English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
I paid dearly for this mistake . این اشتباه برایم گران تمام شد
Other Matches
i paid dearly for it بسیار گران برایم تمام شد
i paid dear for it برای من گران تمام شد
dear bought گران تمام شده
pyrrhic victory پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
range error اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
dear bought جنس گران خریداری شده خریداری به قیمت گران
glitches یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitch یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place <idiom> درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
I consider that a mistake. [I regard that as a mistake.] این به نظر من اشتباه است. [این را من اشتباه بحساب می آورم.]
I have outgrown my suits. لباسهایم برایم تنگ شده
i must answer for the damages ازعهده خسارت ان باید برایم
Could you bring me ... ? ممکن است ... برایم بیاورید؟
Please bring me the orifinal letter . عین نامه را برایم بیاورید
Bring me a few sheets of paper . چند صفحه کا غذ برایم بیاور
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
It is easy for me. برایم خیلی آسان است
Keep a free(an empty)seat for me. یک صندلی خالی برایم نگاهدار
I don't [ couldn't ] give a damn about it. <idiom> برایم اصلا مهم نیست.
He told me in so many words . عینا" اینطور برایم گفت
It is too easy for me. برایم مثل آب خوردن است
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminated تمام شدن تمام کردن
terminate تمام شدن تمام کردن
terminates تمام شدن تمام کردن
May I have an iron? ممکن است یک اتو برایم بیاورید؟
Please take that bag. خواهش میکنم آن کیف را برایم بیاورید.
May I have an ashtray? ممکن است یک زیرسیگاری برایم بیاورید؟
Please take my suitcase. خواهش میکنم چمدانم را برایم بیاورید.
These shoes are too big for me . این کفشها برایم گشاد است
This is my last chance . این برایم آخرین فرصت است
Mother left me 500 tomans . مادرم برایم 500 تومان گذاشت
May I have a blanket? ممکن است یک پتو برایم بیاورید؟
Drop me a line . برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
Tell me hpw you escaped. برایم بگه چطور فرار کردی
I've been set up! برایم پاپوش درست کرده اند!
These shoes are too tight for me. این کفشها برایم تنگ است
help any one . برایم خوش قدم بود ( شانس آورد )
May I have some ...? آیا ممکن است کمی ... برایم بیاورید؟
May I have some ...? آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟
The notice is too short [for me] . آگاهی [برایم] خیلی کوتاه مدت است.
May I have a bath towel? ممکن است یک حوله حمام برایم بیاورید؟
Give me a full account of the events. جریان کامل وقایع را برایم تعریف کنید
May I have some soap? ممکن است چند تا صابون برایم بیاورید؟
May I have some hangers? ممکن است چند تا چوب لباسی برایم بیاورید؟
May I have the menu, please? ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
May I have the drink list, please? ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
May I have some toiletpaper? ممکن است چند تا کاغذ توالت برایم بیاورید؟
Please take this luggage. خواهش میکنم این اسباب و اثاثیه را برایم بیاورید.
Thats no news to me. این برایم خبر جدیدی نیست ( قبلا می دانستم )
Please send me information on ... خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
Can I have some more ...? آیا ممکن است کمی دیگر ... برایم بیاورید؟
dearest گران
heavier گران
dears گران
expensive گران
heavies گران
heaviest گران
sumptuous گران
dear گران
dearer گران
heavy گران
dearly گران
costlier گران
costliest گران
costly گران
onerous گران
at a great penny worth گران
overpriced گران
pricey گران
too expensive <adj.> بسیار گران
dearest گران کردن
dear گران کردن
to sell dearly گران فروختن
dearer گران کردن
deluxe مجلل گران
valuable گران بها
endeared گران کردن
high value گران قیمت
high priced گران بها
high money پول گران
high interest بهره گران
dears گران کردن
endears گران کردن
massively گران کوه
endear گران کردن
be too dear گران بودن
stingy گران کیسه
natatores شنا گران
highs سخت گران
overpriced <adj.> بسیار گران
highest سخت گران
big ticket گران قیمت
high سخت گران
priceless بسیار گران
expensively گران بها
dear bought گران خرید
massive گران کوه
worth a kings ransom بسیار گران بها
prohibitive گران جلوگیری کننده
highs وافر گران گزاف
high وافر گران گزاف
white elephant گران و پر خرج و کم فایده
highest وافر گران گزاف
viscosity قوام گران روی
The price of butter has gone up . butter has become expensive . کره گران شده
This is really expensive ! این چه گران است !
exclusive منحصر بفرد گران
prohibitory گران جلوگیری کننده
white elephants گران و پر خرج و کم فایده
You have paid too much for your car . اتوموبیلت را گران خریدی
It is too expensive. خیلی گران است.
overburden گران بار شدن
not too expensive خیلی گران نباشد.
highs وسیله گران یا با کارایی بالا
costs an arm and a leg <idiom> [فوق العاده پرخرج یا گران]
highest وسیله گران یا با کارایی بالا
beyoned price بی قیمت بسیار گران بها
He overcharged us. پایمان گران حساب کرد
high وسیله گران یا با کارایی بالا
assay عیارگیری فلزات گران قیمت
assays عیارگیری فلزات گران قیمت
She took umbrage at your remark . سخن شما برایش گران آمد
The hotel has overcharged me . هتل گران پایم حساب کرده
datum error اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
pallet ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
gems سنگ گران بها جواهر نشان کردن
a white elephant شیئی کم مصرف و جا تنگ کن اما گران قیمت
manganic دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
gem سنگ گران بها جواهر نشان کردن
thunderscan یک پیمایش کننده گران و باوضوح و دقت بالا
A thing you dont want is dear at any price. <proverb> چیزى را که نخواهى ,با هر قسمتى برایت گران است.
glyptics کنده کاری در روی سنگهای گران بها
pallets ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
delivery error اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
We do not usually go places that cost a lot of money. ما معمولا به جاهای گران قیمت گردش نمی کنیم.
manganesian مغنیسایی دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
white elephant هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
white elephants هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
It is too expensive for me to buy ( purchase ). برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
Smoking makes you ill and it is also expensive. سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
He bought them expensive presents, out of guilt. او [مرد] بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
I simply cant concentrate. حواس ندارم ( حواس برایم نمانده )
lapped یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
full track تمام شنی خودرو تمام شنی
panorama تمام نما اینه تمام نما
panoramas تمام نما اینه تمام نما
bull گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
snafu اشتباه
wrong اشتباه
trips اشتباه
tripped اشتباه
trip اشتباه
wronging اشتباه
flounders اشتباه
faults اشتباه
fumbles اشتباه
fumbled اشتباه
fumble اشتباه
fault اشتباه
false <adj.> اشتباه
faulted اشتباه
overseen در اشتباه
mistake اشتباه
floundered اشتباه
floundering اشتباه
clanger اشتباه
mistaking اشتباه
faux pas اشتباه
mix up اشتباه
mix-up اشتباه
mix-ups اشتباه
barratry اشتباه
flounder اشتباه
wrongs اشتباه
mistakes اشتباه
goof اشتباه
to put one in the wrong اشتباه
goofed اشتباه
goofing اشتباه
goofs اشتباه
discrepancy اشتباه
lap sus اشتباه
mistakenness اشتباه
jeofail اشتباه
incorrectness اشتباه
errors اشتباه
in error <adj.> اشتباه
fallacies اشتباه
inerrant بی اشتباه
fallacy اشتباه
errancy اشتباه
error اشتباه
to put wise از اشتباه دراوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com