idea. روحم خبردار نیست
iam pretty well نسبه حالم بد نیست
i dont care a pin مرا پروایی نیست
i am out of sorts خلقم بجا نیست
it does not s. the condition واجدان شرایط نیست
it goes without saying نیازمند بگفتن نیست
it is not very hard چندان سخت نیست
it is not subject to review دران روا نیست
it is not a to go tncre رفتن انجامصلحت نیست
it is not a picnic کار اسانی نیست
it is never the worse دیگر بدتر که نیست
it is never the worse هیچ بدتر نیست
it is inadvisable to say that گفتن ان مقتضی نیست
it is inadvisable to say that گفتن ان مصلحت نیست
She is romantically inclined. She i8s game. از دو حال خارج نیست
it is beyond retrieve جبران پذیر نیست
His honest is beyond question. دردرستی اوحرفی نیست
it goes without saying محتاج بذکر نیست
i am out of sorts حالم خوب نیست
This isn't clean. این تمیز نیست.
This isn't fresh. این تازه نیست.
used آنچه جدید نیست
This isn't mine. این مال من نیست.
lightweights آنچه سنگین نیست
you're telling me <idiom> احتیاج نیست به من بگی
There's more to come. <idiom> این همش نیست.
unwanted آنچه لازم نیست
lightweight آنچه سنگین نیست
no reply necessary [NRN] نیازی به پاسخ نیست.
He is not to blame for this. تقصیر او [مرد ] نیست.
He is a quitter . مرد میدان نیست
That's not so! داستان اینطوری نیست!
There are plenty of other fish in the sea. <idiom> <proverb> آدم قحطی نیست.
wrongs پیام صحیح نیست
wronging پیام صحیح نیست
wrong پیام صحیح نیست
an illegible writing خطی که خوانا نیست
The subject under discrssion . موضوعی که مطرح نیست
It is not economical. مقرون به صرفه نیست.
The scales are not even . ترازو میزان نیست
It is not known yet . It is not settled yet . هنوز معلوم نیست
Money doesnt grow on trees. پول که علف خرس نیست
The mountain peak is not in sight. قله کوه پیدا نیست
The shirt doesnt fit me. این پیراهن اندازه ام نیست
There's no need to elaborate. نیازی به توضیح اضافی نیست.
The badness of the climate is immaterial. بدی آب وهوا مطرح نیست
Anyway it is none of his business. تازه اصلابه او مربوط نیست
It is beyond me. برای من قابل درک نیست.
there is no place for doubt جای هیچگونه تردید نیست
It is pretty(fairly)second rate. همچنین چیز مهمی نیست
It takes a bit of doing. همچین کارزیاد آسانی هم نیست
None of your business. [این] به شما مربوط نیست.
It doesnt matter. it is nothing. چیزی نیست ( عیب ندارد )
that is no bed of roses شیره گلو سوزی نیست
It doesnt meet the present day requirments(needs). جوابگوی احتیاجات امروزی نیست
It's not about you! این در مورد شما نیست!
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com