Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 174 (9 milliseconds)
English
Persian
who is this girl ?
این دختر کیست
Search result with all words
whose d. is she?
او دختر کیست
Other Matches
whose make is it
ساخت کیست کار کیست
who is it
کیست این کیست
interwed
در یمان هم ازدواج کردن دختر دادن و دختر گرفتن
cousin
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
cousins
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
slut
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
sluts
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
cysts
کیست ها
[پزشکی]
whose turn is it?
نوبت کیست
whose is it?
مال کیست
cyst
کیست
[پزشکی]
i d not know who he is
نمیدانم کیست
He wouldnt dare refuse.
سگ کیست که قبول نکند
who leads the orchestra
سر دسته این ارکستر کیست
Who owns this land ?
این زمین مال کیست ؟
Whose pencil is this ?
این مداد مال کیست ؟
hydatid
کیسه ابگونه کیست هیداتیک
The fox,being asked who his withness was ,said, my.
<proverb>
به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمم.
she
ان دختر یا زن
girly
دختر
fille
دختر
daughtren
دختر
grand daughter
دختر دختر
phoebe
دختر گا
lass
دختر
lasses
دختر
sissified
دختر
quean
دختر
girlie
دختر
girl
دختر
girls
دختر
granddaughter
دختر دختر
maid
دختر
daughter
دختر
granddaughters
دختر دختر
wenches
دختر
maids
دختر
daughters
دختر
wench
دختر
ingenue
دختر ساده
inheritress
زن یا دختر ارث بر
inheritrix
زن یا دختر ارث بر
girl scouts
پیشاهنگ دختر
girlfriend
دوست دختر
girlfriends
دوست دختر
schoolgirl
دختر مدرسه
hoyden ar hoi
دختر بی شرم
hoyden ar hoi
دختر گستاخ
hoyden
دختر گستاخ
teeny-boppers
دختر بچه
teeny-bopper
دختر بچه
lass n
دختر بچه
minx
دختر گستاخ
girl scout
پیشاهنگ دختر
age of consent
سن قانونی دختر
first cousin
دختر عمو
first cousin
دختر خاله
first cousin
دختر عمه
proserpine
دختر زاوش
proserpina
دختر زاوش
schoolgirls
دختر مدرسه
first cousin
دختر دایی
first cousins
دختر عمو
first cousins
دختر خاله
first cousins
دختر عمه
first cousins
دختر دایی
nurse maid
دختر پرستار
trull
دختر جوان
grand son
پسر دختر
nursemaid
دختر پرستار
girl guide
دختر پیشاهنگ
belle
دختر خوشگل
belles
دختر خوشگل
wench
دختر دهقان
maiden
دختر باکره
wenches
دختر دهقان
periwinkle
گل تلفونی دختر
periwinkles
گل تلفونی دختر
granddaughters
دختر پسر
granddaughter
دختر پسر
nursemaids
دختر پرستار
hussies
دختر گستاخ
hussies
دختر جسور
hussy
دختر گستاخ
hussy
دختر جسور
tomboy
دختر پسروار
tomboys
دختر پسروار
grandson
پسر دختر
grandsons
پسر دختر
bobby socker
دختر نابالغ
bobby soxer
دختر نابالغ
colleen
دختر موخرمایی
colleen
دختر بور
cowgirl
دختر گاوچران
czarevna
دختر تزار
demoiselle
دختر خانم
gamine
دختر کوچه
gamine
دختر ولگرد
god daughter
دختر تعمیدی
goddauhgter
دختر تعمیدی
balletgirl
دختر رقصنده
maidens
دختر باکره
stepdaughter
دختر خوانده
stepdaughters
دختر خوانده
She is a pretty of it .
دختر قشنگی؟ است
She is self-centerd. she is an opinionated sort lf girl.
دختر خودرأیی است
nieces
دختر برادر یا خواهر
filly
دختر شوخ و جوان
milkmaid
دختر شیر دوش
princess of the blood
دختر یا نوه پادشاه
fillies
دختر شوخ و جوان
pinup
تصویر دختر زیبا
old maid
دختر خانه مانده
niece
دختر برادر یا خواهر
spinster
دختر خانه مانده
milkmaids
دختر شیر دوش
spinsters
دختر خانه مانده
grisette
دختر کارگر فرانسوی
girly
دختر وار دخترانه
gamine
دختر هوس باز
alumna
دختر یا زن فارغ التحصیل
girlie
دختر وار دخترانه
senorita
دوشیزه دختر خانم
goddaughters
دختر خواندهی روحانی
goddaughter
دختر خواندهی روحانی
nymphet
دختر کوچک و زیبا
besom
دختر گستاخ وجسور
townswoman
دختر شهری فاحشه
old maids
دختر خانه مانده
spinsterish
مثل دختر ترشیده
kitties
دختر جوان زن سبک و جلف
step daughter
دختر اندر دخترزن یا شوهر
kitty
دختر جوان زن سبک و جلف
jade
دختر لاسی پشم سبز
princessroyal
بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
She bore him a daughter.
برایش یک دختر آورد (زائید)
sissies
دختر مردیا بچه زن صفت
She is svelt . she has a small waist .
دختر کمر باریکی است
She is a good – looker .
دختر خوش قیافه ای است
She is very sweet . She is a pet .
دختر خیلی نازی است
her next was a girl
بچه دومش دختر بود
statutory rape
هتک ناموس دختر نابالغ
sissy
دختر مردیا بچه زن صفت
wench
فاحشه دختر بازی کردن
wenches
فاحشه دختر بازی کردن
cissies
دختر مردیا بچه زن صفت
to pick up women
<idiom>
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
electra complex
حب دختر نسبت به پدر و بغض از مادر
paranymph
دختر ملازم عروس به خانه داماد
The blow made me giddy young girl .
دختر گیج وسر بهوایی است
infanta
دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
She is a ball of fire.
دختر آتش پاره ای (زرنگ وپرتحرک )
pinup girl
دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
girl scout
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
girl scouts
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
Do you want to go out with me?
با من می روی بیرون؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
Will you go out with me?
با من می روی بیرون؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
to go out
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
to date
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
femme-fleur
[طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه]
gal
واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
gals
واحد شتاب برابر یک سانتی متر بر مجذور ثانیه دختر
to pick up somebody
کسی را پیدا کردن
[دوست دختر یا پسر یا یک نفر برای سکس]
How about going out together?
نظرت از اینکه ما با هم برویم بیرون چه است؟
[به عنوان دوست پسر و دختر]
to ask somebody out for dinner
کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن
[بیشتر دوست دختر و پسر]
brownies
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
brownie
دختر پیشاهنگ هشت ساله تایازده ساله
to pair somebody off
[up]
with somebody
کسی را با کسی دیگر زوج کردن
[برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر]
[همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
missy
دختر خانم خانم
I am
[have]
finished with you.
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am done with you.
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com