English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
stagnation thesis ایجاد رکود اقتصادی اجتناب ناپذیر خواهد بود
Other Matches
economic nationalism ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
unavoidable اجتناب ناپذیر
unalterable <adj.> اجتناب ناپذیر
unalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
inevitable <adj.> اجتناب ناپذیر
indispensable <adj.> اجتناب ناپذیر
inalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
inevitable اجتناب ناپذیر
recessions رکود اقتصادی
depression رکود اقتصادی
slumps رکود اقتصادی
slump رکود اقتصادی
depressions رکود اقتصادی
recession رکود اقتصادی
slumped رکود اقتصادی
economic recession رکود اقتصادی
downturns رکود اقتصادی
slumping رکود اقتصادی
downturn رکود اقتصادی
declined مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
declining مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
declines مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
decline مرحله رکود یا انحطاط اقتصادی
deflationary gap لطمه ناشی از رکود اقتصادی
stagnation thesis فرضیه رکود .فرضیهای که بر اساس ان بعلت بلوغ کامل اقتصادی یک کشور و امکان عدم جذب پس اندازها
e c e کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
slumped کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slump کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumping کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumps کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
evasive steering اجتناب از زیردریایی دشمن حرکت اجتناب امیز ناو
requests متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
requesting متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
requested متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
request متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
inflationary recession رکود همراه باتورم تورم رکود
It will be interesting to see how the first free elections play themselves out. خیلی جالب خواهد بود تا ببینید که نتیجه اولین انتخابات آزاد چه خواهد شد .
it will make against us برای مازیان خواهد داشت بزیان ما تمام خواهد شد
reaganomics اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
evasion اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
evasions اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
colombo plan طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
european unclear a energy agency اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
runs دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
run دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
economic aggregates مجموعههای اقتصادی ارقام کلی اقتصادی
economic liberalism مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
stagflation تورم + رکود تورم همراه با رکود
immedicable درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
invulnerable زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
economic imperialism جهانخواری اقتصادی امپریالیسم اقتصادی
dynamic condition شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
business cycle دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
quarterly journal of economics مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
economic and social council شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
economic order quantity کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
autarky خود بسی اقتصادی خود کفایی اقتصادی
inactivity رکود
dormancy رکود
slumping رکود
inaction رکود
slumps رکود
slump رکود
recessions رکود
slumped رکود
stagnancy رکود
recession رکود
stagnation رکود
deflation رکود
depressions رکود
inertia رکود
depression رکود
shirk اجتناب
eschewal اجتناب
shirking اجتناب
elusion اجتناب
shirked اجتناب
avoidance اجتناب
shirks اجتناب
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
shake-outs لرزاندن رکود
stagflation تورم رکود
academic inhibition رکود تحصیلی
sluggish year سال رکود
average latency رکود متوسط
latency time مدت رکود
shake out لرزاندن رکود
stagflation رکود تورمی
great depression رکود بزرگ
latency رکود نهفتگی
secular stagnation رکود مزمن
shake-out لرزاندن رکود
inflationary recession رکود تورمی
stagnation thesis نظریه رکود
passes اجتناب کردن
stay away from <idiom> اجتناب کردن
forbears اجتناب کردن از
active avoidance اجتناب فعال
forbear اجتناب کردن از
eludes اجتناب کردن از
steer clear of someone <idiom> اجتناب کردن
pass اجتناب کردن
eschews اجتناب کردن
eschewing اجتناب کردن
eschewed اجتناب کردن
eschew اجتناب کردن
evitable اجتناب پذیر
elude اجتناب کردن از
eluded اجتناب کردن از
eluding اجتناب کردن از
avoidance gradient شیب اجتناب
to shuffle throuch shun اجتناب کردن از
avoidancae training اجتناب اموزی
aviod اجتناب کردن از
avoidable اجتناب پذیر
passed اجتناب کردن
inescapable غیرقابل اجتناب
steer clear اجتناب کردن
slump کاهش فعالیت رکود
slumps کاهش فعالیت رکود
sluggish economy اقتصاد در حالت رکود
deflation انقباض پولی رکود
deflationary gap فاصله حاصل از رکود
slumping کاهش فعالیت رکود
doldrums افسردگی منطقه رکود
slumped کاهش فعالیت رکود
avoidable costs هزینههای قابل اجتناب
risk avoider اجتناب کننده از خطر
inevitable غیر قابل اجتناب
refrainment خود داری اجتناب
risk avoider اجتناب کننده از ریسک
unavoidable غیر قابل اجتناب
chains رکود داده در یک فایل زنجیری
chain رکود داده در یک فایل زنجیری
emergency risk خطرات غیرقابل اجتناب اتمی
to stay away from something اجتناب کردن از چیزی یا جایی
deflation رکود کاهش اعتبارات و پول درگردش
dog days چله تابستان دوران رکود و عدم فعالیت
last chance rule مقررات مربوط به اجتناب ازتصادم با قایقهای دیگر
tax avoidance اجتناب از پرداخت مالیات کاهش بدهی مالیاتی
evades فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evade فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
terrain avoidance اجتناب خودکار هواپیما از برخورد باموانع زمینی هنگام فرود
evading فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evaded فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
lay up ضربه زدن به مسافت کوتاهتر از عادی برای اجتناب از افتادن ان در مانع
that fauit will right itself خواهد شد
twill _ ان خواهد
chopped کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chop کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
he will go خواهد رفت
the secret will open to me خواهد گردید
he shall go خواهد رفت
it askes for attention دقت می خواهد
it will manifest it self اشکار خواهد شد
She wI'll regret it bitterly. مثل سگ پشیمان خواهد شد
It wI'll clear up by morning . تا صبح هواصاف خواهد شد
It wI'll prove to be to your disadvantage. بضررت تمام خواهد شد
She wI'll gradually soften . تدریجا" نرم خواهد شد
She wI'll survive . She wI'll pull through. زنده خواهد ماند
What impudence!what never !what cheek! واقعا" که خیلی رو می خواهد !
Its color wI'lll fade. رنگش خواهد رفت
criterion مشخصاتی که با آن برخورد خواهد شد
the truth will out . <proverb> یقیقت بر ملا خواهد شد .
The tree wI'll die . درخت خشک خواهد شد
The folwer wI'll die for want of water. گل از بی آبی خشک خواهد شد
It wI'll get us into trouble. ما را به درد سر خواهد انداخت
it would be preferble to بهتر خواهد بود
the lord will provide خداوسیله خواهد ساخت
it will manifest it self معلوم خواهد گشت
i know that he will come من میدانم که او خواهد امد
it will give rise to a quarrel مایه ستیزه خواهد شد
do as you please هر چه دلتان می خواهد بکنید
Well what does he want now ? خوب حا لاچه می خواهد ؟
It wI'll overtake (befall) everyone. دامنگیر همه خواهد شد
accuracy تعریف دقیق تر خواهد بود
What must be must be . <proverb> آنچه باید بشود خواهد شد .
It wI'll spoil my appetite . اشتهایم راکور خواهد کرد
who will pay for it کی پول انرا خواهد داد
who will pay for it کی هزینه انرا خواهد پرداخت
Surely things wI'll turn out well for him in the end. مطمئنا" عاقبت بخیر خواهد شد
it will give rise to a quarrel نزاعی تولید خواهد کرد
Sooner or later , he wI'll find out . دیر یا زود خواهد فهمید
if he wishes to be a اگرمی خواهد کسی بشود
She wI'll arrive on friday morning . جمعه صبح وارد خواهد شد
he would be sure to like it یقینا انرادوست خواهد داشت
sticker [guest] مهمانی که نمی خواهد برود
i do not u.his wanting to say نمیفهم چرامی خواهد بماند
near work کاری که نگاه نزدیک می خواهد
There will be a delay of 8 minutes. 8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
I wI'll be greatly ( badly ) disgraced. بدجوری آبرویم خواهد رفت
He wI'll expedite our case. اوکارما ؟ راجلو خواهد انداخت
which diffrence shall be settled only by ..... و این اختلاف هم ازطریق داوری حل خواهد شد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com