English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
majorities اکثریت پیادهای شطرنج
majority اکثریت پیادهای شطرنج
Other Matches
crippled majority اکثریت پیادهای فلج
wedges گوه پیادهای شطرنج
wedged گوه پیادهای شطرنج
pawn storm توفان پیادهای شطرنج
pawn island جزیره پیادهای شطرنج
wedging گوه پیادهای شطرنج
doubled pawns پیادهای مضاعف شطرنج
wedge گوه پیادهای شطرنج
pawn chain زنجیر پیادهای شطرنج
minority attack حمله اقلیت پیادهای شطرنج
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
we had a narrow majority بزور اکثریت پیدا کردیم اکثریت کمی داشتیم
sicilian attack حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
compounded فرم پیادهای مرکب
closed formation فرم بسته پیادهای
compound فرم پیادهای مرکب
symmetrical pawn structure ساختمان پیادهای متقارن
compounds فرم پیادهای مرکب
blitz formation فرم پیادهای اذرخش وار
stonewall formation اسکلت پیادهای دیوار سنگی
advanced pawn پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
majorities اکثریت
majority اکثریت
pluralities اکثریت
plurality اکثریت
majority gate دریجه اکثریت
plurality of vote اکثریت ارا
special majority اکثریت خاص
major party حزب اکثریت
bulk توده اکثریت
relative majority اکثریت نسبی
generalities عمومیت اکثریت
generality عمومیت اکثریت
full majority اکثریت تامه
by a majority vote به اکثریت اراء
obstructionist اکثریت می اندازد
majority rule قانون اکثریت
majority of the members اکثریت اعضا
majority operation عمل اکثریت
at the head of the poll حائز اکثریت
absolute majority اکثریت مطلق
polled حائز شدن اکثریت سر
polls حائز شدن اکثریت سر
feck سهم بزرگتر اکثریت
poll حائز شدن اکثریت سر
dissentient مخالف عقیده اکثریت
to vote down با اکثریت ارا رد کردن
to vote in با اکثریت ارا برگزیدن
vote down به اکثریت اراء رد کردن
split decision رای اکثریت داوران
approval to the majority با اکثریت موافقت کردن
cabinet government حکومت حزب حائز اکثریت
quorum اکثریت لازم برای مذاکرات
vote با اکثریت اراء تصویب کردن
voted با اکثریت اراء تصویب کردن
votes با اکثریت اراء تصویب کردن
to yet had it طرف مثبت اکثریت را دارند
lowest common denominators مورد قبول یا فهم اکثریت مردم
lowest common denominator مورد قبول یا فهم اکثریت مردم
majority rule شیوه رای گیری بر مبنای اکثریت ازاد
to carry a motion by acclamation درخواستی [رأیی] را بوسیله بله گفتن اکثریت پذیرفتن
rook رخ شطرنج
al fil شطرنج
chess شطرنج
chequer شطرنج
rooks رخ شطرنج
squared خانه شطرنج
squares خانه شطرنج
chessmen مهره شطرنج
chessman مهره شطرنج
chequer خانه شطرنج
passer رونده شطرنج
squaring خانه شطرنج
chequer wise شطرنج وار
chess board صفحه شطرنج
chess machine ماشین شطرنج
chess man مهره شطرنج
chess master استاد شطرنج
square خانه شطرنج
crampet game بازی شطرنج
impledge پیاده شطرنج
bishop pairs دو فیل شطرنج
lightning chess شطرنج سریع
progressive chess شطرنج سریع
checker خانه شطرنج
bad bishop فیل بد شطرنج
mans مهره شطرنج
man مهره شطرنج
queen وزیر شطرنج
chess clock ساعت شطرنج
queens وزیر شطرنج
bishop فیل شطرنج
rules of chess قوانین شطرنج
chessboard تخته شطرنج
a game of chess یک مسابقه شطرنج
pawns پیاده شطرنج
rapid transit شطرنج سریع
pawning پیاده شطرنج
pawned پیاده شطرنج
pawn پیاده شطرنج
master استاد شطرنج
mastered استاد شطرنج
masters استاد شطرنج
piece مهره شطرنج
pieces مهره شطرنج
bishops فیل شطرنج
chessboards تخته شطرنج
chess problem مسئله شطرنج
chessist شطرنج باز
traditional chess شطرنج استاندارد
chessist شطرنج دوست
chessomania شیفتگی شطرنج
postal chess شطرنج مکاتبهای
chess oscar اسکار شطرنج
pignorate پیاده شطرنج
chess olympiad المپیاد شطرنج
chessophrenetic متعصب شطرنج
flank openings گشایشهای جناحی شطرنج
king side جناح شاه شطرنج
frontier line خط وسط صفحه شطرنج
joke opening دفاع مدرن شطرنج
heavy piece سوار سنگین شطرنج
indian defence دفاع هندی شطرنج
helpmate خود- ماتی شطرنج
illegal move حرکت غیرقانونی شطرنج
hanging pawns پیادههای اویزان شطرنج
grunfeld's defence دفاع گرونفلد شطرنج
fee pawn پیاده ازاد شطرنج
fifty move rule قانون 05 حرکت شطرنج
defensive player شطرنج باز دفاعی
five minute chess بازی شطرنج 5 دقیقهای
flight square خانه فرار شطرنج
forced move حرکت اجباری شطرنج
endgame اخر بازی شطرنج
french defence دفاع فرانسوی شطرنج
forcing move حرکت اجباراور شطرنج
greco counter gambit گامبی لاتویایی شطرنج
ideal position پوزیسیون ارمانی شطرنج
sicilian defence دفاع سیسیلی شطرنج
united pawns پیادههای متصل شطرنج
pawn roller پیاده رانی شطرنج
pawn push پیاده رانی شطرنج
pawn promotion ترفیع پیاده شطرنج
vienna game بازی وینی شطرنج
patzer شطرنج باز ضعیف
paris opening گشایش پاریس شطرنج
paris gambit گامبی پاریس شطرنج
panov botvinnik attack کارو- کان شطرنج
reti opening گشایش رتی شطرنج
undoubling خروج از دوبلگی شطرنج
transposition تبدیل حرکات شطرنج
quiet move حرکت ارام شطرنج
strong squar خانه قوی شطرنج
queen's gambit گامبی وزیر شطرنج
queen's fianchetto defence گشایش لارسن شطرنج
to play at chess شطرنج بازی کردن
top board میز نخست شطرنج
touch move لمس مهره شطرنج
queen side جناح وزیر شطرنج
postalite شطرنج باز مکاتبهای
over worked man مهره شطرنج پر مسئولیت
queen's wing جناح وزیر شطرنج
major pieces سوارهای سنگین شطرنج
long castling قلعه بزرگ شطرنج
living chess شطرنج با مهرههای جاندار
light piece سوار سبک شطرنج
knock out tournament تورنمنت حذفی شطرنج
knight's tour سفر اسب شطرنج
knight fork چنگال اسب شطرنج
king's gambit گامبی شاه شطرنج
Chess is my pastim (hobby). سر گرمی من شطرنج است
zonal tournament تورنمنت منطقهای شطرنج
wood pusher بازیگر بسیارضعیف شطرنج
open tournament تورنمنت ازاد شطرنج
open lines خطوط باز شطرنج
open game بازی باز شطرنج
open file ستون باز شطرنج
open board صحنه خلوت شطرنج
modern defence دفاع مدرن شطرنج
minor pieces سوارهای سبک شطرنج
weak square خانه ضعیف شطرنج
mannheim variation واریاسیون مانهایم شطرنج
king's wing جناح شاه شطرنج
isolani پیاده ایزوله شطرنج
bishop of the wrong colour فیل بد رنگ شطرنج
endings اخر بازی شطرنج
ending اخر بازی شطرنج
book move حرکت کتابی شطرنج
bookplayer شطرنج باز کتابی
round-robin تورنمنت دورهای شطرنج
American تورنمنت دورهای شطرنج
Americans تورنمنت دورهای شطرنج
blacks بازیگر دوم شطرنج
blackest بازیگر دوم شطرنج
blacker بازیگر دوم شطرنج
blacked بازیگر دوم شطرنج
black بازیگر دوم شطرنج
brilliancy بازی درخشان شطرنج
board صفحه یامیز شطرنج
boarded صفحه یامیز شطرنج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com