Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 230 (12 milliseconds)
English
Persian
to be of the mind that ...
این عقیده
[نظر]
را دارند که ...
Search result with all words
veer
تغییر عقیده دادن
veered
تغییر عقیده دادن
veers
تغییر عقیده دادن
preconception
عقیده از قبل تشکیل شده حضور پیش از وقت
preconceptions
عقیده از قبل تشکیل شده حضور پیش از وقت
persuasion
نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
persuasion
اطمینان عقیده دینی
persuasions
نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
persuasions
اطمینان عقیده دینی
view
نظریه عقیده
viewed
نظریه عقیده
viewing
نظریه عقیده
views
نظریه عقیده
epicure
پیرو عقیده اپیکور
epicures
پیرو عقیده اپیکور
conservatism
عقیده معتقدین به حفظ وضع موجود روش فکری احزاب " توری " درانگلستان که محتوای عقایدشان محافظه کارانه بوده است
pluralism
عقیده مبتنی برلزوم دخالت کلی و عملی موسسات و مجامع غیر دولتی در امر اداره مملکت
conviction
عقیده محکم
convictions
عقیده محکم
suggestion
افهار عقیده پیشنهاد
suggestion
افهار عقیده
suggestions
افهار عقیده پیشنهاد
suggestions
افهار عقیده
internationalism
عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
apostasy
ترک عقیده برگشتگی از دین
guerillas
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
guerrilla
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
guerrillas
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
thought
عقیده
thoughts
عقیده
trimmer
زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
dogmatism
افهار عقیده بدون دلیل
doctrine
عقیده
doctrines
عقیده
terrorism
عقیده به لزوم ادمکشی و ایجاد وحشت دربین مردم و یا سیستم فکری یی که هر نوع عملی را برای رسیدن به اهداف سیاسی جایز می داند
error
عقیده نادرست
errors
عقیده نادرست
paradox
عقیدهای که با عقیده عموم مخالف است
paradoxes
عقیدهای که با عقیده عموم مخالف است
tradition
عقیده موروثی عرف
tradition
عقیده رایج
opinion
عقیده
opinions
عقیده
have
عقیده داشتن
having
عقیده داشتن
dissension
اختلاف عقیده
tenet
عقیده
dogma
عقیده دینی
dogmas
عقیده دینی
credo
عقیده
credos
عقیده
belief
عقیده
faith
عقیده
faiths
عقیده
pragmatism
تعصب دراثبات عقیده خود
observe
افهار عقیده کردن
observed
افهار عقیده کردن
observes
افهار عقیده کردن
observing
افهار عقیده کردن
pronounce
افهار عقیده کردن
pronounces
افهار عقیده کردن
suggest
افهار عقیده کردن
suggested
افهار عقیده کردن
suggesting
افهار عقیده کردن
suggests
افهار عقیده کردن
espouse
عقیده داشتن به
espoused
عقیده داشتن به
espouses
عقیده داشتن به
espousing
عقیده داشتن به
brainwash
اجبار شخص بقبول عقیده تازهای
brainwashed
اجبار شخص بقبول عقیده تازهای
brainwashes
اجبار شخص بقبول عقیده تازهای
opportunism
بر مبنای نفع شخصی تغییر عقیده دادن
dissent
اختلاف عقیده داشتن
dissented
اختلاف عقیده داشتن
dissents
اختلاف عقیده داشتن
feminism
عقیده به برابری زن ومرد طرفداری اززنان
feminism
عقیده به برابری زن و مرد ومبارزه در راه وصول به این تساوی
sentimental
مبنی بر احساسات یا عقیده
concept
عقیده
concepts
عقیده
pronouncement
افهار عقیده رسمی
pronouncements
افهار عقیده رسمی
Marxism
عقیده مارکس
extremism
افراط کاری عقیده افراطی
evangelical
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
creed
عقیده
creeds
عقیده
impression
عقیده خیال
impression
عقیده
impressions
عقیده خیال
impressions
عقیده
viewpoint
عقیده
viewpoints
عقیده
unorthodox
دارای عقیده ناصحیح یا غیر معمول
orthodox
دارای عقیده درست
presentiment
عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
presentiments
عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
abjuration
ترک عقیده
abreact
تغییر دادن عقیده شخص با تلقین
Other Matches
ideas
عقیده ها
advice
عقیده
creedless
بی عقیده
i am not of his mind
با او هم عقیده
ism
عقیده
conception
عقیده
brainchild
عقیده
idea
عقیده
internal conception
عقیده
concepts
عقیده ها
freedom of belief
ازادی عقیده
hit off
هم عقیده شدن
i maintain
بر این عقیده ام که ...
iam of the opinion that
من براین عقیده ام که
fortuitism
عقیده به اتفاق
i maintain
عقیده دارم که ...
to agree in opinion
هم عقیده بودن
cogency
قدرت عقیده
coniviction
عقیده اطمینان
counterview
عقیده مخالف
divarication
اختلاف عقیده
folkway
عقیده عامه
irreconcilability
سختی در عقیده
irreconcilableness
سختی در عقیده
turnabout
تغییر عقیده
turnabouts
تغییر عقیده
to think
[of]
عقیده داشتن
to be of
[or share]
the same view
[or opinion]
هم عقیده بودن
my sentiment toward him
عقیده من درباره او
outside opinion
عقیده مردم
pythagoreanism
عقیده به تناسخ
so many menŠso many minds
عقیده بیشتر
swear by
عقیده زیادداشتن به
the belief that
با این عقیده که
theosophism
عقیده به عرفان
article of faith
اعتقاد و عقیده باطنی
Difference of opinion (in taste).
اختلا ف عقیده ( سلیقه )
self expressive
پافشار در عقیده خود
liberty of conscience
ازادی عقیده یا فکر
change of heart
<idiom>
تغیر عقیده دادن
opine
افهار عقیده کردن
to venture an opinion
جسارتاافهار عقیده کردن
to cherish an opinion
عقیده ایی را در مغزخودپروراندن
to change one's tune
تغییر عقیده دادن
pass an opnion
افهار عقیده کردن
preconceive
قبلا عقیده پیداکردن
synecologic
دارای عقیده به استمرار
soft shell
دارای عقیده معتدل
differences of opinion
اختلاف عقیده
[نظر]
I find it's ...
به نظر
[عقیده]
من این ...
I think it's ...
به نظر
[عقیده]
من این ...
to be of the opinion that ...
به این عقیده باشند که ...
to make a suggestion
افهار عقیده کردن
make a suggestion
افهار عقیده کردن
express an opinion
افهار عقیده کردن
irrationalism
عقیده نامعقول یا چرند
i stand to it that
جدا عقیده دارم که
dissentient
مخالف عقیده اکثریت
pass an opinion
افهار عقیده کردن
i was under theimpression that
به این عقیده بودم که ...
john's own opinion
عقیده خود جان
karaism
عقیده به نص تورات رداحادیث
teutonism
عقیده برتری نژادی المان
upset the applecart
<idiom>
خراب شدن عقیده ونظر
to be under the i. ihat...
براین عقیده یا خیال بودن
to believe in palmistry
بکف بینی عقیده داشتن
four freedoms
ازادی در نطق و بیان عقیده
what say you to a cinema?
در باره سینما چه عقیده دارید
what do you think of him?
عقیده شما در باره او چیست
his f. opinion
عقیده ایی که پرورده وموردپسنداوست
wrongheaded
لجباز در عقیده و عمل سرسخت
immersionism
عقیده به غسل ارتماسی درتعمید
orthodoxly
با عقیده از روی رشد راشدوار
aristotelean
مربوط به عقیده و فلسفهء ارسطو
aristotelian
مربوط به عقیده و فلسفهء ارسطو
like water off a duck's back
<idiom>
بی تاثیر ،بدون تغیر عقیده
malthusian
پیرو عقیده توماس مالتوس
legalism
عقیده به اصالت و الویت قانون
opine
نظر یا عقیده خود را افهارداشتن
social minded
دارای عقیده سوسیالیستی اجتماعی
maintrain
ادامه دادن عقیده داشتن
to make of something
در باره چیزی نظر
[عقیده]
داشتن
to have a different view of
[ opinion about]
something
در باره موضوی عقیده دیگری داشتن
i insist on his innocence
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
i insist that he is innocent
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
psilanthropism
عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
to fancy oneself
عقیده خوب درباره خود داشتن
psilanthropy
عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
you are written
عقیده یاسخن شما درست نیست
monopsychism
عقیده باینکه هکه جانهایاارواح یکی است
bighead
عقیده اغراق امیز شخص نسبت بخودش
to think badly of somebody
درباره کسی نظر
[عقیده]
بدی داشتن
kinetic theory of heat
عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
hereditarian
کسیکه عقیده بتوارث تمایلات طبیعی وروحی دارد
pelagianism
PELA که عقیده اش این بودگناه موروثی بشر است
polygenist
کسیکه عقیده داردبشر دارای چندین مبدابوده است
natural philosopher
فیزیک خوان کسیکه که عقیده به اصالت طبیعت دارد
futurism
اعتقاد بوقوع پیشگوییهای کتاب مقدس عقیده به اخرت
paulian
عضو تیرهای از نصاراکه بخدابودن عیسی عقیده نداشتند
Public opinion is against the project.
عقیده وآراء عمومی برضد این طرح است
restorationism
عقیده باینکه بشرسرانجام بسعادت نخستین خود خواهدرسید
monogenism
عقیده باینکه همه تژادهای ادمی از یک تخم هستند
i insist on your being present
جدا` عقیده دارم که شما بایدحضور داشته باشید
dogmatize
امرانه افهار عقیده کردن مقتدرانه سخن گفتن
Funstionalism
[عقیده بر اینکه شکل و ساختمان باید منطبق نیاز باشد.]
phoneticism
عقیده به نوشتن و املا کردن کلمه مطابق صدایا تلفظان
malism
عقیده باینکه این جهان روی همرفته بد جهانی است
monophysite
کسیکه عقیده دارد باینکه مسیح دارای یک ذات است و بس
nestorianism
عقیده نسطوریان اعتقاد باینکه عیسی دو ذات جداگانه داشت
probabiliorism
عقیده باینکه بهر طرف بیشتراحتمال درستی دارد بایدروی اورد
intuitionalism
عقیده به اینکه برخی حقایق را میتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
intuitionism
عقیده به اینکه برخی حقایق رامیتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
metagnosticism
عقیده باینکه اثبات هستی خدااز گنجایش علم بشر بیرون است
neptunist
کسیکه عقیده داردکه خارههای پی در پی پوسته زمین بوسیله اب درست شده اند
physiocratic system
روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
intuitivist
کسیکه مبادی اخلاقی را حسی میداندو عقیده داردکه درک ....استدلال نیست
machiavelian
مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
atomism
عقیده باینکه جهان مادی ازذرات ریز ساده تشکیل شده است
physiocracy
حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
presentationism
عقیده باینکه چیزهای واقعی هنگام درک در مغز انسان نمایش داده میشوند
functionalism
عقیده بر اینکه شکل وساختمان بایستی منطبق با احتیاج باشد اعتقادباستفاده عملی از شغل وپیشه
I don't think it wise to publicly proffer a political opinion.
من فکر نمی کنم عاقلانه باشد بطور علنی عقیده سیاسی شخصی خود را بیان کرد.
evangelic
پیرو این عقیده که رستگاری و نجات دراثرایمان به مسیح بدست میاید نه دراثر کردار و اعمال نیکو
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
an absurd notion
خیال باطل عقیده باطل
mechanicalism
عقیده به دخالت عمل مکانیکی در کیفیات فاهر و طبیعی عمل مکانیکی
quantity theory of money
حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
landscape carpet
فرش دور نما
[فرش چشم انداز]
[عده ای آن را طرح گورستان می نامند با عقیده به اینکه این طرح در مراسم تدفین بکار می رفته است. نمای کلی فرش جلوه ای از خانه ها و درختان و حالت عادی زندگی را نشان داده.]
guild socialism
سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com