Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (7 milliseconds)
English
Persian
this wind preludes thunder
این باد مقدمه رعد است
Search result with all words
front
مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
fronting
مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
pop
بی مقدمه اوردن
pop
بی مقدمه فشار اوردن
popped
بی مقدمه اوردن
popped
بی مقدمه فشار اوردن
pops
بی مقدمه اوردن
pops
بی مقدمه فشار اوردن
overture
مقدمه
overtures
مقدمه
antecedent
مقدم مقدمه
antecedents
مقدم مقدمه
short
بی مقدمه پیش از وقت
shorter
بی مقدمه پیش از وقت
shortest
بی مقدمه پیش از وقت
prologue
مقدمه پیش گفتار
prologues
مقدمه پیش گفتار
spate
تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
sudden
بی مقدمه
housekeeping
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
induction
مقدمه
inductions
مقدمه
snap
بی مقدمه
snapped
بی مقدمه
snapping
بی مقدمه
snaps
بی مقدمه
premises
خصوصیات ملک که در مقدمه سند درج میشود خانه ومتعلقات ان
lead up
مقدمه
lead-up
مقدمه
forepart
سر ودست مقدمه
foreparts
سر ودست مقدمه
cold snap
یخ بندان بی مقدمه
cold snaps
یخ بندان بی مقدمه
preamble
سراغاز مقدمه کتاب
preamble
مقدمه سند
preamble
مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
preamble
مقدمه نوشتن
preamble
مقدمه
preambles
سراغاز مقدمه کتاب
preambles
مقدمه سند
preambles
مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
preambles
مقدمه نوشتن
preambles
مقدمه
preface
مقدمه
prefaced
مقدمه
prefaces
مقدمه
prefacing
مقدمه
introduction
مقدمه
introductions
مقدمه
prelude
مقدمه
preludes
مقدمه
introductory
وابسته به مقدمه معارفهای
adlib
بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
catastasis
دیباچه مقدمه
exordial
مربوط به اغاز یا مقدمه
exordium
مقدمه سردفتر
foretoken
مقدمه
front matter
مقدمه
i took him up short
بی مقدمه جلو او را گرفتم
improvisor
تعبیه کننده کسیکه بسرعت یا بلا مقدمه چیزیرا میسازد
impulse buying
خرید بی مقدمه
incipit
مقدمه
inductility
مقدمه
isagoge
مقدمه
it was a p to another book
مقدمه کتاب دیگربود
lemma
مقدمه موضوع
major premise
مقدمه کبری
minor premise
مقدمه صغری
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
preamble of a statute
مقدمه قانون
preamble of a treaty
مقدمه معاهده
preconidtion
شرط مقدمه
precritical
مقدمه بحران قبل از وخامت
preliminarily
بطور مقدمه
preliminarily
مقدمه
prelude to a play
مقدمه نمایش
prelusion
مقدمه
preparatorily
مقدمه
preparatory to
در مقدمه
prima facia
مقدمه
proem
مقدمه سراغاز
proem
مقدمه سخنرانی شروع
prolegomenon
مقدمه
prolegomenous
دارای مقدمه طولانی
prologize
مقدمه نوشتن مقدمه گفتن
prologuize
مقدمه نوشتن مقدمه گفتن
protasis
مقدمه
protasis and epitasis
مقدمه و متن نمایش
set up
مقدمه چینی
setup
مقدمه چینی
sinfonia
مقدمه
to prefix a chapter to a book
فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com