English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (5 milliseconds)
English Persian
You are free to go now. اکنون آزادید بروید.
Other Matches
move along عقب بروید
go head پیش بروید
move along عقبتر بروید
go on بروید پی کارتان
keep to the left دست چپ بروید
off with you بروید پی کارتان
Go straight ahead. مستقیم بروید.
it is to your i. to go به نفع شماست که بروید
keep to the right دست راست بروید
Go to the first crossroad. به اولین تقاطع بروید.
you must go شما باید بروید
Go to the second crossroad. به دومین چهارراه بروید.
Go to the first crossroad. به اولین چهارراه بروید.
Go to the second crossroad. به دومین تقاطع بروید.
i want you to go میخواهم شما بروید
Keep moving! بجلو برو [بروید] !
You can take the bus. شا میتوانید با اتوبوس بروید.
ask him if he likes to go از او بپرسید "میل دارید بروید یا نه "
at the moment اکنون
at present اکنون
at the present moment اکنون
at present اکنون
presenting اکنون
presents اکنون
for the present اکنون
presented اکنون
present اکنون
now اکنون
not now or ever نه اکنون و نه در آینده
now f.it اکنون دیگراغازکنیم
the present and the past اکنون و گذشته
it is quite another story now اوضاع اکنون دگرگون
i am busy at the moment اکنون کار دارم
We just received word that . . . هم اکنون اطلاع رسید که …
he is now at rest اکنون اسوده است
here در این موقع اکنون
i now know the v of exercise اکنون قدر ورزش را میفهمم
they sing small now اکنون دیگر صداشان در نمیاید
I never saw anything like it. من تا اکنون هرگز چنین چیزی را ندیده ام.
we are now quits اکنون با هم برابر شدیم دیگرحسابی نداریم
guilders نام سکه زرهلندی که اکنون درکارنیست
guilder نام سکه زرهلندی که اکنون درکارنیست
present work عملیاتی که اکنون انجام شده است
at this stage <adv.> درحال حاضر [عجالتا] [اکنون ] [فعلا]
at this time <adv.> درحال حاضر [عجالتا] [اکنون ] [فعلا]
The plan is now in action ( underway ) . طرح اکنون بمرحله عمل درآمده است
iguanodon سوسمار بزرگ گیاه خوار که اکنون بشکل سنگواره دیده میشود
koh i noor کوه نور:الماس نامی هندوستان که اکنون جزودارایی پادشاه انگلیس است
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
now that you know the way.... اکنون که راه را یاد گرفتید حال که راه را بلدهستید.......
saddle cover رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
coronation carpet فرش تاجگذاری [این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com