Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English
Persian
refractory oxide
اکسید دیرگداز
Other Matches
zinc oxid
اکسید روی به فرمول ZnO اکسید دو زنگ
refractory material
ماده دیرگداز
fire brick
اجر دیرگداز
refractory metal
فلز دیرگداز
oxyde
اکسید
oxides
اکسید
oxide
اکسید
copper oxide
اکسید مس
oxide skin
پوسته اکسید
oxidation film
قشر اکسید
oxidant
اکسید کننده
minium
اکسید قرمز
ferrous oxide
اکسید فرو
refractory oxide
اکسید نسوز
ytterbia
ایتربیم اکسید
ytterbium oxide
ایتربیم اکسید
yttria
ایتریم اکسید
yttrium oxide
ایتریم اکسید
zinc oxide
اکسید روی
zirconium dioxide
زیرکونیم دو اکسید
zirconium oxide
زیرکونیم اکسید
oxidizer
اکسید کننده
copper oxide rectifier
یکسوکننده مس- اکسید
calx
کلیسم اکسید
acid oxide
اکسید اسیدی
burnt lime
کلیسم اکسید
benzophenone oxide
بنزوفنون اکسید
aluminum oxide
اکسید الومینیوم
carbon dioxide
دی اکسید کربن
silica
اکسید سیلیسیوم
alumina
اکسید الومینیوم
calcium oxide
کلسیم اکسید
caustic lime
کلیسم اکسید
dioxide
دارای دو اکسید
limes
کلسیم اکسید
lime
کلسیم اکسید
oxide cathode
کاتد اکسید اندود
red zinc ore
اکسید قرمز روی
ruby zinc
اکسید قرمز روی
alumina
گل پاک یا اکسید الومینیوم
zincite
اکسید قرمز روی
oxide skin
قشر نازک اکسید
oxide coated cathode
کاتد اکسید اندود
spatalite
اکسید قرمز روی
oxidation coefficient
ضریب اکسید شوندگی
incandescent metallic oxid cathode
کاتد اکسید فلزی
tutty
گرد اکسید دو زنگ
red oxide of zinc
اکسید قرمز روی
oxymercuriation
اکسید جیوه دار کردن
hypercapnia
افزایش کربن اکسید در خون
arsenic
اکسید ارسنیک بفرمول 3O2As
metallic oxide semiconductor
نیمه هادی اکسید فلزی
oxydizing agents
مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
complementary metal oxide semiconductor
نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی
goethite
اکسید اهن معدنی ئیدرژن دار
dry ice
یخی که از جامدکردن اکسید دو کربن بدست میاید
photochemical oxidant
اکسید کننده نور شیمیایی اکساینده فتوشیمیایی
oxides
اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
oxide
اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
mos
نیمههای اکسید آهن جایگزین . طرح و سافت مدار مجتماع
to trap something
[e.g. carbon dioxide]
چیزی را گرفتن
[جمع کردن]
[برای مثال دی اکسید کربن ]
oxide
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
oxides
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
hyperventilation
تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
crocus cloth
پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
parkerizing
عملیاتی که در ان فلز درمحلولی از اسید فسفریک ودی اکسید منگنز داغ شده وسپس در روغن غوطه ورمیگردد تا از خوردگی فلزجلوگیری گردد
decarburizing
گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
cassiterite
معدن قلع اکسید قلع طبیعی
ebam
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
cmos
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com