English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
apteral ایوان ستوندار فاقد ستونهای کناری
Other Matches
peristyle ایوان ستوندار
colonnades ردیف ستون ایوان ستوندار
colonnade ردیف ستون ایوان ستوندار
peristyle ردیف ستونهای اطراف ایوان یا حیاط
coastal convoy ستونهای حمل و نقل ساحلی ستونهای حمل بار از کشتی به ساحل
side reflector منعکس کننده کناری رفلکتور کناری
single track فاقد وسعت معنوی فاقد درک عقلانی
unqulified فاقد شرایط لازم فاقد صلاحیت غیرصالح
Free Tudor [سبکی که به شکل ستوندار سبک تئودور و الیزابت است.]
acentrous فاقد ستون پشتی فاقد ستون فقرات
parallel column ستونهای موازی
pillars of corti ستونهای کورتی
packed columns ستونهای پرشده
columnar basalt ستونهای بازالت
doubled columns ستونهای مضاعف
newspaper columns ستونهای روزنامه
snaking columns ستونهای مارپیچی
columnar basalt ستونهای سیاه سنگی
free standing columns ستونهای مستقل یا مجزا
pier mount پایه نصب ستونهای ساختمانی
movement table جدول حرکت ستونهای موتوری
pier پایه نصب ستونهای ساختمانی
piers پایه نصب ستونهای ساختمانی
sidelobe ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
tab کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
tabs کلید کنترلی که ستونهای خروجی را مشخص میکند
limbic کناری
marginal کناری
juxtaposition هم کناری
coastal کناری
costa خط کناری
non interference بر کناری
non intervention بر کناری
mobile employment استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
limbic system دستگاه کناری
head linesman داور خط کناری
widest خط کناری والیبال
side board میز کناری
side band باند کناری
wider خط کناری والیبال
gusset needles میلهای کناری
side reflector پرتوافکن کناری
side weir سرریز کناری
touch line خط کناری زمین
marginal frequency بسامد کناری
wide خط کناری والیبال
frontage road جاده کناری
wing halfback هافبکهای کناری
building line خط کناری ساختمان
outside half هافبک کناری
edge rope طناب کناری
edge beam تیر کناری
service road شوسه کناری
abutment پایه کناری پل
riparian رود کناری
frontage road شوسه کناری
sigmatismus lateralis تلفظ کناری حرف " س "
side lines محوطه بیرون از خط کناری
abutment کرانپایه پایه کناری
five yard line خط داخلی و موازی خط کناری
lateral support تکیه گاه کناری
portico ایوان
porticoes ایوان
porticos ایوان
porches ایوان
veranda ایوان
access balcony ایوان
patio ایوان
verandas ایوان
verandahs ایوان
porch ایوان
patios ایوان
exedra ایوان
exhedra ایوان
iwan ایوان
balconet ایوان
avant-sorps ایوان
balconette ایوان
balcony ایوان
balconies ایوان
byes چیزهای کناری یاثانوی فرعی
sidepiece قطعه کناری بخش جانبی
bye چیزهای کناری یاثانوی فرعی
verandas ایوان برونی
decastyle ایوان ده ستونی
portals مدخل ایوان
veranda ایوان بالکن
balconet نرده ایوان
verandahs ایوان برونی
portal مدخل ایوان
veranda ایوان برونی
porticoed ایوان دار
pronaos ایوان بالامعبد
verandas ایوان بالکن
verandahs ایوان بالکن
verandah ایوان بالکن
loggia ایوان سرپوشیده
sun deck ایوان افتابگیر
porch دالان ایوان
porches دالان ایوان
loggia ایوان درونی
hexastyle ایوان شش ستونی
lanai ایوان رواق
balconette نرده ایوان
distyle ایوان دوستونی
gable سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
gables سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
tabled ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tables ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabling ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
stoa ایوان یا گردشگاه سرپوشیده
The child fell off the balcony. بچه از ایوان پرت شد
narthex ایوان غربی کلیسا
hypaethrus ایوان ستون دار
hypaethros ایوان ستون دار
octastyle ایوان هشت ستونی
cyclostyle [ایوان ستون دار مدور]
tetrastyle ایوان با چهار ستون در نما
xystus ایوان سرپوشیده برای ورزش
verandahs ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
verandas ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
veranda ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
verandah ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
cloister اطاق یاسلول راهبان وتارکان دنیا ایوان
the porch رواق یا ایوان نامی اتن وشاگردانش بیشتربدانجامیرفتند
cloisters اطاق یاسلول راهبان وتارکان دنیا ایوان
ledger board تخته افقی روی نرده پلکان یانرده ایوان
prostyle ایوان پرستش گاههای یونانی که چهار ستون بیشتر نداشت
ex فاقد
bankrupt of فاقد
free فاقد
ex- فاقد
scentless فاقد بو
anurous فاقد دم
freeing فاقد
sans فاقد
frees فاقد
freed فاقد
exhaust bin level فاقد موجودی
without انطرف فاقد
unmeet فاقد صلاحیت
unobtrusively فاقد جسارت
unmennerly فاقد رفتارشایسته
lacked فاقد بودن
toom فاقد لاغر
dis qualified فاقد قابلیت
unobtrusive فاقد جسارت
unmannered فاقد رفتارشایسته
incoordinate فاقد حس همکاری
lacks فاقد بودن
acholic فاقد صفرا
impassible فاقد احساس
inertialess فاقد لختی
inertialess فاقد اینرسی
lack فاقد بودن
intestable فاقد صلاحیت
dishonest فاقد امانت
dis qualified فاقد شرایط
ad hoc فاقد عمومیت
astomatal فاقد دهان
ametabolous فاقد دگردیسی
ametabolic فاقد دگردیسی
acolous فاقد اعضاء
acholous فاقد صفرا
landless فاقد زمین
undocumented فاقد ویزا
homely فاقد جمال
abulic فاقد اراده
indiscreet فاقد حس تشخیص
landlessness فاقد زمین
burdened فاقد حق تقدم
antipathetic فاقد تمایل
shorthanded فاقد کارگرکافی
incompetent فاقد صلاحیت
impersonal فاقد شخصیت
inexpert فاقد خبرگی
visionless فاقد دید
paratactic فاقد روابط
stolid فاقد احساس
stolidly فاقد احساس
without engagement فاقد تعهد
nonage فاقد اهلیت قانونی
untune فاقد هم اهنگی کردن
systemoless فاقد سیستم صحیح
undocumented فاقد مدارک قانونی
one track فاقد قوه ارتجاعی
unthinking فاقد قوهی تفکر
moneyless economy اقتصاد فاقد پول
deaf فاقد قوه شنوایی
deafer فاقد قوه شنوایی
shapeless فاقد شکل معین
unqualified فاقد شرایط لازم
azoic فاقد نشان زندگی
agamous فاقد الت جنسی
unman فاقد مردانگی کردن
acheiria فاقد قوهء لامسه
unmanning فاقد مردانگی کردن
unmans فاقد مردانگی کردن
asexual فاقد خاصیت جنسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com