Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English
Persian
weather station
ایستگاه هواشناسی
weather stations
ایستگاه هواشناسی
climatological station
ایستگاه هواشناسی
Search result with all words
air station
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
all weather air station
ایستگاه هواشناسی عمومی ایستگاه هواشناسی همه هوایی
Other Matches
aerographer's mate
کمک ثبات هواشناسی متصدی چارت هواشناسی
primary
وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
imethod
روش ارسال پیام یک طرفه ازیک ایستگاه به ایستگاه دیگر
relateral tell
مبادله پیام بین دو ایستگاه بااستفاده از ایستگاه واسطه
dial up
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
aeronautical station
ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
string
یک سری پیام که از یک ایستگاه به ایستگاه دیگرارسال میشود
transponder
تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
aerology
هواشناسی
aerography
هواشناسی
weathers
هواشناسی
weathered
هواشناسی
weather
هواشناسی
hydro meterology
هواشناسی
meteorology
هواشناسی
climatology
هواشناسی
meteorology
علم هواشناسی
weather bureau
اداره هواشناسی
rocket sonde
موشک هواشناسی
meteorologic
وابسته به هواشناسی
rocket sonde
راکت هواشناسی
aerographer
هواشناسی کشتی
aerographer
ثبات هواشناسی
aerography
علم هواشناسی
weather map
نقشه هواشناسی
weather intelligence
اطلاعات هواشناسی
heavily overcast
ابری پوشیده
[ هواشناسی]
scattered clouds
ابرهای پراکنده
[هواشناسی]
to overcast
تیره شدن
[هواشناسی]
heavily overcast
ابری متراکم
[هواشناسی]
aerographer
کمک افسر هواشناسی
weather code
پیام رمز هواشناسی یاهواسنجی
cloudy with sunny intervals
<idiom>
پراکنده و تا اندازه ای آفتابی
[هواشناسی]
sunny with cloudy intervals
<idiom>
پراکنده و تا اندازه ای آفتابی
[هواشناسی]
weather observation
مشاهدات هواشناسی دیدبانی جوی
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
collective
جمعی پخش یکجای اخبار هواشناسی
survey station
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
symbolic form
علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
stationed
ایستگاه
station
ایستگاه
sites
ایستگاه
sited
ایستگاه
site
ایستگاه
stations
ایستگاه
stand
ایستگاه
traverse station
ایستگاه پیمایش
REQUEST STOP
ایستگاه درخواستی
relay station
ایستگاه واسطه
upper terminal
ایستگاه کوهستانی
ground position
ایستگاه زمینی
railway station
ایستگاه قطار
fuelling station
ایستگاه سوختگیری
Where is the station?
ایستگاه کجاست؟
forward station
ایستگاه جلو
space platform
ایستگاه فضایی
slave station
ایستگاه فرعی
tracking stations
ایستگاه ردیابی
tide station
ایستگاه جزر و مد
tracking station
ایستگاه ردیابی
remote station
ایستگاه دوردست
relay station
ایستگاه رله
orienting station
ایستگاه توجیه
station house
ایستگاه کلانتری
substation
خرده ایستگاه
substation
ایستگاه فرعی
known datum point
ایستگاه معلوم
loading station
ایستگاه بارگیری
master station
شاه ایستگاه
master station
ایستگاه اصلی
wireless station
ایستگاه بی سیم
reading station
ایستگاه خواندن
stop
ایستگاه نقطه
clients
ایستگاه پردازشگر
terminus
ایستگاه نهایی
terminuses
ایستگاه نهایی
workstation
ایستگاه کاری
wayside
ایستگاه فرعی
space station
ایستگاه فضایی
space stations
ایستگاه فضایی
height of site
ارتفاع ایستگاه
station master
رئیس ایستگاه
stationmaster
رئیس ایستگاه
stationmasters
رئیس ایستگاه
client
ایستگاه پردازشگر
power stations
ایستگاه مولدنیرو
power station
ایستگاه مولدنیرو
stopped
ایستگاه نقطه
stopping
ایستگاه نقطه
bus stop
ایستگاه اتوبوس
bus stops
ایستگاه اتوبوس
control cubicle
ایستگاه فرمان
police station
ایستگاه پلیس
police stations
ایستگاه پلیس
stand
بساط ایستگاه
workstations
ایستگاه کاری
air way station
ایستگاه کنترل
ambulance station
ایستگاه امبولانس
stops
ایستگاه نقطه
control station
ایستگاه کنترل
enquiry station
ایستگاه پرس و جو
exposure station
ایستگاه هوایی
broadcasting station
ایستگاه رادیو
base end station
ایستگاه عقب
coast station
ایستگاه ساحلی
broadcast station
ایستگاه فرستنده
cabstand
ایستگاه درشکه
bus terminal
ایستگاه اتوبوس
bus bay
ایستگاه اتوبوس
cleaning station
ایستگاه ضدعفونی مواد ش م ر
clearing station
ایستگاه تخلیه بیماران
way station
ایستگاه رله مخابراتی
high power radio station
ایستگاه رادیویی بزرگ
fire station
ایستگاه اتش نشانی
lay by
جایگاه ایست ایستگاه
trig point
ایستگاه مثلث بندی
triangulation station
ایستگاه مثلث بندی
railway station
ایستگاه راه اهن
How many stops are there to ... ?
چند ایستگاه تا ... هست؟
firehouse
ایستگاه اتش نشانی
Where is the bus stop?
ایستگاه اتوبوس کجاست؟
stop
متوقف کردن ایستگاه
exposure station
ایستگاه عکاسی هوایی
stopped
متوقف کردن ایستگاه
stopping
متوقف کردن ایستگاه
professional workstation
ایستگاه کار حرفهای
stops
متوقف کردن ایستگاه
station
ایستگاه اتوبوس وغیره
stationed
ایستگاه اتوبوس وغیره
stations
ایستگاه اتوبوس وغیره
courier transfer station
ایستگاه تعویض پیک
alert station
ایستگاه اعلام خطر
net control
ایستگاه کنترل شبکه
base line end station
ایستگاه انتهایی خط مبنا
lay-by
جایگاه ایست ایستگاه
radio call sign
معرف ایستگاه رادیویی
lay-bys
جایگاه ایست ایستگاه
remote station
ایستگاه دور دست
pr etrol filling station
ایستگاه پمپ بنزین
rawinsonde
ایستگاه راوین سوند
rain gauge station
ایستگاه باران سنجی
pumping station
ایستگاه تلمبه زنی
astronomic station
ایستگاه دیدبانی نجومی
alert station
ایستگاه اماده باش
remote station
ایستگاه راه دور
meteorological datum plane
ایستگاه مبنای هواسنجی
broadcasting station
ایستگاه رادیویی فرستنده
weather station
ایستگاه هوا شناسی
station house
ایستگاه راه اهن
fire stations
ایستگاه اتش نشانی
weather stations
ایستگاه هوا شناسی
meteorograph
دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
Where is the nearest underground station?
نزدیکترین ایستگاه مترو کجاست؟
Is the next station ... ?
آیا ایستگاه بعدی ... است؟
platform
سکوی ایستگاه راه آهن
station bar
رستوران ایستگاه راه آهن
International Space Station
[ISS]
ایستگاه فضایی بین المللی
track
[American E]
سکوی ایستگاه راه آهن
forward air control post
ایستگاه کنترل هوایی جلو
relayed
ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
relayed
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
uplink
خط ارسال از ایستگاه زمینی به ماهواره
transit station
ایستگاه عبوری راه اهن
relays
ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
station log
دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
relays
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
central railway station
ایستگاه مرکزی راه اهن
client based application
برنامه کاربردی ایستگاه پردازشگر
high frequency radio station
ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
radio range station
ایستگاه ناوبری رادیویی هواپیماها
consolidating station
ایستگاه تکمیل کننده بار
floating mark
نقاط ایستگاه برجسته بینی
relay
ایستگاه واسطه مخابراتی رله
service stations
ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
How far is the bus stop ?
تا ایستگاه اتوبوس چقدرراه است ؟
service station
ایستگاه پمپ بنزین بزرگ
We rushed ( hurried ) back to the train station.
با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
To the railway station
به طرف ایستگاه راه آهن
Where's the railway station?
ایستگاه راه آهن کجاست؟
relay
ایستگاه تقویت مسابقه دو امدادی
serivce station
ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه
weather central
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
outstation
ایستگاه خارج از شهر ایستگاههای حومه
screening elevation
زاویه تراز مانع ایستگاه رادار
depots
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
secondary
وضعیت موقت ایستگاه دریافت داده
to pull out
از واگن خانه یا ایستگاه بیرون امدن
in the centre near the railway station
در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
stuck beacon
ایستگاه مرتباگ فریمهای اخطار می فرستد
depot
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
station
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
stationed
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
radials
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
Drop me off in front of the train station!
من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
radial
شعاعی سمت مغناطیسی ایستگاه ناوبری هوایی
stations
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
Take me to the main railway station!
مرا به ایستگاه اصلی راه آهن برسانید.
I want to get off at St. Paul's.
من می خواهم ایستگاه سانت پالس پیاده شوم.
I want to leave the car in the railway station
من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
The bus stop is no distance at all .
ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com