Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
agamemnon
اگاممنون پادشاه مایسنا که منازعهء او با اشیل مقدمهء داستان حماسی ایلیاد است
Other Matches
achilles
اشیل یا اخلیوس قهرمان داستان ایلیاد هومر
iliad
داستان حماسی منسوب به هومر
rhapsody
اشعار حماسی مخصوص نقالان و داستان گویان شعررزمی
rhapsodies
اشعار حماسی مخصوص نقالان و داستان گویان شعررزمی
orestes
فرزند اگاممنون
king dom
کشوری که پادشاه داشته باشد قلمرو یک پادشاه
iliad
ایلیاد
thetis
مادر اشیل
achilles jerk
بازتاب اشیل
achilles reflex
بازتاب اشیل
Achilles tendons
زردپی اشیل
Achilles tendon
زردپی اشیل
this story is improbable
این داستان راست نمینماید این داستان بعید بنظر میرسد
bardic
حماسی
heroic
حماسی
epics
حماسی
epic
حماسی
epical
حماسی
heroic verse
شعر حماسی
epopee
اشعار حماسی
rhapsodized
شعر حماسی سرودن
rhapsodised
شعر حماسی سرودن
rhapsodizing
شعر حماسی سرودن
rhapsodizes
شعر حماسی سرودن
rhapsodize
شعر حماسی سرودن
rhapsodising
شعر حماسی سرودن
rhapsodic
مربوط باشعار حماسی
rhapsodises
شعر حماسی سرودن
heroic couplet
شعر دو بیتی حماسی پنج هجایی
sovereign
پادشاه
kingless
بی پادشاه
queenconsort
زن پادشاه
rex
پادشاه
our sovereingn
پادشاه
king
پادشاه
kings
پادشاه
Shah
پادشاه
Shahs
پادشاه
o king
ای پادشاه
sovereigns
پادشاه
head of state
پادشاه
queen
زن پادشاه
queens
زن پادشاه
constitutional monarch
پادشاه
monarchs
پادشاه
potentate
پادشاه
monarch
پادشاه
potentates
پادشاه
kingling
پادشاه کوچک
kings palace
قصر پادشاه
kings palace
کاخ پادشاه
lese majestyodhkj &odhkj fvqn
پادشاه یا دولت
king of england
پادشاه انگلستان
rial
پادشاه ملکه
oberon
پادشاه پریان
sign manual
امضا پادشاه
regicide
قتل پادشاه
regicides
قتل پادشاه
fit for a king
لایق پادشاه
royal prerogative
حق امتیاز ویژه پادشاه
princess of the blood
دختر یا نوه پادشاه
croesus
کراسوس : پادشاه یونان
regents
نماینده پادشاه رئیس
raja or rajah
راجه-امیریا پادشاه
regent
نماینده پادشاه رئیس
aeolus
پادشاه تسالی یونان
his britannic majesty
اعلیحضرت پادشاه انگلستان
lord lieutenant
نماینده پادشاه در ایالات
king of birds
پادشاه مرغان :دال
king's counsel
قاضی دادگاه پادشاه
privy seal
مهر شخصی پادشاه
they attended the king
ایشان درخدمت پادشاه بودند
regius professor
استاد منصوب ازطرف پادشاه
HMS
مخفف در خدمت پادشاه انگلیس
the u states
کشوری که پادشاه داشته باشد
the u kingdom
کشوری که پادشاه داشته باشد
kinglet
پادشاه کوچک و بی اهمیت امیر
prince royal
پسر ارشد پادشاه انگلیس
princessroyal
بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
sovereignty
اقتدار و برتری قلمرو پادشاه
herod
هبرودیس :نام پادشاه یهودیه
gordian
وابسته به پادشاه فریجیه لاینحل
dauphiness
عروس پادشاه فرانسه ازپسرارشدش
privy purse
اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
infanta
دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
household troops
هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
royalty
حق تالیف امتیازات و مزایای مخصوص پادشاه
the code of justinian
مجموعه قوانین ژوستی نین پادشاه رم
royalties
حق تالیف امتیازات و مزایای مخصوص پادشاه
dauphin
عنوان پسر ارشد پادشاه فرانسه
priam
پریام پادشاه تروا وپدر هکتور
dais
سایبان یااسمانه بالای تخت پادشاه
monarchical
وابسته به یا همانند پادشاه یا نظام پادشاهی
monarch
پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
jacobite
طرفدارسلطنت جیمز اول پادشاه مخلوع انگلیس
queen dowager
زنی که شوهرش پادشاه بوده ومرده است
infante
جوانترین پسر پادشاه و ملکه اسپانیا و پرتقال
monarchs
پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
eminent domain
مالکیت مطلق دولت یا پادشاه یا رئیس مملکت
kingmaker
کسی که درانتخاب پادشاه یا رئیس موثر است
yeoman of the guard
گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
empires
امپراتوری چند کشور که دردست یک پادشاه باشد فرمانروایی
empire
امپراتوری چند کشور که دردست یک پادشاه باشد فرمانروایی
homage
اعلام رسمی بیعت از طرف متحد یا متفقی نسبت به پادشاه
Georgian architecture
معماری جرجی
[در زمان پادشاه جرج اول تا چهارم انگلستان]
order of council
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
Desornamentado
[سبک معماری رنسانس در اسپانیا در دوره ی حکومت پادشاه فیلیس]
romulus
رمولوس برادررموس نخستین پادشاه بنیادگذار داستانی شهر روم
to kiss hands
دست پادشاه بزرگی راهنگام رفتن به ماموریت بعنوان بدرود بوسیدن
letters missive
نامه رسمی پادشاه که در ان کسی برای اسقفی گماشته شده است
tales
داستان
marchen
داستان
apologue
داستان
anecdotage
داستان
novella
داستان
conte
داستان
tale
داستان
fable
داستان
fables
داستان
story
داستان
procedendo
حکم پادشاه در مورد تسریع دادرسی به قاضی یی که صدور رای را به تاخیرانداخته است
koh i noor
کوه نور:الماس نامی هندوستان که اکنون جزودارایی پادشاه انگلیس است
to invent stories
داستان ساختن
storybook
داستان نامه
hermitically
هلوان داستان
underplot
داستان فرعی
fairy tale
داستان جن و پری
fairy tales
داستان جن و پری
storybook
کتاب داستان
to spin yarns
داستان ساختن
in a narrative style
بسبک داستان
novelet
داستان کوتاه
fictionist
داستان نویس
catastrophes
عاقبت داستان
storyteller
داستان سرا
storytellers
داستان سرا
narrator
گوینده داستان
narrators
گوینده داستان
narration
داستان داستانسرایی
whodunit
داستان پلیسی
whodunits
داستان پلیسی
whodunnits
داستان پلیسی
flashbacks
بازگوی داستان
flashback
بازگوی داستان
make-up
داستان ساختگی
novels
کتاب داستان
novel
کتاب داستان
narratives
داستان داستانسرایی
narrative
داستان داستانسرایی
catastrophe
عاقبت داستان
parables
داستان اخلاقی
heroes
پهلوان داستان
parable
داستان اخلاقی
fictions
داستان اختراع
short story
داستان کوتاه
epitasis
حداعلای داستان
hero
پهلوان داستان
episodes
داستان فرعی
decameron
داستان نامه
short stories
داستان کوتاه
conte
داستان کوتاه
an interesting story
داستان با مزه
novelette
داستان کوتاه
novelettes
داستان کوتاه
episode
داستان فرعی
fiction
داستان اختراع
an iliad of woes
داستان بدبختبی
story recall test
ازمون یاداوری داستان
fictionalised
بصورت داستان دراوردن
story
بصورت داستان در اوردن
serialist
داستان نویس سریال
fictionalising
داستان سرایی کردن
ruise
شایعات داستان ساختگی
fictionalised
داستان سرایی کردن
fictionalises
بصورت داستان دراوردن
fictionalize
بصورت داستان دراوردن
fictionalises
داستان سرایی کردن
fictionalising
بصورت داستان دراوردن
story
اشکوب داستان گفتن
fairy tale
داستان باور نکردنی
sob stories
داستان گریه اور
sob story
داستان گریه اور
That's not so!
داستان اینطوری نیست!
sob story
<idiom>
داستان اشک آور
personages
شخصیت بازیگران داستان
personage
شخصیت بازیگران داستان
fairy tales
داستان باور نکردنی
fictionalize
داستان سرایی کردن
fictionalized
بصورت داستان دراوردن
fictionalized
داستان سرایی کردن
anecdotal evidence
شواهد داستان گونه
cliff hanger
مطلب یا داستان جالب
cliff-hanger
مطلب یا داستان جالب
novelize
بشکل داستان در اوردن
invention of a false story
جعل داستان دروغی
fictionize
بصورت داستان دراوردن
science fiction
داستان تخیلی علمی
catastrophical
مربوط به عاقبت داستان
cliff-hangers
مطلب یا داستان جالب
fictionize
داستان سرایی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com