English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
persistent ایستادگی کننده
Other Matches
persisted ایستادگی
persist ایستادگی
persisting ایستادگی
abidance ایستادگی
persists ایستادگی
resistance ایستادگی
erectness ایستادگی
abides ایستادگی کردن
idless بیکار ایستادگی
irresistibility ایستادگی ناپذیری
abided ایستادگی کردن
abide ایستادگی کردن
hold one's own ایستادگی کردن
hold one's ground ایستادگی کردن
play out تا اخر ایستادگی کردن
to make a stand مقاومت یا ایستادگی کردن
inertness نداشتن زورجنبش یا ایستادگی
inertly بی داشتن زور ایستادگی یاجنبش
stand out دوام اوردن ایستادگی کردن
To make a stand against injustice. درمقابل ستم ایستادگی کردن
aby کفاره دادن ایستادگی کردن
abye کفاره دادن ایستادگی کردن
outride دربرابر طوفان ایستادگی کردن در مسابقه چیره شدن
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
resisting پایداری کردن ایستادگی کردن
resists پایداری کردن ایستادگی کردن
resist پایداری کردن ایستادگی کردن
resisted پایداری کردن ایستادگی کردن
withstanding مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstand مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
thinner کم کننده
percutient دق کننده
commulator یک سو کننده
ear-splitting کر کننده
attenuant اب کننده
attacking تک کننده
rebutter رد کننده
noncommittal رد کننده
sensor حس کننده
doers کننده
doer کننده
solvents اب کننده
solvent اب کننده
catterer پچ پچ کننده
whisperer پچ پچ کننده
fizzy کف کننده
benders خم کننده
bandwidth یچ کننده
jaberer پچ پچ کننده
prattfall پچ پچ کننده
prater پچ پچ کننده
puffer پف کننده
bender خم کننده
refuser رد کننده
filleted پر کننده
filleting پر کننده
fillets پر کننده
fluxing oil اب کننده
mauler له کننده
swooner غش کننده
deflective کج کننده
deletive حک کننده
syncopator غش کننده
abjurer or abjuror کننده
hoppers لی لی کننده
fillet پر کننده
surfy کف کننده
refutative رد کننده
refutatory رد کننده
renunciant کننده
renunciant رد کننده
skittish رم کننده
mumbler من من کننده
repudiationist رد کننده
crepitant خش خش کننده
crusher له کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
hopper لی لی کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
fillers پر کننده
solver حل کننده
spurner رد کننده
tracker پی کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com