Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
high fidelity
ایجاد صدا با عالی ترین درجه وشباهت زیاد به اصل ومبداء ان
Other Matches
upmost
عالی ترین بالاترین درجه
court rug
فرش تالاری یا درباری
[این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
admiral
عالی ترین افسرنیروی دریایی
admirals
عالی ترین افسرنیروی دریایی
load call
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
tenth rate
پایین ترین درجه
last
پایین ترین درجه یا مقام
lasted
پایین ترین درجه یا مقام
lasts
پایین ترین درجه یا مقام
silicon valley
محلی در دره سانتاکلارای کالیفرنیا باگسترده ترین تمرکز تجارت وکار تکنولوژی عالی در جهان
magna cum laude
با درجه عالی
superlatively
در درجه عالی
superlatives
بیشترین درجه عالی
superlative
بیشترین درجه عالی
garter
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
garters
عالی ترین نشان انگلیس بنام نشان بندجوراب
quietest
عدم ایجاد سر و صدای زیاد
quiet
عدم ایجاد سر و صدای زیاد
specification
درجه بالای دقت یا مشخصات زیاد
highs
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highest
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
dielectric heating
گرمای ایجاد شده در یک دی الکتریک که تحت تاثیر میدان فرکانسهای زیاد اچ اف قراردارد
hard spun
[نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
electronic
میدانهای الکترومغناطیسی و الکتریسیته ساکن که توسط وسایل الکترونی زیاد ایجاد شده است .
end
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ends
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
nethermost
پایین ترین زیر ترین
carry
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
advanced level
پایه مهارت عالی در سطح عالی
on an even keel
<idiom>
به ترتیب عالی یا محیطی عالی
combat resolution
تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
ActiveX
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
I didnt get much sleep.
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
to hold somebody in great respect
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
backmost
پس ترین
undermost
زیر ترین
undermost
پایین ترین
hindmost
عقب ترین
drier
: خشک ترین
lowest
پایین ترین
lowermost
پایین ترین
lattermost
عقب ترین
lattermost
پست ترین
foremost
پیش ترین
least significant
کم اهمیت ترین
lower most
پایین ترین
leftmost
سمت چپ ترین
arrant
بدنام ترین
more like;most like
شبیه ترین
westernmost
غربی ترین
most significant
پراهمیت ترین
eldest
مسن ترین
driest
خشک ترین
rearmost
عقب ترین
aftmost
عقب ترین
backmost
عقب ترین
most important
<adj.>
مهم ترین
proto
مهم ترین
topmost
اعلی ترین
best
عظیم ترین
bottommost
پایین ترین
midmost
میان ترین
furthest
پیشرفته ترین
meritorious
شایسته ترین
rightmost
راست ترین
first and foremost
<adv.>
پیش ترین
downmost
پایین ترین
nethermost
پست ترین
middlemost
میان ترین
next
نزدیک ترین پس ازان
tenth rate
از پایین ترین جنس
top flight
اعلی ترین مرتبه
royal road
اسان ترین راه
lsb
کم اهمیت ترین بیت
heartstring
عمیق ترین احساسات دل
tick
سخت ترین مرحله
ticked
سخت ترین مرحله
ticks
سخت ترین مرحله
bottom price
پائین ترین قیمت
best
شایسته ترین پیشترین
most significant digit
با ارزش ترین رقم
most significant bit
با اهمیت ترین بیت
aftermost
عقب ترین واپسین
most significant bit
با ارزش ترین بیت
most significant digit
با اهمیت ترین رقم
innermost
داخلی ترین دراعماق
eastermost
شرقی ترین نقطه
least significant digit
کم اهمیت ترین رقم
least significant bit
کم اهمیت ترین بیت
neap
خفیف ترین جزر و مد
full-back
عقب ترین بازی کن
easternmost
شرقی ترین نقطه
full-backs
عقب ترین بازی کن
neap tide
پائین ترین جزر و مد
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
exosphere
خارجی ترین لایه اتمسفر
curtal step
پایین ترین پله پلگان
Put your warmest clothes on .
گرم ترین لباسهایت را تن کرد
curtail step
پایین ترین پله پلگان
culminant
درمرتفع ترین موضع کامل
fullback
جای عقب ترین بازی کن
combat resolution
پایین ترین رده رزمی
thermosphere
خارجی ترین لایه اتمسفر
sternmost
عقب ترین قسمت کشتی
lower high water
پایین ترین پیشرفت اب دریا
troposphere
پایین ترین بخش اتمسفر
main battle tank
قوی ترین تانک رزمی
primitive data type
ساده ترین شکل داده
supremum
کوچک ترین کران بالا
[ریاضی]
least common multiple
کوچک ترین مضرب مشترک
[ک.م.م]
[ریاضی]
master tooth
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
master pick
پایین ترین دندانه تیغه اسکیت
lower low water
پایین ترین پست رفت اب دریا
bellies
کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
last but not least
<idiom>
آخرین موقعیت وپر اهمیت ترین
belly
کلفت ترین قسمت قلاب ماهیگیری
least developed countries
پائین ترین کشورهای در حال توسعه
lowest common multiple
[LCM]
کوچک ترین مضرب مشترک
[ک.م.م]
[ریاضی]
least upper bound
[lub, LUB]
کوچک ترین کران بالا
[ریاضی]
subcutis
عمیق ترین قسمت زیر پوست
smallest common multiple
کوچک ترین مضرب مشترک
[ریاضی]
bottoms
با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
heart strings
عمیق ترین احساسات دل رشته هایاریسمانهای دل
lowest common multiple
کوچک ترین مضرب مشترک
[ریاضی]
least common multiple
کوچک ترین مضرب مشترک
[ریاضی]
next of kin
نزدیک ترین خویشاوندان منسوب بلافصل
This is the easisrt way.
این آسان ترین راه است
bottom
با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
skirting armor
ضخیم ترین قسمت زره تانک
best-sellers
پرفروش ترین مال التجاره پرتیراژترین کتاب
greatest common divisor
[gcd]
بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک
[ریاضی]
knight bachelor
پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
msd
با اهمیت ترین رقم Digit Significant ost
msb
با اهمیت ترین بیت Bit Significant ost
endodermis
داخلی ترین بافت پوسته ریشه وساقه
aftermost
نزدیکترین دگل عقب کشتی پست ترین
best seller
پرفروش ترین مال التجاره پرتیراژترین کتاب
best-seller
پرفروش ترین مال التجاره پرتیراژترین کتاب
greatest common divisor
بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک
[ریاضی]
rock-bottom
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
greatest common factor
[GCF]
بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک
[ریاضی]
This is the oldest Persian script in existence.
این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
highest common factor
[HCF]
بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک
[ریاضی]
rock bottom
کمترین و نازلترین قیمت پایین ترین قسمت
white wool
[مرغوب ترین نوع پشم از لحاظ رنگ]
water collecting sump
پایین ترین نقطه در یک سیستم که در ان اب جمع میشود
beauts
عالی
slap-up
عالی
par excellence
عالی
unrivaled
عالی
spanking
عالی
spankings
عالی
superb
عالی
top-notch
عالی
beaut
عالی
nobby
عالی
whizzbang
عالی
copacetic
عالی
copesetic
عالی
high grade
عالی
superlative
عالی
superlatives
عالی
palmary
عالی
tophole
عالی
spiffy
عالی
advances
عالی
advancing
عالی
exquisite
عالی
living end
<idiom>
عالی
super
عالی
ripsnorting
عالی
eximious
عالی
famous
عالی
advance
عالی
immense
عالی
superbly
عالی
top hole
عالی
knockouts
عالی
remarkable
عالی
knockout
عالی
whizbang
عالی
firsthand
عالی
first rate
عالی
sick
[British E]
<adj.>
عالی
beautiful
عالی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com