English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
photogenic ایجاد شده در اثرنور و روشنایی
Other Matches
photosynthesis ایجاد وتشکیل موادالی در گیاهان بکمک روشنایی
photokinesis حرکت در اثرنور
light struck در اثرنور محو وتار شده
iceblink روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
it is insensitive to light روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
coordinated illumination روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
peeped روشنایی کم
clearness روشنایی
night light روشنایی شب
illumination روشنایی
illuminations روشنایی
lightness روشنایی
luminouity روشنایی
electric lighting روشنایی
luminosity روشنایی
peeps روشنایی کم
peeping روشنایی کم
peep روشنایی کم
lighting روشنایی
lightest روشنایی
rushlight روشنایی کم
light روشنایی
luminance روشنایی
lighted روشنایی
glimmering روشنایی ضعیف
lighting source منبع روشنایی
luminosity بازده روشنایی
lighting battery باتری روشنایی
lux meter روشنایی سنج
lighting outlet خروجی روشنایی
luminance channel کانال روشنایی
lighting line سیم روشنایی
lighting effect اثر روشنایی
lighting mains خط روشنایی اصلی
candlelight روشنایی شمع
lighting plant تاسیسات روشنایی
lighting scheme ترتیب روشنایی
lighting set دستگاه روشنایی
lighting switch کلید روشنایی
artifical light روشنایی مصنوعی
lighting transformer مبدل روشنایی
asterism روشنایی و نور
lighting engineering مهندسی روشنایی
lighting feeder تهیه روشنایی
lighting unit واحد روشنایی
lighting engineering تکنیک روشنایی
ligting conditions نسبتهای روشنایی
glimmerings روشنایی ضعیف
luminance decay کم شدن روشنایی
luminous efficiency ضریب روشنایی
looms هاله روشنایی
looming هاله روشنایی
loomed هاله روشنایی
loom هاله روشنایی
glimmers روشنایی ضعیف
optics علم روشنایی
glimmer روشنایی ضعیف
ray روشنایی تشعشع
phosphorescence روشنایی شب تابی
room lighting روشنایی اطاق
phot واحد روشنایی
flash روشنایی مختصر
flashed روشنایی مختصر
flashes روشنایی مختصر
photology دانش روشنایی
photometer روشنایی سنج
glares روشنایی زننده
glared روشنایی زننده
glare روشنایی زننده
sustained illumination روشنایی پایدار
sustained illumination روشنایی مداوم
luminous efficiency راندمان روشنایی
luminous flux شاره روشنایی
luminous flux شار روشنایی
street lighting روشنایی خیابان
luminous flux فلوی روشنایی
luminous intensity شدت روشنایی
luminous power قوه روشنایی
illuminations شدت روشنایی
illumination شدت روشنایی
search light illumination روشنایی با نورافکن
incandescence روشنایی سیمابی
glimmered روشنایی ضعیف
illuminator دستگاه روشنایی
illuminator وسیله روشنایی
image brightness روشنایی تصویر
emergency lighting روشنایی اضطراری
incandescent lamp لامپ روشنایی
indirect lighting روشنایی غیرمستقیم
electric light روشنایی برقی
earth shine روشنایی خاکستری
earth light روشنایی خاکستری
intensity level سطح روشنایی
intensity of illumination شدت روشنایی
direct lighting روشنایی مستقیم
decorative ligthing روشنایی تزیینی
country life زندگی روشنایی
continuous illumination روشنایی مداوم
fluorescent light روشنایی فلورسنت
illuminating device تجهیزات روشنایی
illuminating beam پرتو روشنایی
illumniation aperture روزنه روشنایی
illuminating aperture روزنه روشنایی
illuminance شدت روشنایی
illuminating fixture لوازم روشنایی
illuminating engineering مهندسی روشنایی
illuminating gas گاز روشنایی
illuminating system سیستم روشنایی
illumination change تعویض روشنایی
gaslight روشنایی گاز
full beam spread باندکامل روشنایی
illumination method روش روشنایی
illumination method سبک روشنایی
constant luminance روشنایی ثابت
lambert واحد روشنایی
light adaptation انطباق با روشنایی
illuminating engineering تکنیک روشنایی
light meter روشنایی سنج
light gap فاصله روشنایی
light point منبع روشنایی
light fluctuation نوسان روشنایی
light brightness control کنترل روشنایی
light control کنترل روشنایی
brightness signal پیام روشنایی
ceiling light روشنایی سقفی
brightness control پیچ روشنایی
lighting control کنترل روشنایی
light conditions نسبتهای روشنایی
lighting point محل یا نقطه روشنایی
lighting cable کابل نور روشنایی
g y signal پیام روشنایی جی ایگرگ
illumination photometer شدت روشنایی سنج
lighting سیستم روشنایی ماشین
illumination plan طرح روشنایی منطقه
r y signal پیام روشنایی ار ایگرگ
front lighting روشنایی جلو ساختمان
gas light نور یا روشنایی گازی
at first light در اولین روشنایی روز
gas lights نور یا روشنایی گازی
it is pervious to light روشنایی ازان می گذرد
b y signal b y پیام روشنایی ب- ایگرگ
sensitive to light حساس نسبت به روشنایی
lucifugous گریزان از روشنایی روز
to i. light from anything گذر کردن روشنایی
train lighting battery باتری روشنایی ترن
lighting hours زمان روشنایی یا سوختن
photomrtry سنجش شدت روشنایی
zodiacal light روشنایی صبح کاذب
lambent دارای روشنایی ملایم
neon شبیه روشنایی نئون
lighting equipments الات و ادوات روشنایی
photothermic مربوط به گرماو روشنایی
over expose زیاد روشنایی دادن
will o the wisp روشنایی کاذب درباغ سبز
photorealistic که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
paraselene روشنایی اطراف هاله ماه
will o the wisp روشنایی مردابی فانوس شیطان
friars lantern روشنایی شبانه بر روی باطلاق
illuminations روشن کردن منطقه روشنایی
ligting conditions شرایط روشنایی نسبتهای نور
lambency ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
continuous illumination روشنایی پایدار منطقه رزم
light is necessary to life روشنایی لازمه زندگی است
photothropism جنبش در تحت تاثیر روشنایی
photodynamics اثر روشنایی در جنبش گیاهان
photodynamic اثر روشنایی در جنبش گیاهان
illumination روشن کردن منطقه روشنایی
intensity amplifier تقویت کننده شدت روشنایی
phototherapy معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
nits واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
light is necessary to life روشنایی برای زندگی لازم است
nit واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
icebink روشنایی که دراثرانعکاس نور یخ درافق پیدامیشود
phot واحد شدت روشنایی در سیستم غیرمتریک
lumen واحد فلوی روشنایی درسیستم متریک
electroluminescent قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
sheet lighning برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
sidelight اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
sidelights اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
flares روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
photoglyph صفخهای که دراثر روشنایی حکاکی شده باشد
flare روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
photoconductive مادهای که مقاومت الکتریکی ان با شدت روشنایی تغییرمیکند
electroluminescing که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
mithra نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
phosphene حلقههای روشنایی که ازفشردن تخم چشم دیده میشود
rushlight چراغ کم نور روشنایی چراغی که فتیله ان از پیزر باشد
footcandle واحد روشنایی برابر تابش نور در یک فوت مربع
image [برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر]
fog dog روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
tromsillumination معاینه اندامی بوسیله انداختن روشنایی زیاد بر روی ان
images برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر
lime light روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
paraheliotropism موازی شدن برگ با پرتوافتاب برای نگرفتن روشنایی زیاد
photoemissive مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
corposant گلولههای روشنایی که گاهی درهوای طوفانی بردکلهای کشتی دیده م
opaquely چنانکه روشنایی پشت را بپوشاند بطور مبهم یا غیر مفهوم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com