English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
wind aided اگر سرعت باد در ساعت بیش از 74/4متر باشد رکورد بدست امده قابل قبول نیست
Other Matches
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
signaled تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signal تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signalled تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
random access فایلی که هر رکورد آن به سرعت با آدرسش قابل دستیابی است , بدون جستجو در بقیه فایل و به ممحل قبلی بستگی ندارد
pooler وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
conscious error خطای اپراتور که به سرعت تشخیص داده میشود ولی درهمان زمان قابل جلوگیری از آن نیست
Lets play that again . قبول ندارم. [قبول نیست دربازی وغیره ]
conversion tables جدول جستجو یا مجموعهای ازنتایج ذخیره شده که به سرعت با یک فرآیند قابل دستیابی هستند و نیازی به محاسبه نتیجه نیست
getting بدست امده
get بدست امده
gets بدست امده
unhandy مشکل بدست امده
hardly earned money پول سخت بدست امده
biologic بدست امده اززیست شناسی عملی
ill gotten با وسایل غیر مشروع بدست امده
lyophiled بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
lyophil بدست امده در اثرخشک شدن بوسیله انجماد
post edit ویرایش داده بدست امده ازمحاسبه قبلی
get دستور بدست آوردن رکورد از فایل یا پایگاه داده
getting دستور بدست آوردن رکورد از فایل یا پایگاه داده
gets دستور بدست آوردن رکورد از فایل یا پایگاه داده
yardage تعداد یاردهای بدست امده بازیگر یا تیم فوتبال امریکایی
defective خطایی در دیسک سخت که داده روی برخی شیارها به درستی قابل خواندن نیست که میتواند ناشی از سطح دیسک آسیب دیده یا قرار گرفتن نامناسب نوک باشد
it is of doubtful proveance معلوم نیست اصلا از کجا امده است
mini کامپیوتر کوچک با محدوده توان پردازش و دستورات بیشتر از یک ریز کامپیوتر ولی قابل رقابت با سرعت یا توان کنترل داده کامپیوتر mainframe نیست
margin productivity نسبت بین محصول بدست امده وعوامل تولیدی که در صرف ایجاد ان شده است
winchester disk دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
Hobson's choice پیشنهادی که چارهای جز قبول ان نیست
agrapha که مورد قبول مسیحیان نیست
industrial wealth مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
lineball توپی که روی خط میافتد و قبول نیست
qui aprobat non reprobat نکول بعد از قبول مسموع نیست
grilse ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
transparent برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparently برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
soever واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
clock speed سرعت ساعت
apomict کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
lobes اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobe اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
fixes فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
fix فضایی در رکورد ذخیره شده که یک حجم خاص داده میتواند داشته باشد
supercharge خرجی که حداکثر سرعت ابتدایی با ان بدست می اید
fancy dog سگی که بدست سگبازپرورده شده باشد
clock وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
clocks وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
jetstream باد تقریبا افقی با سرعت بیش از 08 کیلومتر بر ساعت
good [sufficient] <adj.> قابل قبول
receivable قابل قبول
aceptive قابل قبول
admissible قابل قبول
reasonable قابل قبول
allowable قابل قبول
admittable قابل قبول
believable قابل قبول
satisfactory <adj.> قابل قبول
sufficient <adj.> قابل قبول
adequate <adj.> قابل قبول
sufficing <adj.> قابل قبول
adequately [sufficiently] <adv.> قابل قبول
sufficiently <adv.> قابل قبول
acceptance limit حد قابل قبول
acceptable <adj.> قابل قبول
acceptable قابل قبول
passable قابل قبول
valid قابل قبول
tolerable قابل قبول
inspectorates رسد بانی بخشی که بدست رسدبانی سپرده شده باشد
inspectorate رسد بانی بخشی که بدست رسدبانی سپرده شده باشد
eligibly بطور قابل قبول
admissibleness بطور قابل قبول
admissible stress تلاش قابل قبول
admissible load بار قابل قبول
zone of acceptability منطقه قابل قبول
valid assumptions فروض قابل قبول
permissible stress خستگی قابل قبول
credibility قابل قبول بودن
to hold water قابل قبول بودن
sit right (negative) <idiom> غیر قابل قبول
to be valid قابل قبول بودن
loss appraisal ضایعات قابل قبول
hard currencies ارز قابل قبول
legal tender پول قابل قبول
popularity قابل قبول عامه
acceptance tolerance حد مجاز قابل قبول
acceptable product فراورده جانشین قابل قبول
acceptable alter nate product فراورده مشابه قابل قبول
acceptable quality level سطح کیفیت قابل قبول
cut off ratio حداقل نرخ قابل قبول
europatents حق اختراع قابل قبول دراروپا
persona non grata شخص غیر قابل قبول
primafacie در بادی امر قابل قبول
argumentum یک سلسله دلایل قابل قبول
add up <idiom> سازگار و قابل قبول به نظر رسیدن
admissibly بطور قابل قبول چنانکه روا
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
principal challenger رد عضو هیات منصفه با دلیل قابل قبول
illegal آنچه قانونی نیست یا مخالف قانون و قوانین باشد
delimiting و هر رکورد نیز با یک حرف خاص از رکورد دیگر جدا شده است
delimits و هر رکورد نیز با یک حرف خاص از رکورد دیگر جدا شده است
delimit و هر رکورد نیز با یک حرف خاص از رکورد دیگر جدا شده است
delimited و هر رکورد نیز با یک حرف خاص از رکورد دیگر جدا شده است
operation exposure guide حداکثر دوز اتمی قابل قبول یاقابل دریافت
standard اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
transaction رکورد حاوی داده جدید که برای بهنگام سازی رکورد اصلی باید استفاده شود
To her , abI'llon tomans is a mere trifle . قابل نوشیدن نیست
hot dog skiing اسکی کردن با سرعت در میان پستی و بلندی یا بوس و تابع تکنیک خاصی هم نیست
squirelly اتومبیلی که در سرعت زیادکنترل ان سر پیچ مشکل باشد
isochronous network شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
platforms تخته 4 در 4متر مسابقه وزنه برداری
platform تخته 4 در 4متر مسابقه وزنه برداری
comparable آنچه قابل مقایسه نیست
hidden آنچه قابل دیدن نیست
random قابل پیش بینی نیست
indeterminate system آن قابل پیش بینی نیست
randomly قابل پیش بینی نیست
terminal خرابی که قابل تعمیر نیست
It is beyond me. برای من قابل درک نیست.
irretrievable آنچه قابل بازگشت نیست
terminals خرابی که قابل تعمیر نیست
protect محل حافظه که قابل تغییر نیست
protecting محل حافظه که قابل تغییر نیست
unprotected که قابل تغییرات و محافظت شده نیست
random number شمارهای که قابل پیش بینی نیست
protects محل حافظه که قابل تغییر نیست
nuncupative will در CL این وصیت فقط در مورد سربازان و ملوانان در حال خدمت قابل قبول است
irreversible process پردازش که پس از یک بار اجرا قابل برگشت نیست
secure system سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
permanent خطایی در سیستم که قابل رفع کردن نیست
hypervelocity سرعت دهانهای و ابتدایی توپی که از 0001 متر درثانیه بیشتر باشد
warping پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
presumptive instruction دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
sundials ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
sundial ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
You never can tell . کار دنیا است ( قابل پیش بینی نیست )
gini coefficient شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
flavonal dyes فلاون [مجموعه ای از رنگینه های زرد که از گیاهان مختلفی همچون زردچوبه، میمون و اسپرک بدست آمده و ریشه آنها از ترکیب کیتون می باشد.]
protect محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
machine address تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
hardwired program برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
read وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
dry cell battery باتری ای که قابل شارژ مجدد نیست مقایسه شودباRechergeable Battery
atoms مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
atom مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
faulty شیاری از دیسک مغناطیسی که قابل خواندن یا نوشتن کامل نیست
lock up وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
reads وسیله یا مداری که داده ذخیره شده آن قابل تغییر نیست
protecting محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
absolute address تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
protects محل حافظه که قابل تغییر یا دستیابی بدون اجازه نیست
punctuation mark نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
punctuation marks نشانه چاپ که قابل بیان نیست وی در درک متن کمک میکند
sector شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
nicks ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicked ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nick ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
nicking ضربه به محل تقاطع دیوار وزمین اسکواش که قابل گرفتن نیست
fielded فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
sectors شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
nonerasable storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
fields فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
field فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
wires کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
wire کامپیوتر به همراه برنامه نوشته در سخت افزار که قابل تغییر نیست
expandable آنچه قابل گسترش باشد
bind به صورتی که قابل اجرا باشد
binds به صورتی که قابل اجرا باشد
selectable آنچه قابل انتخاب باشد
caches بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
cache بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
cache memory بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
communication بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
optional آنچه قابل انتخاب شدن باشد
easy to use آنچه قابل فهم و انجام باشد
vertical take off and landing هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
tabling مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
table مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
rapid محلهای ذخیره سازی که به سرعت قابل خواندن و نوشتن هستند
tabled مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
tables مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
machines که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
shares حافظهای که با بیش از یک CPV قابل دستیابی باشد
floating پنجرهای که قابل انتقال به هر بخش صفحه باشد
share حافظهای که با بیش از یک CPV قابل دستیابی باشد
shared حافظهای که با بیش از یک CPV قابل دستیابی باشد
primes عددی که فقط قابل قسمت به خودش و یک باشد
primed عددی که فقط قابل قسمت به خودش و یک باشد
prime عددی که فقط قابل قسمت به خودش و یک باشد
packet شبکه قابل ارسال باشد تبدیل میکند
manageable آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
machine که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
packets شبکه قابل ارسال باشد تبدیل میکند
binders را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
binder را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com