Total search result: 250 (13 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
strobe |
ا ز یک مدار الکترونیکی |
|
|
Search result with all words |
|
enable |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
enabled |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
enables |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
enabling |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
logic |
مدار الکترونیکی که از چندین دروازههای منط قی مثل EXOR,OR,AND تشکیل شده |
logic |
مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند |
rack |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
racked |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
racks |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
wracked |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
wracks |
فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو |
circuit |
مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And |
circuits |
مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And |
filter |
مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند |
filters |
مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند |
peripheral |
و تنها محدود به سرعت مدار الکترونیکی است |
flip-flop |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
flip-flopped |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
flip-flopping |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
flip-flops |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
amplifier |
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد |
amplifiers |
مدار الکترونیکی که قدرت یک سیگنال را افزایش میدهد |
switching |
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند |
communication |
مدار الکترونیکی که به کامپیوتر اجازه ارتباط با مودم میدهد |
transistor |
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند. |
transistors |
وسیله الکترونیکی نیمه هادی که جریان را در یک مدار کنترل میکند. |
duplex |
مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان |
duplexes |
مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان |
plug |
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد |
plugging |
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد |
plugs |
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد |
gate |
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد |
gate |
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد |
gates |
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد |
gates |
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد |
coincidence circuit |
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند |
coincidence element |
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند |
combinational |
مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است |
composite circuit |
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است |
de bounce |
مدار الکترونیکی که ازانتخاب بیش ازیک کلید که بیش از یک سیگنال ایجاد میکند جلوگیری میکند |
modulator |
مدار الکترونیکی که سیگنال را طبق سیگنال اعمال شده تغییر میدهد |
NAND function |
مدار الکترونیکی که دارای تابع NAND است |
nonlinear |
مدار الکترونیکی که خروجی آن نسبت به ورودی خط ی تغییر نمیکند |
NOR function = |
مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد |
NOT function |
مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد |
populated board |
یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد |
SMT |
روش تولید تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح آن و نه روی سوراخهای آن نصب شده اند |
surface mount technology |
روش ساخت تختههای مدار که قط عات الکترونیکی مستقیماگ روی سطح تخته قرار دارند به جای اینکه در سوراخها قرار بگیرد و در آن محل جا شوند |
unclocked |
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت |
Other Matches |
|
duplexes |
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام |
duplex |
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام |
solid-state |
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند |
electronic office |
محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی |
ebam |
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory |
cybernetics |
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان |
electronic element |
بخش الکترونیکی قسمت الکترونیکی |
pads |
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت |
pad |
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت |
inferior planet |
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد |
paperless |
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند |
pinning |
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد |
pinned |
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد |
pin |
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد |
electronic |
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند |
mask design |
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد |
white |
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند |
whitest |
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند |
whiter |
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند |
e mail |
علامت اختصاری پست الکترونیکی پست الکترونیکی |
electrosensitive printer |
چاپگر حساس الکترونیکی چاپگر با حساسیت الکترونیکی |
firing circuit |
مدار چاشنی مدار انفجار |
powder train |
مدار خرج مدار باروت |
one hook |
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله |
electro optics |
وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی |
interface |
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط |
interfaces |
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط |
gradient circuit |
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین |
electronic |
الکترونیکی |
electronic counter measure |
جنگهای الکترونیکی |
electronic counter counter measures |
اقدامات ضد ضد الکترونیکی |
electronic countermea sures |
اقدامات ضد الکترونیکی |
electronic control |
فرمان الکترونیکی |
adapter |
وسیله الکترونیکی |
computers |
ماشین الکترونیکی |
electronic printer |
چاپگر الکترونیکی |
electronic publishing |
انتشارات الکترونیکی |
electronic magazine |
مجله الکترونیکی |
electronic interfrence |
تداخل الکترونیکی |
electronic filling |
پر کردن الکترونیکی |
electronic element |
عنصر الکترونیکی |
electronic mail |
پست الکترونیکی |
electronic navigation |
ناوبری الکترونیکی |
electronic pen |
قلم الکترونیکی |
computer |
ماشین الکترونیکی |
electronic deception |
فریب الکترونیکی |
electronic security |
تامین الکترونیکی |
email [short for electronic mail] |
پست الکترونیکی |
e-mail [short for electronic mail] |
پست الکترونیکی |
electrical interception |
رهگیری الکترونیکی |
electrical communications |
ارتباطات الکترونیکی |
electronic calculator |
حسابگر الکترونیکی |
graphics |
وسیله الکترونیکی |
elctron tube |
لامپ الکترونیکی |
snail mail |
و نه پست الکترونیکی |
electronic components |
اجزاء الکترونیکی |
electronic control |
تنظیم الکترونیکی |
pos |
قط ه فروش الکترونیکی |
electronic brain |
مغز الکترونیکی |
electronic control |
کنترل الکترونیکی |
electronic beam |
اشعه ی الکترونیکی |
electronic computer |
کامپیوتر الکترونیکی |
electronic music |
موسیقی الکترونیکی |
bins |
بلوک سه بعدی الکترونیکی |
electronic power supply |
منبع تغذیه الکترونیکی |
bin |
بلوک سه بعدی الکترونیکی |
integrate electronic component |
قطعه الکترونیکی مجتمع |
electronic spreadsheet |
صفحه گسترده الکترونیکی |
amusement arcade |
سالن بازیهای الکترونیکی |
electronic transfer of data |
انتقال الکترونیکی اطلاعات |
electronic |
الکترونیکی مربوط به الکترونیک |
electronic voltmeter |
ولت سنج الکترونیکی |
electrosensitive paper |
کاغذ حساس الکترونیکی |
electronic warfare |
میدان جنگ الکترونیکی |
edp manager |
مدیرداده پردازی الکترونیکی |
eft |
انتقال الکترونیکی دارائی |
electronic fund transfer |
ارسال الکترونیکی دارائی |
electronic data processing |
پردازش الکترونیکی داده |
electronic countermea sures |
پیش گیریهای ضد الکترونیکی |
electronic camputer |
ماشین حساب الکترونیکی |
electronic modulation |
مدولاسیون اطلاعات الکترونیکی |
eft |
انتقال الکترونیکی سرمایه |
industrial electronic computer |
ماشین حساب الکترونیکی صنعتی |
EXOR |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EX OR |
videos |
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی |
videoing |
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی |
microsoft |
برنامهای در ویندوز که پست الکترونیکی |
videoed |
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی |
video |
فرافرستی الکترونیکی اطلاعات مرئی |
trunk exchange |
مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی |
OR function |
پیاده سازی الکترونیکی تابع OR |
electronic security |
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی |
electronically programmable |
برنامه پذیر به صورت الکترونیکی |
electronic data processing system |
سیستم پردازش الکترونیکی داده |
responsor |
دستگاه گیرنده و جواب دهنده الکترونیکی |
gate |
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND |
motorola |
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها |
replying |
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی |
sense |
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی |
gate |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR |
sensed |
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی |
senses |
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی |
gates |
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND |
NEQ |
پیاده سازی الکترونیکی تابع NER |
gate |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR |
electronic navigation |
هدایت هواپیما یا کشتی بادستگاههای الکترونیکی |
gates |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR |
gates |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR |
replies |
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی |
exclusive |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR |
non equivalence function |
پیاده سازی الکترونیکی تابع NEQ |
balloon reflector |
بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن |
electronically |
مراجعه به دستورات بااستفاده از روشهای الکترونیکی |
facsimile transceiver |
واحدی برای انتقال و دریافت الکترونیکی |
reply |
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی |
EXNOR |
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR |
an system |
سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی |
replied |
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی |
newer |
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد |
equipment bay |
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود |
prom |
وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM |
edp |
پردازش داده بااستفاده از قط عات کامپیوتری و الکترونیکی |
newest |
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد |
electrically erasable read only memory |
حافظه الکترونیکی پاک شدنی فقط خواندنی |
electroluminescent |
قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی |
calculator |
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد |
shouting |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
shouted |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
proms |
وسیله الکترونیکی برای برنامه نویسی PROM |
prom |
حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود |
new- |
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد |
new |
وسیله الکترونیکی که اخیرا اختراع شده باشد |
shout |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
shouts |
نوشتن پیام یا بیت الکترونیکی با حروف بزرگ |
Videotex |
تحویل اطلاعات خانگی الکترونیکی متن تصویری |
electroluminescing |
که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد |
proms |
حاقظه الکترونیکی که داده روی آن ذخیره میشود |
processor |
سیستم کامپیوتری یا الکترونیکی برای پردازش تصویر |
charge |
وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند |
technology |
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند |
shoran |
نوعی وسیله ناوبری الکترونیکی برد کوتاه |
technologies |
قط عات الکترونیکی که تازه ساخته شده اند |
electronic |
پردازش داده با استفاده از وسایل الکترونیکی و کامپیوتر |
calculators |
ماشین الکترونیکی که پاسخ مشکلات عددی را میدهد |
charges |
وسیله الکترونیکی که با بار الکتریکی کار میکند |
electronic |
داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی |
pursuit navigation |
ناوبری و هدایت موشک باامواج الکترونیکی تا هدف |
gate |
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند |
components |
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB |
electronic |
شخصی که متخصص کار روی وسایل الکترونیکی است |
musical instrument digital interface |
واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند |
technologies |
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت |
mails |
پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه |
mail |
پیام های الکترونیکی از و به کاربران صفحه آگهی یا شبکه |
office of the future |
ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد |
component |
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB |
technology |
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت |
serials |
قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند |
MAPI |
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را نشان میدهد |
mail application programming interface |
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند |
serial |
قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند |
circuits |
ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند |
gates |
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند |
hall effect |
یچ الکترونیکی در حالت جامد که با میدن مغناطیسی کار میکند |
capacitor |
عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند |
circuit |
ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند |
bayonetting |
سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد |
analyzer |
وسیله آزمایش الکترونیکی که الگوهای مختلف سیگنال را نمایش میدهد |
multiplan |
یک صفحه گسترده الکترونیکی که شبکه بزرگی برای ورودی ها میدهد |
bayonet |
سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد |
bayonetted |
سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد |
battery integration end radar display |
وسایل توزیع اتش الکترونیکی پدافند هوایی و رادارهای مربوطه |
images |
وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها. |
attachment |
فایل نام دارای که همراه یک پیامیست الکترونیکی ارسال میشود |
bayonets |
سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد |
X.00 |
استاندارد CCITT که روش ارسال پست الکترونیکی را بیان میکند |
music |
در رهگیری هوایی به معنی پخش پارازیت دردستگاههای الکترونیکی است |
cards |
ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند |
communication |
وسیله الکترونیکی که ارسال داده و router مسیر را کنترل میکند |
card |
ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند |
image |
[وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.] |
radio sheck |
یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر |
sysop |
فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ |
technology |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
mail |
که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی |
and |
دروازه الکترونیکی که تابع "و" منط قی را روی سیگنالهای الکتریکی انجام میدهد |
motorola |
تولید کننده قط عات الکترونیکی شامل پردازندههای کامپیوتری Apple Macintosh |
board computer |
یک کامپیوتر که تمام مولفههای الکترونیکی ان روی یک برد قرار گرفته است |
mails |
که به سیستم پست الکترونیکی دستیابی دارد بدون ترک برنامه کاربردی |
forward |
ارسال پیام پست الکترونیکی که از کاربر دیگری دریافت کرده اید |
forwarded |
ارسال پیام پست الکترونیکی که از کاربر دیگری دریافت کرده اید |
volatile |
حافظه داده پرداز الکترونیکی که با قطع توان الکتریکی پاک میشود |
technologies |
فناوری درخواست , ذخیره سازی , پردازش و توزیع اطلاعات به صورت الکترونیکی . |
PROFS |
سیستم پست الکترونیکی ساخت IBM که روی کامپیوترهای mainframe اجرا میشود |
store |
سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند |
storing |
سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند |
atm |
ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند |
smog |
میدان مغناطیسی گسترده و الکتریسته ایستا که با قط عات الکترونیکی ایجاد شده است |
soft fails |
فهور ناگهانی نویزها درمدارهای ریز الکترونیکی ازطریق ذرات اشعه کیهانی |
spoofer |
در رهگیری هوایی یعنی دشمن از وسایل فریب الکترونیکی یا تاکتیکی استفاده میکند |