English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (7 milliseconds)
English Persian
refractory oxide اکسید نسوز
Other Matches
zinc oxid اکسید روی به فرمول ZnO اکسید دو زنگ
incombustible نسوز
fireproof نسوز
refractory نسوز
fire proof نسوز
fire clay گل نسوز
fire resistant نسوز
heat proof نسوز
refractory coating پوشش نسوز
refractory material ماده نسوز
refractory enamel لعاب نسوز
asbestus پنبه نسوز
asbestos kit لباس نسوز
asbeston پنبه نسوز
amiantus پنبهء نسوز
amianthus پنبهء نسوز
refractory mortar ملاط نسوز
refractory clay خاک نسوز
fireproof paint رنگ نسوز
fire clay خاک نسوز
fire brick اجر نسوز
fireclay خاک نسوز
fearnought suit لباس نسوز
refractory brick اجر نسوز
refractory cement سیمان نسوز
neutral brick اجر نسوز
mica طلق نسوز
fireproof cement سیمان نسوز
asbestos پنبه نسوز
firebricks اجر نسوز
firebrick اجر نسوز
fire doors درب نسوز
fire door درب نسوز
abiston پنبه نسوز
plasma plating نشاندن پوشش نسوز
plastic refractory clay گل نسوز چسب دار
refractory ماده ساختمانی نسوز
refractory سرسخت جسم نسوز
asbestos insulated wire سیم با روکش نسوز
silica brick اجر نسوز سیلیکاتی
asbestine مانند پنبه نسوز
bunk covers روکش نسوز تختخواب
asbestos cement سیمان پنبه نسوز
asbestos kit کیف لباس نسوز
ganister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
gannister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
mica تلق نسوز شیشه معدنی
asbestos mica عایق پنبه نسوز و میکا
oxides اکسید
oxide اکسید
copper oxide اکسید مس
oxyde اکسید
minium اکسید قرمز
zirconium oxide زیرکونیم اکسید
oxidant اکسید کننده
ytterbia ایتربیم اکسید
refractory oxide اکسید دیرگداز
zirconium dioxide زیرکونیم دو اکسید
ytterbium oxide ایتربیم اکسید
yttria ایتریم اکسید
oxidation film قشر اکسید
zinc oxide اکسید روی
yttrium oxide ایتریم اکسید
oxidizer اکسید کننده
oxide skin پوسته اکسید
ferrous oxide اکسید فرو
acid oxide اکسید اسیدی
alumina اکسید الومینیوم
benzophenone oxide بنزوفنون اکسید
burnt lime کلیسم اکسید
copper oxide rectifier یکسوکننده مس- اکسید
aluminum oxide اکسید الومینیوم
calx کلیسم اکسید
calcium oxide کلسیم اکسید
silica اکسید سیلیسیوم
caustic lime کلیسم اکسید
dioxide دارای دو اکسید
lime کلسیم اکسید
limes کلسیم اکسید
carbon dioxide دی اکسید کربن
oxide cathode کاتد اکسید اندود
incandescent metallic oxid cathode کاتد اکسید فلزی
spatalite اکسید قرمز روی
ruby zinc اکسید قرمز روی
red zinc ore اکسید قرمز روی
red oxide of zinc اکسید قرمز روی
oxide skin قشر نازک اکسید
zincite اکسید قرمز روی
tutty گرد اکسید دو زنگ
oxidation coefficient ضریب اکسید شوندگی
alumina گل پاک یا اکسید الومینیوم
oxide coated cathode کاتد اکسید اندود
arsenic اکسید ارسنیک بفرمول 3O2As
hypercapnia افزایش کربن اکسید در خون
metallic oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی
oxymercuriation اکسید جیوه دار کردن
goethite اکسید اهن معدنی ئیدرژن دار
oxydizing agents مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
complementary metal oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی
dry ice یخی که از جامدکردن اکسید دو کربن بدست میاید
photochemical oxidant اکسید کننده نور شیمیایی اکساینده فتوشیمیایی
to trap something [e.g. carbon dioxide] چیزی را گرفتن [جمع کردن] [برای مثال دی اکسید کربن ]
oxide اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
oxides اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
mos نیمههای اکسید آهن جایگزین . طرح و سافت مدار مجتماع
oxide روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
oxides روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
hyperventilation تنفس زیاد بطوریکه مقدار دی اکسید کربن در خون از مقدارعادی ان کمتر میشود و سبب تشنج سرگیجه و غش میگردد
crocus cloth پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
parkerizing عملیاتی که در ان فلز درمحلولی از اسید فسفریک ودی اکسید منگنز داغ شده وسپس در روغن غوطه ورمیگردد تا از خوردگی فلزجلوگیری گردد
decarburizing گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
asbestos پنبه نسوز پنبه کوهی
cassiterite معدن قلع اکسید قلع طبیعی
ebam Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com