English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (6 milliseconds)
English Persian
next اینده
incoming اینده
toward اینده
coming اینده
lavenir اینده
approaching اینده
forthcoming اینده
future اینده
aftertime اینده
comer اینده
forthcomming اینده
futurity اینده
in the time to come اینده
to be اینده
Other Matches
future perfect شامل زمان اینده نقلی که در انگلیس بصورت have willو have shall ساخته میشودونشانه خاتمه عمل درزمان اینده میباشد
following on از پی اینده
at a laterd در اینده
paulo postfuture اینده نزدیک
the a season فعل اینده
the a season موسم اینده
the f. winter زمستان اینده
f. tense زمان اینده
even tual درنتیجه اینده
erelong در اینده نزدیک
prospected اینده نگری
futurity نسل اینده
by next mail باپست اینده
the future جهان اینده
the next world جهان اینده
the next world عالم اینده
sup.latest or last دیر اینده
proximo ماه اینده
odd comeshortly اینده نزدیک
nrxt monday دوشنبه اینده
nether world جهان اینده
katabatic پائین اینده
intercurrent در میان اینده
prospect of the future دورنمای اینده
futurity اتفاقات اینده
prospectively با عطف به اینده
prospectiveness وابستگی به اینده
proximo درماه اینده
futurism اینده گرایی
futures contract قرارداد اینده
looking بنظر اینده
catabatic پایین اینده
upcoming زود اینده
prospecting اینده نگری
prospect اینده نگری
prospects اینده نگری
futuristic مربوط به اینده
emergent بیرون اینده
futures قراردادهای اینده
offing در اینده نزدیک
providential اینده نگر
prospectuses اینده نامه
prospectus اینده نامه
prospective مربوط به اینده
emergence ناگه اینده اورژانس
long range مربوط به اینده دور
otherworldiness وابستگی بجهان اینده
the ensving twelve months دوازده ماه اینده
perfect foresight اینده نگری کامل
the rising generation دوره جوانان اینده
emergencies ناگه اینده اورژانس
emergency ناگه اینده اورژانس
tardier دیر اینده کند
tardiest دیر اینده کند
tardy دیر اینده کند
proximo مربوط بماه اینده
provident صرفه جو اینده نگر
prospectiveness چشم داشت به اینده
post date تاریخ اینده گذاشتن
without prejudice بدون تاثیر به اینده
latest تازه گذشته اینده
prescient عالم به غیب یا اینده
scouted ارزیابی حریف اینده
future بعد اینده اتیه
scout ارزیابی حریف اینده
scouts ارزیابی حریف اینده
oncoming پیشامد کننده اینده
on the th prox در روز چهارم ماه اینده
exdividend بدون سود اینده سهام
hunching فن احساس وقوع امری در اینده
hunches فن احساس وقوع امری در اینده
hunch فن احساس وقوع امری در اینده
hunched فن احساس وقوع امری در اینده
intermediate درمیان اینده مداخله کننده
hold over برای اینده نگاه داشتن
forward sales فروش کالاجهت تحویل در اینده
providence صرفه جویی اینده نگری
hidden momentum of population growth سبب گستردگی والدین اینده میشود
future attacks حملههای اینده را پیش بینی نکردند
the law is prospective اثر قانون مربوط به اینده است
tenor بازاری که در ان معامله برای اینده صورت می گیرد
tenors بازاری که در ان معامله برای اینده صورت می گیرد
current liabilities بدهیهایی که باید در اینده نزدیک پرداخت شوند
augural تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
nominating تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
nominate تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
executory contract قراردادی که درزمان اینده باید اجرا شود
nominates تعیین اسب برای شرکت درمسابقات اینده
disqualification اخراج بازیگر یامربی و محروم شدن از بازی اینده
disqualifications اخراج بازیگر یامربی و محروم شدن از بازی اینده
exclusion اخراج بازیگر یامربی و محروم شدن از دوبازی اینده
bill time draft برات و سفته قابل پرداخت درتاریخ معین در اینده
futures قرارداد معامله سهام یا کالا بمنظور تحویل در اینده
prolepsis فرض قبلی صحبت از اینده چنانچه گویی گذشته است
demand factors پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه
experimental free handicap دادن وزن اضافی ازمایشی به اسبها برای مسابقه اینده
dynamic analisis تجزیه و تحلیل وقایع اقتصادی با در نظرگرفتن تغییرات گذشته و حال و احتمالا" اینده
plunging fire تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
innovation theory ارائه شد . برطبق این نظریه نوسانات تجاری و توسعه اقتصادی نتیجه نواوریهایی است که کارفرمایان اینده نگربمنظور کاهش هزینه ها وافزایش سود بکار میگیرند
future promissory زمان اینده التزامی که برای اول شخص will و برای شخص دوم shall بکار می برند
intervenient در میان اینده واقع در میان
indemnity تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnities تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com