Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
flame safety
ایمنی در مقابل شعله اتش
Other Matches
luridly
شعله تیره شعله دودنما
lurid
شعله تیره شعله دودنما
flares
شعله زنی شعله
flare
شعله زنی شعله
security
ایمنی
immunity
ایمنی
safety
ایمنی
locking wire
سیم ایمنی
safety lamp
چراغ ایمنی
log in sequrity
ایمنی ورود
lifebelt
کمربند ایمنی
emotional security
ایمنی هیجانی
safety belts
کمربند ایمنی
lifebelts
کمربند ایمنی
safety belt
کمربند ایمنی
safety glasses
عینک ایمنی
safety glass
شیشه ایمنی
goggles
عینک ایمنی
safe valve
دریچه ایمنی
arlbery strap
تسمه ایمنی
safety fuse
فیوز ایمنی
crash helmets
کلاه ایمنی
overall safety
ایمنی کامل
immunology
ایمنی شناسی
safety hazard
مخاطره ایمنی
catching belt
کمربند ایمنی
cold iron watch
پاس ایمنی
safety glass
عینک ایمنی
safety motive
انگیزه ایمنی
insecure
بدون ایمنی
life line
طناب ایمنی
safty face shield
ماسک ایمنی
safety wire
سیم ایمنی
immune defect
نقص ایمنی
[پزشکی]
immunodeficiency
نقص ایمنی
[پزشکی]
safety post
پایه ایمنی
safety trap
تله ایمنی
security glass
شیشه ایمنی
immunodeficiency
کمبود ایمنی
[پزشکی]
crash helmets
کلاه خود ایمنی
failure safety
ایمنی در برابر خرابی
reliability
ایمنی در برابر خرابی
immunochemistry
علم ایمنی شیمیایی
immune defect
کمبود ایمنی
[پزشکی]
trycocks
شیر ایمنی ناو
immunologic
وابسته به ایمنی شناسی
safety mechanism
ساز و کار ایمنی
to put safety first
[foremost]
اولویت اول را به ایمنی دادن
combat helmet
کلاه ایمنی جنگی
[ارتش]
safety interlock
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
immunochemistry
مبحث ایمنی شناسی شیمیایی
safety locking device
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
AIDS
سندرم نقص ایمنی اکتسابی
machanic
کمربند ایمنی اویزان از سقف
alights
شعله ور
alighted
شعله ور
alight
شعله ور
alighting
شعله ور
aflame
شعله ور
flaring
شعله ور
flame
شعله
flames
شعله
aphlogistic
بی شعله
flaming
شعله ور
bonefire
شعله
heating flame
شعله
flameproof
ضد شعله
inflammable
شعله ور
ingle
شعله
flameless
بی شعله
flamy
شعله ور
flame proof
ضد شعله
afire
شعله ور
flashproof
ضد شعله
safety interlocks
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
safety locking devices
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
bindery
یات ایمنی کاربر را یادداشت کند
helmets
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
buddy system
شناگران بخاطر ایمنی دو نفره کردن
helmet
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
flash suppressor
شعله پوش
lurid flame
شعله دودنما
flareback
پس زهنی شعله
lurid flame
شعله تیره
anode glow
شعله اندی
flashless charges
خرج بی شعله
positive glow
شعله مثبت
flashproof
لباس ضد شعله
reducing flame
شعله احیاگر
flashbacks
برگشت شعله
flashbacks
پس زدن شعله
flashback
برگشت شعله
flame test
محک شعله
positive glow
شعله اندی
commissioning pennant
پرچم شعله
calenture
شعله ور شدن
neutral flame
شعله خنثی
falmethrower
شعله افکن
oriflamme
شعله زرین
fire point
نقطه شعله
fire thrower
شعله افکن
flame thrower
شعله افکن
flame damper
شعله خفه کن
gaslight
شعله گاز
flame holder
شعله نگهدار
flamy
شعله مانند
oxidizing flame
شعله اکساینده
flashback
پس زدن شعله
backfiring
پس زدن شعله
flamboyant
شعله دار
flamboyant
شعله مانند
white flame
شعله سفید
twin jet blowpipe
مشعل دو شعله
torch cutting
[برشکاری شعله ای]
inflammation
شعله ور سازی
backfire
پس زدن شعله
backfired
پس زدن شعله
backfires
پس زدن شعله
strong safety
مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
to smother a flame
شعله ای را خاموش کردن
flameproof
عایق شعله ضد اتش
backblast
شعله عقب نشینی
reducer
کم کننده شعله یا حرارت
inflammable
قابل شعله ورشدن
muzzle bell
شعله پوش شیپوری
multi jet blowpipe
بوری چند شعله
multi flame burner
اجاق چند شعله
oxy hydrogen flame
شعله اکسی ئیدروژن
powder cutting
برش توسط شعله
rate of flame propagation
سرعت انتشار شعله
acetylene oxygen flame
شعله استیلن اکسیژن
blind coal
زغال سنگ بی شعله
flashback screen
توری مانع شعله
flame harden
با شعله سخت کردن
flame adjustment wheel
چرخ تنظیم شعله
flame scraf
با شعله پهن کردن
flash reducer
کم کننده شعله باروت
flashless charges
خرج کم کننده شعله
ergonomics
علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین
flame
شعله زدن زبانه کشیدن
flames
شعله زدن زبانه کشیدن
to burn blue
شعله یا نور ابی دادن
flamboyant gothic
شیوه گوتیک شعله اسا
blaze
شعله درخشان یا اتش مشتعل
muzzle brake
شعله پوش لوله توپ
whiffle
نا بهنگام وزیدن جنبیدن شعله
blazes
شعله درخشان یا اتش مشتعل
blazed
شعله درخشان یا اتش مشتعل
flash suppressor
خنثی کننده شعله دهانه توپ
flashed
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
garish
دارای زرق و برق زیاد شعله ور
anode glow
شعله مثبت فضای روشن اند
flashes
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
ignisfatuus
چیز گمراه کننده شعله کمرنگ
flash
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flash
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flareback
اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله
flashed
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flashes
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
carburizing flame
شعله اکسی استیلن که مقداراستیلن در ان زیاد است
flame hardening
سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
SSL
پروتکل طراحی شده توسط Netscape که حاوی اطلاعات ایمنی روی اینترنت است
wire locking
بستن تعدادی مهره یا پیچ به یکدیگر توسط سیم ایمنی برای جلوگیری از شل شدن انها
napalms
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalming
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalm
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalmed
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
in consideration of
در مقابل
vis a vis
مقابل
vis-a-vis
مقابل
versus prep
در مقابل
at front
<adv.>
در مقابل
titles
مقابل
title
مقابل
fore
<adv.>
در مقابل
in front
<adv.>
در مقابل
at the fore
<adv.>
در مقابل
at the front
<adv.>
در مقابل
in the front
<adv.>
در مقابل
versus
در مقابل
anti
در مقابل
opposed
مقابل
opposites
مقابل
as compared to
در مقابل
as opposed to
در مقابل
opposite
مقابل
wet stowage
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
on payment
در مقابل وجه
counterparts
نقطه مقابل
counterpart
نقطه مقابل
water resistance
مقاومت در مقابل اب
off
مقابل عازم
point blank
مقابل هدف
respondent
طرف مقابل
inverse
برعکس مقابل
respondents
طرف مقابل
contrary
مقابل خلاف
opposed piston engine
موتورپیستون مقابل
in comparison to
[compared with]
در قبال
[در مقابل]
from opposite directions
از دو طرف مقابل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com