English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
hibernian ایرلندی زبان
Other Matches
hibernicism ضرب المثل یا گفتار ایرلندی ملیت ایرلندی
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
paddy ایرلندی
Irish ایرلندی
paddies ایرلندی
irish bridge پل ایرلندی
irish woman زن ایرلندی
Irishwoman زن ایرلندی
Irishwomen زن ایرلندی
irish gaelic ایرلندی
irish man ایرلندی
shamrocks شبدر ایرلندی
Irishman مرد ایرلندی
Irishmen مرد ایرلندی
milesian مرد ایرلندی
shamrock شبدر ایرلندی
eric خون بهای ایرلندی
irishize ایرلندی ماب کردن
Cashel [استحکامات دفاعی ایرلندی]
pot(heen ویسکی قاچاقی ایرلندی
kil حجره راهب ایرلندی
hurler بازیگر هاکی ایرلندی
bogtrotter باطلاق کردیعنی ایرلندی
rapparee سرباز اجیر و سیار ایرلندی
irish terrier سگ کوچک ایرلندی ازنژاد تریر
ceilidh مهمانیهمراهبا رقصو آواز اسکاتلندیو ایرلندی
kern پیاده سبک اسحله ایرلندی روستایی
og الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
irishism عبارت یا اصطلاح یا رسوم مشخص ایرلندی
cottier روستایی ایرلندی که کلبهای اجاره کرده است
irish coffee قهوه داغ شیرین با ویسکی ایرلندی و کرم
clochan [ساختمان مدور ایرلندی که شبیه کندوی زنبور عسل بود.]
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic زبان تازی زبان عربی
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
glib چرب زبان زبان دار
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
tongues زبان
rpg language زبان ار پی جی
grss language زبان جی پی اس اس
glossa زبان
abusers بد زبان
language lab زبان
abuser بد زبان
c++ زبان ++C
report progarm generator زبان ار- پی- جی
language زبان
as one man با یک زبان
tongue [language] زبان
language زبان
languages زبان ها
two tongued زبان
tongueless بی زبان
tongue زبان
hound's tongue سگ زبان
apt language زبان ای پی تی
apl language زبان ای پی ال
languages زبان
high dutch زبان المانی
halophrastic language زبان تک واژهای
licks زبان زدن
loll زبان بیرون
dumbest زبان بسته
lolling زبان بیرون
fortran iv زبان فرترن 2
Welsh زبان ولز
lolls زبان بیرون
lolled زبان بیرون
human language زبان بشری
source language زبان اصلی
icelandic زبان ایسلندی
formal language زبان صوری
grammar دستور زبان
mother tongues زبان مادری
mother tongue زبان مادری
grammars دستور زبان
quary language زبان پرس و جو
standard language زبان متعارف
welch زبان ولز
formmal language زبان صوری
gujarati زبان گجراتی
sweet spoken شیرین زبان
glib tongued چرب زبان
grammer دستور زبان
glibness طلاقت زبان
algebraic language زبان جبری
lick زبان زدن
glossal مربوط به زبان
glossitis ورم زبان
licked زبان زدن
gramarey دستور زبان
glossology زبان شناسی
glottology زبان شناسی
dumb زبان بسته
Urdu زبان اردو
graphic language زبان نگارهای
fortran زبان فرترن
Hebrew زبان عبری
tongue-tied زبان بسته
She has a vicious tongue . بد زبان است
dumber زبان بسته
rap زخم زبان
raps زخم زبان
gaulish زبان گال
Latin زبان لاتین
gestural postural language زبان اطواری
gift of the gab روانی زبان
body language زبان بدن
vulgate زبان عامیانه
conversational language زبان محاورهای
application oriented language زبان کاربردی
aramaean زبان باستانی
aramaic زبان ارامی
armenian زبان ارمنی
artificial language زبان مصنوعی
universal language زبان فراگیر
aryan زبان اریایی
control language زبان کنترل
charlatanism زبان بازی
uvula زبان کوچک
aphasia زبان پریشی
algol 0 زبان الگول 06
the persian language زبان فارسی
algorithmic language زبان الگوریتمی
ambiguous language زبان مبهم
dancing language زبان رقص
dactylology زبان انگشتی
an abusive bellow شخص بد زبان
an busive bellow شخص بد زبان
czech زبان چکوسلواکی
cypriot زبان قبرس
cryptologic زبان رمز
assembly language زبان همگذاری
assembly language زبان اسمبلی
tongue tie لکنت زبان
common language زبان عمومی
commerical language زبان تجاری
bengali زبان بنگاله
command language زبان دستوری
command language زبان فرمان
command language زبان فرماندهی
brickbat زخم زبان
comit language زبان کامیت
the turkish language زبان ترکی
cobol زبان کوبول
common language زبان مشترک
tongue tied زبان بسته
basic language زبان بیسیک
computer oriented language زبان کامپیوترگرا
assyrian زبان اشوری
computer language زبان کامپیوتر
computer language زبان کامپیوتری
compiler language زبان همگردانی
avestan زبان اوستایی
compile language زبان کامپایل
tonguelike زبان مانند
baluchi زبان بلوچی
charlatanry زبان بازی
flemish زبان فلاندرز
tartar زبان تاتاری
tartars زبان تاتاری
delphinium گل زبان در قفا
estonian زبان استونی
Afrikaans زبان آفریکانز
erse زبان گالی
equivocator زبان باز
zibet زبان هندی
zend زبان زند
written language زبان نوشتاری
enquiry language زبان پرس و جو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com