English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 250 (13 milliseconds)
English Persian
strobe ا ز یک مدار الکترونیکی
Search result with all words
enable استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enabled استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enables استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enabling استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
logic مدار الکترونیکی که از چندین دروازههای منط قی مثل EXOR,OR,AND تشکیل شده
logic مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند
rack فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racked فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
racks فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracked فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
wracks فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
circuit مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And
circuits مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And
filter مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
filters مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
peripheral و تنها محدود به سرعت مدار الکترونیکی است
flip-flop قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopped قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopping قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flops قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
amplifier مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
amplifiers مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد
switching مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
communication مدار الکترونیکی که به کامپیوتر اجازه ارتباط با مودم میدهد
transistor وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
transistors وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند.
duplex مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
duplexes مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
plug مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plugging مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plugs مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
gate مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gates مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gates مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
coincidence circuit مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence element مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
combinational مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
composite circuit مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
de bounce مدار الکترونیکی که ازانتخاب بیش ازیک کلید که بیش از یک سیگنال ایجاد میکند جلوگیری میکند
modulator مدار الکترونیکی که سیگنال را طبق سیگنال اعمال شده تغییر میدهد
NAND function مدار الکترونیکی که دارای تابع NAND است
nonlinear مدار الکترونیکی که خروجی آن نسبت به ورودی خط ی تغییر نمیکند
NOR function = مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
NOT function مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
populated board یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد
SMT روش تولید تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح آن و نه روی سوراخهای آن نصب شده اند
surface mount technology روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
Other Matches
duplexes مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
solid-state وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
electronic office محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
ebam Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
cybernetics مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
electronic element بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
inferior planet سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
paperless شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
pinning یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
mask design اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
white پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whitest پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whiter پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
e mail علامت اختصاری پست الکترونیکی پست الکترونیکی
electrosensitive printer چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی
firing circuit مدار چاشنی مدار انفجار
powder train مدار خرج مدار باروت
one hook مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
electro optics وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
electronic الکترونیکی
electronic counter measure جنگهای الکترونیکی
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
electronic countermea sures اقدامات ضد الکترونیکی
electronic control فرمان الکترونیکی
adapter وسیله الکترونیکی
computers ماشین الکترونیکی
electronic printer چاپگر الکترونیکی
electronic publishing انتشارات الکترونیکی
electronic magazine مجله الکترونیکی
electronic interfrence تداخل الکترونیکی
electronic filling پر کردن الکترونیکی
electronic element عنصر الکترونیکی
electronic mail پست الکترونیکی
electronic navigation ناوبری الکترونیکی
electronic pen قلم الکترونیکی
computer ماشین الکترونیکی
electronic deception فریب الکترونیکی
electronic security تامین الکترونیکی
email [short for electronic mail] پست الکترونیکی
e-mail [short for electronic mail] پست الکترونیکی
electrical interception رهگیری الکترونیکی
electrical communications ارتباطات الکترونیکی
electronic calculator حسابگر الکترونیکی
graphics وسیله الکترونیکی
elctron tube لامپ الکترونیکی
snail mail و نه پست الکترونیکی
electronic components اجزاء الکترونیکی
electronic control تنظیم الکترونیکی
pos قط ه فروش الکترونیکی
electronic brain مغز الکترونیکی
electronic control کنترل الکترونیکی
electronic beam اشعه ی الکترونیکی
electronic computer کامپیوتر الکترونیکی
electronic music موسیقی الکترونیکی
bins بلوک سه بعدی الکترونیکی
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
bin بلوک سه بعدی الکترونیکی
integrate electronic component قطعه الکترونیکی مجتمع
electronic spreadsheet صفحه گسترده الکترونیکی
amusement arcade سالن بازیهای الکترونیکی
electronic transfer of data انتقال الکترونیکی اطلاعات
electronic الکترونیکی مربوط به الکترونیک
electronic voltmeter ولت سنج الکترونیکی
electrosensitive paper کاغذ حساس الکترونیکی
electronic warfare میدان جنگ الکترونیکی
edp manager مدیرداده پردازی الکترونیکی
eft انتقال الکترونیکی دارائی
electronic fund transfer ارسال الکترونیکی دارائی
electronic data processing پردازش الکترونیکی داده
electronic countermea sures پیش گیریهای ضد الکترونیکی
electronic camputer ماشین حساب الکترونیکی
electronic modulation مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی
eft انتقال الکترونیکی سرمایه
industrial electronic computer ماشین حساب الکترونیکی صنعتی
EXOR پیاده سازی الکترونیکی تابع EX OR
videos فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
videoing فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
microsoft برنامهای در ویندوز که پست الکترونیکی
videoed فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
video فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی
trunk exchange مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
OR function پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
electronic security رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
electronically programmable برنامه پذیر به صورت الکترونیکی
electronic data processing system سیستم پردازش الکترونیکی داده
responsor دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
motorola سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
replying پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
sense آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
sensed آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
senses آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
gates پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
NEQ پیاده سازی الکترونیکی تابع NER
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
electronic navigation هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی
gates پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gates پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
replies پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
exclusive پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
non equivalence function پیاده سازی الکترونیکی تابع NEQ
balloon reflector بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
electronically مراجعه به دستورات بااستفاده از روشهای الکترونیکی
facsimile transceiver واحدی برای انتقال و دریافت الکترونیکی
reply پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
EXNOR پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
an system سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
replied پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
newer وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
equipment bay محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
prom وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
edp پردازش داده بااستفاده از قط عات کامپیوتری و الکترونیکی
newest وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
electrically erasable read only memory حافظه الکترونیکی پاک شدنی فقط خواندنی
electroluminescent قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
calculator ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
shouting نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
shouted نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
proms وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM
prom حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود
new- وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
new وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد
shout نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
shouts نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ
Videotex تحویل اطلاعات خانگی الکترونیکی متن تصویری
electroluminescing که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
proms حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود
processor سیستم کامپیوتری یا الکترونیکی برای پردازش تصویر
charge وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند
technology قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
shoran نوعی وسیله ناوبری الکترونیکی برد کوتاه
technologies قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند
electronic پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر
calculators ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد
charges وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند
electronic داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی
pursuit navigation ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف
gate قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
components تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
electronic شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است
musical instrument digital interface واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند
technologies قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
mails پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه
mail پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه
office of the future ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد
component تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB
technology قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
serials قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
MAPI که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را نشان میدهد
mail application programming interface که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
serial قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
circuits ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
gates قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
hall effect یچ الکترونیکی در حالت جامد که با میدن مغناطیسی کار میکند
capacitor عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند
circuit ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
bayonetting سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
analyzer وسیله آزمایش الکترونیکی که الگوهای مختلف سیگنال را نمایش میدهد
multiplan یک صفحه گسترده الکترونیکی که شبکه بزرگی برای ورودی ها میدهد
bayonet سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
bayonetted سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
battery integration end radar display وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه
images وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.
attachment فایل نام دارای که همراه یک پیامیست الکترونیکی ارسال میشود
bayonets سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
X.00 استاندارد CCITT که روش ارسال پست الکترونیکی را بیان میکند
music در رهگیری هوایی به معنی پخش پارازیت دردستگاههای الکترونیکی است
cards ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند
communication وسیله الکترونیکی که ارسال داده و router مسیر را کنترل میکند
card ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند
image [وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.]
radio sheck یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
sysop فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
technology فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی .
mail که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی
and دروازه الکترونیکی که تابع "و" منط قی را روی سیگنالهای الکتریکی انجام میدهد
motorola تولید کننده قط عات الکترونیکی شامل پردازندههای کامپیوتری Apple Macintosh
board computer یک کامپیوتر که تمام مولفههای الکترونیکی ان روی یک برد قرار گرفته است
mails که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی
forward ارسال پیام پست الکترونیکی که از کاربر دیگری دریافت کرده اید
forwarded ارسال پیام پست الکترونیکی که از کاربر دیگری دریافت کرده اید
volatile حافظه داده پرداز الکترونیکی که با قطع توان الکتریکی پاک میشود
technologies فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی .
PROFS سیستم پست الکترونیکی ساخت IBM که روی کامپیوترهای mainframe اجرا میشود
store سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند
storing سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند
atm ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
smog میدان مغناطیسی گسترده و الکتریسته ایستا که با قط عات الکترونیکی ایجاد شده است
soft fails فهور ناگهانی نویزها درمدارهای ریز الکترونیکی ازطریق ذرات اشعه کیهانی
spoofer در رهگیری هوایی یعنی دشمن از وسایل فریب الکترونیکی یا تاکتیکی استفاده میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com