| Total search result: 250 (14 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| strobe |
ا ز یک مدار الکترونیکی |
|
|
|
|
| Search result with all words |
|
| enable |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
| enabled |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
| enables |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
| enabling |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
| logic |
مدار الکترونیکی که از چندین دروازههای منط قی مثل EXOR,OR,AND تشکیل شده |
| logic |
مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند |
rack |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
| racked |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
| racks |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
| wracked |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
| wracks |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
| circuit |
مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And |
| circuits |
مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And |
| filter |
مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند |
| filters |
مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند |
| peripheral |
و تنها محدود به سرعت مدار الکترونیکی است |
| flip-flop |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
| flip-flopped |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
| flip-flopping |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
| flip-flops |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
| amplifier |
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد |
| amplifiers |
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد |
| switching |
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند |
communication |
مدار الکترونیکی که به کامپیوتر اجازه ارتباط با مودم میدهد |
| transistor |
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند. |
| transistors |
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند. |
| duplex |
مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان |
| duplexes |
مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان |
plug |
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد |
| plugging |
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد |
| plugs |
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد |
| gate |
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد |
| gate |
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد |
| gates |
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد |
| gates |
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد |
| coincidence circuit |
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند |
| coincidence element |
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند |
| combinational |
مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است |
| composite circuit |
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است |
| de bounce |
مدار الکترونیکی که ازانتخاب بیش ازیک کلید که بیش از یک سیگنال ایجاد میکند جلوگیری میکند |
| modulator |
مدار الکترونیکی که سیگنال را طبق سیگنال اعمال شده تغییر میدهد |
| NAND function |
مدار الکترونیکی که دارای تابع NAND است |
| nonlinear |
مدار الکترونیکی که خروجی آن نسبت به ورودی خط ی تغییر نمیکند |
| NOR function = |
مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد |
| NOT function |
مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد |
| populated board |
یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد |
| SMT |
روش تولید تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح آن و نه روی سوراخهای آن نصب شده اند |
| surface mount technology |
روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند |
| unclocked |
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت |
| Other Matches |
|
| duplexes |
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام |
| duplex |
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام |
| solid-state |
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند |
| electronic office |
محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی |
| ebam |
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory |
| cybernetics |
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان |
| electronic element |
بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی |
| pads |
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت |
| pad |
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت |
| inferior planet |
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد |
| paperless |
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند |
| pinning |
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد |
| pinned |
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد |
| pin |
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد |
| electronic |
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند |
| mask design |
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد |
| white |
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند |
| whitest |
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند |
| whiter |
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند |
| e mail |
علامت اختصاری پست الکترونیکی پست الکترونیکی |
| electrosensitive printer |
چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی |
| firing circuit |
مدار چاشنی مدار انفجار |
| powder train |
مدار خرج مدار باروت |
| one hook |
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله |
| electro optics |
وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی |
| interface |
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط |
| interfaces |
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط |
| gradient circuit |
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین |
| electronic |
الکترونیکی |
| electronic counter measure |
جنگهای الکترونیکی |
| electronic counter counter measures |
اقدامات ضد ضد الکترونیکی |
| electronic countermea sures |
اقدامات ضد الکترونیکی |
| electronic control |
فرمان الکترونیکی |
| adapter |
وسیله الکترونیکی |
| computers |
ماشین الکترونیکی |
| electronic printer |
چاپگر الکترونیکی |
| electronic publishing |
انتشارات الکترونیکی |
| electronic magazine |
مجله الکترونیکی |
| electronic interfrence |
تداخل الکترونیکی |
| electronic filling |
پر کردن الکترونیکی |
| electronic element |
عنصر الکترونیکی |
| electronic mail |
پست الکترونیکی |
| electronic navigation |
ناوبری الکترونیکی |
| electronic pen |
قلم الکترونیکی |
| computer |
ماشین الکترونیکی |
| electronic deception |
فریب الکترونیکی |
| electronic security |
تامین الکترونیکی |
| email [short for electronic mail] |
پست الکترونیکی |
| e-mail [short for electronic mail] |
پست الکترونیکی |
| electrical interception |
رهگیری الکترونیکی |
| electrical communications |
ارتباطات الکترونیکی |
| electronic calculator |
حسابگر الکترونیکی |
| graphics |
وسیله الکترونیکی |
| elctron tube |
لامپ الکترونیکی |
| snail mail |
و نه پست الکترونیکی |
| electronic components |
اجزاء الکترونیکی |
| electronic control |
تنظیم الکترونیکی |
| pos |
قط ه فروش الکترونیکی |
| electronic brain |
مغز الکترونیکی |
| electronic control |
کنترل الکترونیکی |
| electronic beam |
اشعه ی الکترونیکی |
| electronic computer |
کامپیوتر الکترونیکی |
| electronic music |
موسیقی الکترونیکی |
| bins |
بلوک سه بعدی الکترونیکی |
| electronic power supply |
منبع تغذیه الکترونیکی |
| bin |
بلوک سه بعدی الکترونیکی |
| integrate electronic component |
قطعه الکترونیکی مجتمع |
| electronic spreadsheet |
صفحه گسترده الکترونیکی |
| amusement arcade |
سالن بازیهای الکترونیکی |
| electronic transfer of data |
انتقال الکترونیکی اطلاعات |
| electronic |
الکترونیکی مربوط به الکترونیک |
| electronic voltmeter |
ولت سنج الکترونیکی |
| electrosensitive paper |
کاغذ حساس الکترونیکی |
| electronic warfare |
میدان جنگ الکترونیکی |
| edp manager |
مدیرداده پردازی الکترونیکی |
| eft |
انتقال الکترونیکی دارائی |
| electronic fund transfer |
ارسال الکترونیکی دارائی |
| electronic data processing |
پردازش الکترونیکی داده |
| electronic countermea sures |
پیش گیریهای ضد الکترونیکی |
| electronic camputer |
ماشین حساب الکترونیکی |
| electronic modulation |
مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی |
| eft |
انتقال الکترونیکی سرمایه |
| industrial electronic computer |
ماشین حساب الکترونیکی صنعتی |
| EXOR |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EX OR |
| videos |
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی |
| videoing |
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی |
| microsoft |
برنامهای در ویندوز که پست الکترونیکی |
| videoed |
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی |
| video |
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی |
| trunk exchange |
مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی |
| OR function |
پیاده سازی الکترونیکی تابع OR |
| electronic security |
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی |
| electronically programmable |
برنامه پذیر به صورت الکترونیکی |
| electronic data processing system |
سیستم پردازش الکترونیکی داده |
| responsor |
دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی |
| gate |
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND |
| motorola |
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها |
| replying |
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی |
| sense |
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی |
| gate |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR |
| sensed |
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی |
| senses |
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی |
| gates |
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND |
| NEQ |
پیاده سازی الکترونیکی تابع NER |
| gate |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR |
| electronic navigation |
هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی |
| gates |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR |
| gates |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR |
| replies |
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی |
| exclusive |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR |
| non equivalence function |
پیاده سازی الکترونیکی تابع NEQ |
| balloon reflector |
بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن |
| electronically |
مراجعه به دستورات بااستفاده از روشهای الکترونیکی |
| facsimile transceiver |
واحدی برای انتقال و دریافت الکترونیکی |
| reply |
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی |
| EXNOR |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR |
| an system |
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی |
| replied |
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی |
| newer |
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد |
| equipment bay |
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود |
| prom |
وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM |
| edp |
پردازش داده بااستفاده از قط عات کامپیوتری و الکترونیکی |
| newest |
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد |
| electrically erasable read only memory |
حافظه الکترونیکی پاک شدنی فقط خواندنی |
| electroluminescent |
قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی |
| calculator |
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد |
| shouting |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
| shouted |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
| proms |
وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM |
| prom |
حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود |
| new- |
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد |
| new |
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد |
| shout |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
| shouts |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
| Videotex |
تحویل اطلاعات خانگی الکترونیکی متن تصویری |
| electroluminescing |
که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد |
| proms |
حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود |
| processor |
سیستم کامپیوتری یا الکترونیکی برای پردازش تصویر |
| charge |
وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند |
| technology |
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند |
| shoran |
نوعی وسیله ناوبری الکترونیکی برد کوتاه |
| technologies |
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند |
| electronic |
پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر |
| calculators |
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد |
| charges |
وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند |
| electronic |
داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی |
| pursuit navigation |
ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف |
| gate |
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند |
| components |
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB |
| electronic |
شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است |
| musical instrument digital interface |
واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند |
| technologies |
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت |
| mails |
پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه |
| mail |
پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه |
| office of the future |
ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد |
| component |
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB |
| technology |
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت |
| serials |
قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند |
| MAPI |
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را نشان میدهد |
| mail application programming interface |
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند |
| serial |
قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند |
| circuits |
ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند |
| gates |
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند |
| hall effect |
یچ الکترونیکی در حالت جامد که با میدن مغناطیسی کار میکند |
| capacitor |
عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند |
| circuit |
ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند |
| bayonetting |
سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد |
| analyzer |
وسیله آزمایش الکترونیکی که الگوهای مختلف سیگنال را نمایش میدهد |
| multiplan |
یک صفحه گسترده الکترونیکی که شبکه بزرگی برای ورودی ها میدهد |
| bayonet |
سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد |
| bayonetted |
سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد |
| battery integration end radar display |
وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه |
images |
وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها. |
| attachment |
فایل نام دارای که همراه یک پیامیست الکترونیکی ارسال میشود |
| bayonets |
سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد |
| X.00 |
استاندارد CCITT که روش ارسال پست الکترونیکی را بیان میکند |
| music |
در رهگیری هوایی به معنی پخش پارازیت دردستگاههای الکترونیکی است |
| cards |
ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند |
communication |
وسیله الکترونیکی که ارسال داده و router مسیر را کنترل میکند |
| card |
ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند |
image |
[وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.] |
| radio sheck |
یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر |
| sysop |
فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ |
| technology |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
| mail |
که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی |
| and |
دروازه الکترونیکی که تابع "و" منط قی را روی سیگنالهای الکتریکی انجام میدهد |
| motorola |
تولید کننده قط عات الکترونیکی شامل پردازندههای کامپیوتری Apple Macintosh |
| board computer |
یک کامپیوتر که تمام مولفههای الکترونیکی ان روی یک برد قرار گرفته است |
| mails |
که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی |
| forward |
ارسال پیام پست الکترونیکی که از کاربر دیگری دریافت کرده اید |
| forwarded |
ارسال پیام پست الکترونیکی که از کاربر دیگری دریافت کرده اید |
| volatile |
حافظه داده پرداز الکترونیکی که با قطع توان الکتریکی پاک میشود |
| technologies |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
| PROFS |
سیستم پست الکترونیکی ساخت IBM که روی کامپیوترهای mainframe اجرا میشود |
| store |
سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند |
| storing |
سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند |
| atm |
ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند |
| smog |
میدان مغناطیسی گسترده و الکتریسته ایستا که با قط عات الکترونیکی ایجاد شده است |
| soft fails |
فهور ناگهانی نویزها درمدارهای ریز الکترونیکی ازطریق ذرات اشعه کیهانی |
| spoofer |
در رهگیری هوایی یعنی دشمن از وسایل فریب الکترونیکی یا تاکتیکی استفاده میکند |