English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
variable sweep ایرفویلی که چنان لوله شده که میتوان زاویه سویپ ان راتغییر داد
Other Matches
controllable twist تیغه رتورهلیکوپتر که میتوان زاویه برخورد انرا درحال پرواز از ریشه تا نوک تغییرداد
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
angle of elevation زاویه ارتفاع لوله
angle of jump زاویه پرش لوله توپ
angle of elevation زاویه حرکت لوله درارتفاع
jumps خیز زاویه پرش لوله توپ
jumped خیز زاویه پرش لوله توپ
jump خیز زاویه پرش لوله توپ
superelevation تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
recapitalize ترکیب سرمایه شرکتی راتغییر دادن
parallel aerofoil ایرفویلی که سطح مقطع ان درتمام طول ان ثابت باشد
intubate لوله فروکردن در بوسیله لوله باز نگاه داشتن لوله گذاردن درentrust
so همچو چنان
he has raving mad چنان دیوانه
such and such چنین و چنان
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
insofar as در چنان درجه و یا فاصله
soit fait comme il est desire بگذار ان چنان که می خواهدباشد
he strike him blind چنان زد که کورش کرد
he made a show of goung چنان وانمودکردکه گویی میرود
graduated circle of an alidade دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
longitudinal dihedral اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
grivation زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
to the echo چنان بلند که تولید انعکاس صدا می نماید
he walks as if he were drunk چنان راه میرود که گویی مست است
it thaws هوا چنان گرم شده که برف رااب میکند
one may say میتوان گفت
as much as possible هرچه میتوان
corrupt تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupts تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupted تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
it is safe to say بخوبی میتوان گفت
sure enough میتوان یقین کردکه
may ممکن است میتوان
presumedly بجرات میتوان گفت
can one pass it with safety? ایا میتوان بیخطر ازانجاگذرنمود
penny bank بانکی که تا یک پنی هم میتوان در ان گذاشت
the best thatone can do بهترین کاری که میتوان کرد
angle of rotation زاویه دوران زاویه چرخش
angle of convergence زاویه تقرب زاویه پارالاکس
angle of repose زاویه تعادل زاویه ارامش
entering angle زاویه ورودی زاویه دخول
declination زاویه انحراف زاویه میل
loss angle زاویه تلف زاویه تلفات
hosing لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
it may be presumed that احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
milch cow کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
it can safely be said that... بدون ترس از اشتباه میتوان گفت که
he is something of a musician تا اندازهای میتوان اوراموسیقی دان شمرد
penny worth انچه برابر یک پنی میتوان خرید
breech end انتهای لوله توپ یا تفنگ ابتدای جان لوله
muzzle burst ترکش گلوله در داخل لوله یاجلوی لوله توپ
go devil لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
bombing angle زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
demand deposit سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
extensiontable میزی که میتوان دوطرف انراکشیدوقسمتی درمیان ان گذاشت
rocking stone سنگ بزرگی که باندک زوری میتوان انراغلتانید
cannons لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
cannon لوله ومتعلقات توپ توپخانه لوله دار
clevis pin پینی که یک طرف ان رزوه شده و میتوان به ان مهره بست
it is safe to say بدون ترس ازاشتباه یا اغراق گویی میتوان گفت
that fruit packs easily ان میوه را باسانی میتوان توی فرف یا حلبی ریخت
reversible propeller ملخی که میتوان گام تیغههای انرا معکوس کرد
jack ring حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
rigatoni رشته فرنگی لوله لوله وکوتاه
vas deferens لوله خروجی بیضه لوله منی
dowsing rod چوبی که برخی برانندکه بوسیله ان میتوان باب یافلزات زیرزمین پ
passing lane فاصله بین دو یار که میتوان از انجا توپ را پاس داد
intuitionalism عقیده به اینکه برخی حقایق را میتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
constant angle arch dam بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
hyperfocal distance نزدیک ترین فاصلهای که ازانجا میتوان عکس برداری واضح وروشن نمود
special verdict رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
submarginal land زمین مطلقا" بی حاصل زمینی که چنان بی حاصل باشد که مخارج سرمایه گذاری و کارگر را نتواندجبران کند
free float مدت زمانی که یک فعالیت را میتوان به تعویق انداخت بدون اینکه در سایرفعالیتها اثر کند
thermoplastics پلیمرهای ساختگی که میتوان انها را به دفعات نرم کرده وبه شکل دیگری دراورد
oviduct لوله رحمی لوله فالوپ
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
sockets بست لوله دوراهی لوله
to pipeline با خط لوله لوله کشی کردن
spigot لب لوله که در لوله دیگری جا میافتد
ground adjustable propeller ملخی که گام آنرا تنها ازخارج و روی زمین میتوان تغییر داد و نه در حال پرواز
pipeline assets وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
angle offset method روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
parallactic angle زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
back to battery برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
wheatstone bridge مداری متشکل از مقاومتهای معلوم و مجهول که توسط ان میتوان مقاومت مجهول رادقیقا اندازه گیری کرد
we must see what can be done به ببینم چه میتوان کرد بایددید چه میشود کرد
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
collimating sight دوربین نشانه روی لوله توپ به هدف دوربین منطبق کننده لوله و هدف
mathematical school مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
apogee زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
apex angle زاویه راسی هدف زاویه راسی
grid magnatic angle زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
quantity theory of money حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
angle t زاویه تی
angles زاویه
corners زاویه
canton زاویه
cornering زاویه
isogonic line خط هم زاویه
corner زاویه
angle of attack زاویه تک
localities زاویه
angle زاویه
pike زاویه
cantons زاویه
locality زاویه
overlap angle زاویه همپوشی
orienting angle زاویه توجیه
bevelled edge square زاویه حاده
acute angle زاویه حاده
sidereal angle زاویه نجومی
acute angled زاویه حاده
angle of bevel زاویه حاده
angle of attack زاویه حمل
angle of approach زاویه تند
angle of approach زاویه حاده
angle of action زاویه عمل
slope angle زاویه شیب
angle cut زاویه برش
slew angle زاویه غیرقائمه
nose angle زاویه نوک
oblique angle زاویه تند
an acute angle زاویه حاده
alidad زاویه سنج
obtuse angle زاویه منفرجه
reflection angle زاویه بازتابش
diagonal قاطع دو زاویه
soild angle زاویه فضایی
splay زاویه تاشو پخ
splay زاویه بازشو
polar angle زاویه قطبی
goniometer زاویه یاب
position angle زاویه تراز
protractors زاویه سنج
prediction angle زاویه سبقت
quadrant زاویه تیر
quadrant elevation زاویه تیر
quartering زاویه نوددرجه
quoin سنگ زاویه
protractor زاویه سنج
splayed زاویه بازشو
splayed زاویه تاشو پخ
solid angle زاویه فضایی
spherical angle زاویه مرکزی
right angles زاویه قائمه
relief angle زاویه خلاصی
relief angle زاویه ازاد
pentangle پنج زاویه
phase angle زاویه فاز
right angle زاویه قائمه
plane angle زاویه مستوی
magnetic degree زاویه مغناطیسی
splays زاویه تاشو پخ
splays زاویه بازشو
splaying زاویه تاشو پخ
splaying زاویه بازشو
angle of contact زاویه تماس
lip angle زاویه مخروطی
head stone سنگ زاویه
center spuare زاویه تمرکز
clearance angle زاویه ازاد
clinometer زاویه یاب
clinometer زاویه سنج
coign سنگ زاویه
goniometry زاویه یابی
goniometry زاویه سنجی
helix angle زاویه مارپیچ
hour angle زاویه ساعتی
blade angle زاویه تیغه
lead angle زاویه سبقت
bond angle زاویه پیوند
launching angle زاویه پرتاب
landing angle زاویه فرود
bragg angle زاویه براگ
internal angle زاویه ی داخلی
insulation power factor زاویه ی تلفات
incidence angle زاویه تابش
in defilade در زاویه بیروح
impedance angle زاویه فازی
deflection angle زاویه خمش
deflection angle زاویه انحراف
dehedral angle زاویه دو وجهی
dependum angle زاویه ته دنده
flap angle زاویه فلپ
diffraction angle زاویه پراش
facial angle زاویه دیدfascia
facial angle زاویه چهره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com