English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English Persian
Any fool knows that . اینرا دیگه هرخری می داند
Other Matches
i put it down to his ignorance من اینرا
so saying اینرا گفته
I blame you for it. I put it down to you. اینرا از چشم تومی بینم
Who knows?You never can tell. کسی چه می داند ؟
Who knows what the end wI'll be? عاقبت کاررا کی می داند ؟
She considers herself to be the mastermind. She thimks she knows it all. خودش را عقل کل می داند
Even a fool knows this . یک احمق هم این رامی داند
in my f. به ایین سوگند خدامی داند
incarnationist کسی که مسیح را خدای مجسم می داند
Every one is supposed to know to read and write . فرض بر اینست که هر کس خواندن ونوشتن را می داند
experts شخصی که درباره موضوعی بسیار می داند
expert شخصی که درباره موضوعی بسیار می داند
She considers it beneath her dignity to work . کار کردن را کسر شأن خود می داند
Blessings are not valued till they are gone. <proverb> قدر عافیت کسى داند که به مصیبتى گرفتار آید.
He has been a beggar for a hundred years; yet he d. <proverb> صد سال گدائى مى کند هنوز شب جمعه را نمى داند .
If Ali is the camel-driver , he knows where to lea. <proverb> اگر على ساربان است مى داند شتر را کجا بخواباند .
cast pearls before swine <idiom> از بین بردن چیزی ارزشمندی بوسیله کسی که قدرش را نمی داند
to keep somebody in suspense <idiom> کسی را در حالت هراس گذاشتن [چونکه نمی داند چه پیش خواهد آمد]
rationalism سیستم فکری که عقل و استدلال عقلی را مقدم بر هر چیز جهت کشف حقیقت می داند
Enough is enough! <idiom> بس کن دیگه!
So much the better. دیگه بهتر
To such an extent that… تا حدی که دیگه ...
It is obvious enough . Well of course . خب معلومه دیگه
C'mon! بیا دیگه!
still worse دیگه بدتر
That's enough. دیگه بس است.
Come on! بیا دیگه!
Next Saturday . This coming Saturday. شنبه دیگه
What is it now? دیگه چه شده ؟
Just go! بریم [حرکت کن] دیگه!
Do come! خوب بیا دیگه!
Go ahead! انجام بدهید دیگه!
He went for good. رفت و دیگه نیامد
Whoever else that may object . هر کس دیگه که اعتراض کند
I cant nor can anyone else . نه من می توانم ونه کس دیگه
He wont be back for another six months. رفته که تا 6 ماه دیگه بر گردد
just <adv.> <idiom> حالا دیگه [اصطلاح روزمره]
Come forward a little (little bit)more. یک قدری دیگه بیا جلو
simply <adv.> <idiom> حالا دیگه [اصطلاح روزمره]
That's (just) the way things are. موقعیت حالا دیگه اینطوریه.
You are a fine one to talk . You of all people have a nerve to talk . تو یکی دیگه حرف نزن !
I must be going now. الان دیگه باید بروم
He scorns and sneers at everyone. He is contemptuous of everyone. هیچکس راداخل آدم نمی داند (حساب نمی کند )
You wont catch me going to his house . غلط می کنم دیگه به منزلش بروم
His political beliefs are old hat now . عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
How come we dont see you more pften? چطور دیگه زیاد تورانمی بینم ؟
Boys will be boys. پسرها حالا دیگه اینطور هستند.
what have you [ gone and] done now! حالا دیگه چه فوزولی [شیطنتی] کردی!
That's just the way it is. این حالا [دیگه] اینطوری است.
I shall be back this day month . درست یک ماه دیگه برمی گردم
Please give the other foot . لنگه دیگه این کفش را بدهید.
This is treason, pure and simple. خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
Where is the mate ( companion ) of this glove ? لنگه دیگه این دستکش کجاست ؟
I knocked off another 1000 tomans. 1000 تومان دیگه از قیمت زدم
terrorism عقیده به لزوم ادمکشی و ایجاد وحشت دربین مردم و یا سیستم فکری یی که هر نوع عملی را برای رسیدن به اهداف سیاسی جایز می داند
That is all we needed!That caps ( beats ) all ! واقعا" همین یکی دیگه مانده بود !
It is money down the drain (gone to blazes). این دیگه پول دور ریختن است
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) . این حرفها دیگه کهنه شده است
Enough already! [American E] دیگه اینقدر حرف نزن! [اصطلاح روزمره]
These coins are very hard to come by . این سکه ها دیگه گیر نمی آیند
habeas corpus دستور احضار زندانی دستوری که دادگاه به زندان محل توقیف زندانی یی که توقیفش را غیر قانونی می داند
second-guess someone <idiom> حدس اینکه یکی دیگه چه کاری انجام میداد
The car is now in perfect running order . اتوموبیل الان دیگه مرتب وخوب کارمی کند
This jock that you told me is as old as Adams . این لطیفه که گفتی خیلی دیگه کهنه است
He has vowed not to gamble again. پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
Enough already! [American E] کافیه دیگه! [خسته شدم از این همه حرف] [اصطلاح روزمره]
That's hardly going to make a difference now, is it ! <idiom> این الان که دیگه فرقی نمی کنه [تفاوتی نداره] ! [اصطلاح روزمره]
real will مشرب سیاسی که هر نوع زور وقدرت در هر جنبه را از طرف دولت با این احتجاج که اراده دولت نماینده اراده واقعی افراد جامعه است مشروع می داند
My mind was elsewahere. My thouthts were wandering. حواسم اینجا نبود ( حواسم جای دیگه بود )
She procrastinated until it was too late . آنقدر دفع وقت (وقت کشی ) کرد که دیگه کار از کار گذشت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com