Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
lymphmatosis
ایجاد غدد مرکب از بافتهای لنفی در قسمتهای بدن
Other Matches
montages
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montage
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
composite video
واحد نمایش ویدیویی که یک سیگنال تصویری مرکب را می پذیرد و چندین رنگ یا سایه خاکستری ایجاد میکند
station list
فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
lymphopoiesis
تشکیل بافت لنفی
lymphomatous
دارای بافت لنفی
lymphomatoid
دارای بافت لنفی
angiology
مطالعه عروق خونی و لنفی
arach noid
بافتهای نرم و شل
stupa
کلاله بافتهای حصیری
paranephritis
اماس بافتهای گرداگردگرده
lymphoblast
سلولی که تبدیل بذره سفید یابیرنگ بلغم یاخلط میگردد سلول نرسیده لنفی
hypoxia
کمبود اکسیژن در بافتهای بدن
parosteitis
اماس بافتهای پیرامون استخوان
histoloysis
تجزیه وتحلیل بافتهای بدن
lignocellulose
مواد سلولزی متشکل بافتهای چوبی
endobiotic
زیست کننده درمیان بافتهای میزبان خود
leukosis
زیاد شدن بافتهای سازنده گویچههای سفید
apomixis
تکثیر بوسیلهء بافتهای تناسلی ولی بدون لقاح
glomerule
خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
histogen
منطقه روشن محدودیا غیر محدودی از بافتهای اولیه
combined influence mine
مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
infarct
ناحیهای که در اثر وقفه گردش خون دررگ بافتهای ان مرده باشد دچارانفارکتوس
ActiveX
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
embryophyte
گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
weapon troops
قسمتهای ادوات
sang banshin
قسمتهای دست
field commands
قسمتهای رزمی
innards
قسمتهای داخلی
signal services
قسمتهای مخابراتی
military services
قسمتهای نظامی
administrative services
قسمتهای اداری
reserve components
قسمتهای احتیاط ارتش
in other sectors
در قسمتهای دیگر جبهه
modular
دارای قسمتهای کوچک
alate
دارای قسمتهای جناحی
lobar
واقع در قسمتهای ریه
syntax
هم اهنگی قسمتهای مختلف
adnexa
قسمتهای متصل بهم زائده
pare
قسمتهای زائد چیزی را چیدن
pares
قسمتهای زائد چیزی را چیدن
pared
قسمتهای زائد چیزی را چیدن
weeding
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
comparmentalize
به قسمتهای مجزا تقسیم نمودن
bowdlerization
حذف قسمتهای خارج از اخلاق
chemosphere
ناحیهای در قسمتهای فوقانی اتمسفر
services
قسمتهای اداری ادارات نظامی
anisometric
دارای قسمتهای غیر متقارن
weeded
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
weed
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
hop stop and jump
قسمتهای سه گانه پرش طول سه گام
check off list
برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
reconditions
قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
bilge blocks
قسمتهای تولید کننده فشار دریایی
recondition
قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
gambusia
ماهی ابنوس قسمتهای نسبتا گرمسیر
reconditioned
قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
bowdlerize
قسمتهای خارج از اخلاق را حذف کردن از
upgrading
به روز رسانی
[معاوضه قسمتهای قدیمی]
[مهندسی]
principal parts
قسمتهای اصلی زمانهای فعل که سایرزمانها را از ان میسازند
reddendo singula singulis
الفاظ در قسمتهای مختلف سندباید متناسب با هم تعبیرشوند
adhesion
آمیزش و بهم آمیختگی طبیعی قسمتهای مختلف
mullion
جرز یا الت عمودی میان قسمتهای پنجره
munnion
جرز الت عمودی در میان قسمتهای پنجره
thread
برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
threads
برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
combined operations
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
alpha pegasi
مرکب الفرس متن الفرس مرکب
cannibalizing
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizes
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
bow string truss
خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
FDISK
امکانی در سیستم که قسمتهای روی دیسک سخت را تشخیص میدهد
cannibalises
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalised
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalising
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalized
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cumulo nimbus
ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
degradation
اجازه داده به برخی قسمتهای سیستم به کارکردن پس از از بین رفتن یک قسمت
offsets
برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
information hiding
یک مفهوم طراحی نرم افزاری که هدف ان کاهش اثرات متقابل بین قسمتهای یک برنامه است
design heuristics
راهنمایی هایی که به هنگام تقسیم یک مسئله یا برنامه بزرگ به قسمتهای کوچک وکنترل شدنی می توان از انهااستفاده کرد
component forces
نیروهای تشکیل دهنده یک یکان یکانهای تابعه قسمتهای تابعه یک عملیات مشترک
cryptoparts
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
professional service
تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
reset key
کلیدی روی یک صفحه کامپیوتر که معمولا برای برگرداندن قسمتهای یک کامپیوتر به حالت قبل از اجرا شدن برنامه بکار می رود
field services
قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
parasyntetic
مرکب
mixed
مرکب
combined
مرکب
roadsters
مرکب
conposite
مرکب
complexity
مرکب
multiplex
مرکب
composed
مرکب
roadster
مرکب
formant
مرکب
complexities
مرکب
hybrid
مرکب
tracing ink
مرکب
combined arms
مرکب
composite
مرکب
compounds
مرکب
compounded
مرکب
inks
مرکب
compound
مرکب
complex
مرکب
complexes
مرکب
ink pad
مرکب زن
ink
مرکب
compound magnet
مغناطیس مرکب
ink bag
کیسه مرکب
compound circuit
مدار مرکب
compound motion
حرکت مرکب
magnetic battery
مغناطیس مرکب
composite
چیز مرکب
combination lantern
فانوس مرکب
compound lens
عدسی مرکب
compound catenary
اویزانداری مرکب
ink pot
مرکب دان
pad
مرکب خشک کن
pads
مرکب خشک کن
compound curve
انحناء مرکب
flitched beam
تیر مرکب
ink eraser
مرکب پاک کن
binary explosive
سوختارشدید مرکب
onomastic
مرکب از اسم
india ink
مرکب چین
Indian ink
مرکب چین
ink bottle
مرکب دان
composite
یکان مرکب
synthetic
مرکب از موادمصنوعی
saccharic
مرکب ازساخارین
compound bending
خمش مرکب
compound probability
احتمال مرکب
compound statement
جمله مرکب
double ignorance
جهل مرکب
build up section
مقاطع مرکب
diphthongs
مصوت مرکب
diphthong
مصوت مرکب
built up section
مقاطع مرکب
consists
مرکب بودن از
consisting
مرکب بودن از
chinese ink
مرکب چین
cuttle
ماهی مرکب
cuttle fish
ماهی مرکب
consisted
مرکب بودن از
decomposite
مرکب درمرکب
decompound
مرکب درمرکب
dense ignorance
جهل مرکب
printer's ink
مرکب چاپ
printing ink
مرکب چاپ
compound wound generator
مولد مرکب
compound interest
بهره مرکب
compound interest
ربح مرکب
compound wound motor
موتور مرکب
oaten
مرکب از دانههای جو
combination fixture
اویز مرکب
converter valve
لامپ مرکب
girders
تیر مرکب
combination current
جریان مرکب
pully block
قرقره مرکب
built up lining
پوشش مرکب
copying ink
مرکب کپیه
build up lining
پوشش مرکب
parasyntetic
مشتق و مرکب
consist
مرکب بودن از
interest on interest
ربح مرکب
combined staff
ستاد مرکب
compounded
ماده مرکب
compounded
اتصال مرکب
girder
تیر مرکب
compounded
جسم مرکب
compounded
لفظ مرکب
inks
مرکب زدن
combined stresses
تنش مرکب
combined stresses
تنشهای مرکب
company team
تیم مرکب
compound
ماده مرکب
compound
اتصال مرکب
inker
مرکب نویس
magnetic ink
مرکب مغناطیسی
ink
مرکب زدن
compounds
لفظ مرکب
compounds
جسم مرکب
combined circuit
مدار مرکب
combined bill of laning
بارنامه مرکب
combined command
یکان مرکب
inkiness
سیاهی مرکب
hybrid wave
موج مرکب
combined arms team
تیم مرکب
compounds
ماده مرکب
compound converter
تبدیل گر مرکب
lenticular
مرکب از عدسی
compounds
اتصال مرکب
wound pole
قطب مرکب
combined footing
شالوده مرکب
combined forces
نیروهای مرکب
drawing ink
مرکب رسم
compositive cideo
ویدئوی مرکب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com