English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 219 (29 milliseconds)
English Persian
To live on borrowed money . To play for time . این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
Search result with all words
square مرتب کردن کلاه
squared مرتب کردن کلاه
squares مرتب کردن کلاه
squaring مرتب کردن کلاه
swindle کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindled کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindles کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
defraud کلاه برداری کردن
defrauded کلاه برداری کردن
defrauding کلاه برداری کردن
defrauds کلاه برداری کردن
spear سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spearing سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spears سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
salami technique کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
to block a hat قالب کردن یک کلاه
To search ones conscience . کلاه خود را قا ضی کردن
Other Matches
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
casks کلاه جنگی کلاه خود
cask کلاه جنگی کلاه خود
get round the law با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
jasey کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
bilk کلاه سر
ice cap یخ کلاه
chapeau کلاه
jack a dandy کج کلاه
ice-caps یخ کلاه
head piece کلاه
pretty fellow کج کلاه
ice-cap یخ کلاه
nightcaps شب کلاه
cappa کلاه
nightcap شب کلاه
headgear کلاه
hat کلاه
hats کلاه
pompom گل کلاه
panache پر کلاه
cap کلاه
capped کلاه
opera hat کلاه له شو
beau کج کلاه
aigret گل کلاه
hat block قالب کلاه
milliners کلاه فروش
milliner کلاه فروش
stetsons کلاه وسترن
balaclava کلاه دوچشمی
hat in hand کلاه دردست
mantles کلاه توری
trilbies کلاه شاپو
bathing caps کلاه حمام
mantle کلاه توری
gaud کلاه برداری
bathing cap کلاه حمام
rain hat کلاه بارانی
rain cap کلاه کریلی
helmet liner کلاه فیبری
hat tree کلاه اویز
helmet liner کلاه کاسک
fraudulence کلاه برداری
galea کلاه خود
high hat کلاه بلند
stetsons کلاه کابوی
peruke کلاه گیس
helmets کلاه خود
helmet کلاه اهنی
helmet کلاه خود
mutch کلاه کتانی
postiche کلاه گیس
miyred کلاه دار
plumes پر کلاه زنان تل
plume پر کلاه زنان تل
petasus کلاه بالدار
periwig کلاه گیس
pitch cap کلاه زفت
rug [American E] کلاه گیس
helmets کلاه اهنی
rip-off کلاه برداری
rip-offs کلاه برداری
hatpins گیرهی کلاه
panama hats کلاه پاناما
pavilion کلاه فرنگی
pavilions کلاه فرنگی
Welsh کلاه گذاشتن
stetson کلاه کابوی
crash helmets کلاه ایمنی
streamer نوارلباس یا کلاه
streamers نوارلباس یا کلاه
panama hat کلاه پاناما
pergolas کلاه فرنگی
pergola کلاه فرنگی
hatpin گیرهی کلاه
hairpieces کلاه گیس
hairpiece کلاه گیس
hoods کلاه اهنی
hoods کلاه خود
hood کلاه اهنی
hood کلاه خود
kepi کلاه کپی
stetson کلاه وسترن
balaclavas کلاه دوچشمی
avant-sorps کلاه فرنگی
poll راس کلاه
service cap کلاه خدمت
black cap کلاه سیاه
fraud کلاه برداری
frauds کلاه برداری
belvidere کلاه فرنگی
belvedere کلاه فرنگی
bareheaded بدون کلاه
polled راس کلاه
swindle کلاه برداری
cockade نشان کلاه
tricorn کلاه سه ترک
tricone کلاه سه ترک
swindles کلاه برداری
swindled کلاه برداری
welch کلاه گذاشتن
casque کلاه خود
polls راس کلاه
casket کلاه خدمت
swindlers کلاه بردار
swindlers کلاه گذار
steel cap کلاه فولادی
steel helmet کلاه اهنی
berets کلاه بره
skullcap کلاه بره
skullcaps کلاه بره
beret کلاه بره
tiaras کلاه پادشاهی
bonnets کلاه سرگذاشتن
snowcap برف کلاه
swindler کلاه بردار
swindler کلاه گذار
caskets کلاه خدمت
hatboxes جعبه کلاه
hatbox جعبه کلاه
bonnet کلاه سرگذاشتن
summer house کلاه فرنگی
d's cap کلاه قیفی
capping کلاه سازی
cocking کج نهادگی کلاه
hats کلاه کاردینالی
door lintel کلاه چهارچوب
wigs کلاه گیس
tiara کلاه پادشاهی
wig کلاه گیس
fraudulent کلاه بردار
cocks کج نهادگی کلاه
hatter کلاه فروش
hat کلاه کاردینالی
fools cap کلاه قیفی
uncap کلاه از سر برداشتن
crush hat کلاه بازیگرخانه
fop کج کلاه ابله
cock کج نهادگی کلاه
mitriform مانند کلاه اسقف
turbans کلاه عمامه مانند
periwig کلاه گیس زدن
aigrette مرغ ماهیخوار کلاه پر
miyred مانند کلاه اسقف
neck or nothing یا سر میرود یا کلاه می اید
balaclava نوعی کلاه اسکی
fur ruff کلاه پشمی کت پارکا
peaks کلاه نوک تیز
peaking کلاه نوک تیز
peak کلاه نوک تیز
wigmaker کلاه گیس ساز
periwigged کلاه گیس دار
hooded anorak کاپشن کلاه دار
balaclavas نوعی کلاه اسکی
with intent to defraud بقصد کلاه برداری
hatband روبان دور کلاه
hatbands روبان دور کلاه
turban کلاه عمامه مانند
fedora کلاه نمدی مردانه
to bewig کلاه گیس زدن
barbers block قالب کلاه گیس
gasket یکنوع کلاه کاسک
head gear کلاه تمرین بوکس
gaskets یکنوع کلاه کاسک
headguard کلاه تمرین بوکس
pavilion عمارت کلاه فرنگی
pavilions عمارت کلاه فرنگی
casquet کلاه خودسبک وباز
headharness کلاه تمرین بوکس
busbies یکجور کلاه پوستی
busby یکجور کلاه پوستی
to sel a person a pup کلاه کسیرا برداشتن
tri corn کلاه سه گوشه سه شاخه
i was bitten کلاه سرم رفت
chatri [کلاه فرنگی هندی]
casita [کلاه فرنگی کوچک]
crash helmets کلاه خود ایمنی
capuche باشلق یا کلاه شنل
capeline نوعی کلاه زنانه
capeline کلاه خود کوچک
boaters کلاه حصیری لبهدار
be covered کلاه برسر بگذارید
burgonet نوعی کلاه خود
palm off <idiom> سرکسی کلاه گذاشتن
belvedere کلاه فرنگی مهتابی
cucullate شبیه کلاه خود
top hat کلاه مردانه استوانهای
top hats کلاه مردانه استوانهای
gross f. کلاه برداری بزرگ
leghorn کلاه سبدی ایتالیایی
gloriette عمارت کلاه فرنگی
lappet لبه اویخته کلاه
outfox کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxed کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxes کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxing کلاه سرکسی گذاشتن
unbonnet کلاه رااز سربرداشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com