English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
The main road bears to the right. این جاده اصلی به کمی راست [مورب در سمت راست] ادامه دارد.
Other Matches
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
main road جاده اصلی
main roads جاده اصلی
toby خیابان جاده اصلی
cross country خارج از جاده وشارع اصلی در فضاهای بازدهات صحرایی
dexiotropic واقع در طرف راست بکار برندهء دست راست راست دست
dexiotropous واقع در طرف راست بکار برندهء دست راست راست دست
divided highway [American E] شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpasses مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpass مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
attention to port احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
bi directional چاپگری که میتواند حروف را از چپ به راست و از راست به چپ با توجه به حرکت نوک به جلو و عقب روی صفحه چاپ کند.
orthotropous دارای تخمک راست راست اسه
To lead an idle life. راست راست راه رفتن ( ول بیکار )
plain dealing معامله راست حسینی راست باز
one two ضربههای چپ و راست ضربه چپ با هوک راست
going وضع جاده زمین جاده
service road جاده کناری جاده سرویس
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
off خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
half face نیم به راست راست یانیم به چپ چپ
columnleft فرمان ستون به چپ چپ یا به راست راست
track clearer جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
underhook گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
side step فرمان یک قدم به چپ یا به راست برداشتن یک قدم به چپ یا به راست
right justify هم تراز کردن از راست تنظیم کردن از راست
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
guide left فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base unit یکای اصلی واحد اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
half left فرمان نیم به چپ چپ یا نیم به راست راست
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
roadway جاده
route جاده
pad جاده
pads جاده
pathways جاده
track جاده
tracked جاده
tracks جاده
roadways جاده
causeways جاده
road bed کف جاده
causeway جاده
turnpikes جاده
turnpike جاده
hard core پی جاده
routes جاده
line جاده
road blocks سد جاده
lines جاده
road block سد جاده
rut رد جاده
path جاده
roadable جاده رو
roadability جاده رو
roads جاده
road جاده
blocking سد جاده
pathway جاده
paths جاده
invious بی جاده
roadless بی جاده
way جاده
ruts رد جاده
roadbed کف جاده
route reconnaissance شناسایی جاده
lateral route جاده عرضی
asphalt paving جاده سازی
pathless بدون جاده
post road جاده پستی
pack road جاده مال رو
spur جاده انشعابی
molecular attracticm جاده ذرات
backway جاده فرعی
single flow جاده یک مسیره
bypath جاده پرت
backway جاده پرت
overhead roadway جاده هوایی
bypath جاده فرعی
single carriageway road راه با یک جاده
jacob's ladder جاده شیری
road construction جاده سازی
secondary road جاده درجه دو
axial road جاده طولی
road building جاده سازی
screed شمشه جاده
steam roller جاده صاف کن
spurring جاده انشعابی
road roller جاده صاف کن
roadhogs خوک جاده
road junction تقاطع جاده
commercial vehicle وسیلهحملکالاومسافردر جاده
roadwheel چرخ جاده
sea lane جاده دریایی
sea lanes جاده دریایی
track خط اهن جاده
tracked خط اهن جاده
roadhog خوک جاده
wayside کنار جاده
provincial road جاده محلی
open route جاده باز
paths جاده مال رو
road net شبکه جاده ها
wayless بدون جاده
uneven road جاده ناهموار
operational route جاده عملیاتی
operational route جاده رزمی
trackless بی جاده بی ریل
tracks خط اهن جاده
to beat a path کوبیدن یک جاده
the impediment of a road موانع جاده
road capacity فرفیت جاده
streets خیابانی جاده
street خیابانی جاده
road builder جاده ساز
access road جاده دسترسی
superhighways جاده وسیع
bridle paths جاده اسب رو
road clearance تخلیه جاده
the impediment of a road پا گیرهای جاده
To make roads . جاده کشیدن
third class road جاده درجه سه
profile of the road نیمرخ جاده
path جاده مال رو
bridle path جاده اسب رو
raod bed بستر جاده
the road was impaired جاده خراب شد
roadside کنار جاده
roadsides کنار جاده
spurs جاده انشعابی
road ditch خندق جاده
cross road تقاطع جاده
cross country خارج از جاده
cross trail جاده عرضی
hard core زیرسازی جاده
superhighway جاده وسیع
drive way جاده خیابان
high road جاده عمده
galaxies جاده شیری
chip spreader جاده صاف کن
criterium مسابقه جاده
concrete pavement جاده بتنی
frontage road جاده کناری
collective goods مانند جاده
causeway جاده سنگفرش
berm لبه جاده
clearing iron جاده پاک کن
galaxy جاده شیری
byroad جاده فرعی
alignment مسیر جاده
by the side of the road در کنار جاده
sidetrack جاده فرعی
sidetracked جاده فرعی
double flow route جاده دوطرفه
by path جاده فرعی
alignments مسیر جاده
traffic on public roads ترافیک [جاده]
double flow route جاده دو خطه
diverticulum جاده فرعی
by way جاده پرت
spur track جاده فرعی
street traffic ترافیک [جاده]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com