English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
English Persian
bus بااتوبوس رفتن گذرگاه
bused بااتوبوس رفتن گذرگاه
buses بااتوبوس رفتن گذرگاه
busing بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussed بااتوبوس رفتن گذرگاه
busses بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussing بااتوبوس رفتن گذرگاه
Other Matches
underpass گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
overpass گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpasses گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
underpasses گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
bus گذرگاه
bussing گذرگاه
allure گذرگاه
bused گذرگاه
alure گذرگاه
alura گذرگاه
ailure گذرگاه
bypass گذرگاه
roads گذرگاه
passageways گذرگاه
run way گذرگاه
trajectory گذرگاه
buses گذرگاه
busing گذرگاه
ferried گذرگاه
ferries گذرگاه
ferrying گذرگاه
gang way گذرگاه
passed گذرگاه
road گذرگاه
passageway گذرگاه
pass گذرگاه
paths گذرگاه
path گذرگاه
gateways گذرگاه
gateway گذرگاه
busses گذرگاه
bussed گذرگاه
ferry گذرگاه
passes گذرگاه
passages گذرگاه
bypassed گذرگاه
bypassing گذرگاه
crossing گذرگاه
pathways گذرگاه
bypasses گذرگاه
defile گذرگاه
defiling گذرگاه
defiles گذرگاه
pathway گذرگاه
passage گذرگاه
causeway گذرگاه
causeways گذرگاه
trajectories گذرگاه
defiled گذرگاه
passage way گذرگاه
cattle crossing گذرگاه چارپایان
partial two level forked junction گذرگاه زیر و رو
by pass گذرگاه فرعی
data bus گذرگاه داده
control bus گذرگاه کنترل
cart crossing گذرگاه ارابه
bus system سیستم گذرگاه
shaft tunnel گذرگاه شفت
pedestrian crossings گذرگاه پیاده
pedestrian crossing گذرگاه پیادگان
storm lane گذرگاه طوفان
system bus گذرگاه سیستم
channel گذرگاه ابی
channeled گذرگاه ابی
channelled گذرگاه ابی
channels گذرگاه ابی
fishway گذرگاه ماهی
channeling گذرگاه ابی
nerve path گذرگاه عصبی
exhaust passage گذرگاه خروجی
bidirectional bus گذرگاه دوسویه
gangway راهرو گذرگاه
arcade گذرگاه طاقدار
archway گذرگاه طاقدار
association pathway گذرگاه ارتباطی
beach exit گذرگاه ساحلی
traject عبور گذرگاه
narrows گذرگاه تنگ
motor path گذرگاه حرکتی
level crossings گذرگاه همکف
level crossing گذرگاه همکف
internal bus گذرگاه داخلی
bidirectional bus گذرگاه دوطرفه
gangways راهرو گذرگاه
pedestrian crossing گذرگاه پیاده
shaft tunnel گذرگاه محور
bus driver محرک گذرگاه
archways گذرگاه طاقدار
aisle گذرگاه طولی
pedestrian crossings گذرگاه پیادگان
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
external auditory meatus گذرگاه برونی گوش
input output bus گذرگاه ورودی- خروجی
mid channel buoy بویه میان گذرگاه
partial two level forked junction گذرگاه زیر و زبر
way راه عبور گذرگاه
gorge گذرگاه تنگ بین دو کوه
bypass کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
passes گذرگاه کارت عبور گذراندن
passed گذرگاه کارت عبور گذراندن
gorges گذرگاه تنگ بین دو کوه
diasy chain انتشار سیگنالها در طول یک گذرگاه
middle ground buoy بویه زمین میان گذرگاه
bypassing کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorging گذرگاه تنگ بین دو کوه
bypasses کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorged گذرگاه تنگ بین دو کوه
pass گذرگاه کارت عبور گذراندن
address bus گذر آدرس گذرگاه نشانی
bypassed کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
dromos [راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
absorption [گذرگاه بین جرز و سطح دیوار]
tubal وابسته به لوله رحمی یا گذرگاه تخم
ppd Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
daisy chain interrupt یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
receding پس رفتن
recedes پس رفتن
receded پس رفتن
recede پس رفتن
snitched کش رفتن
goes رفتن
snitching کش رفتن
to peter out پس رفتن
snitches کش رفتن
make off در رفتن
filch کش رفتن
shrinks اب رفتن
shrinking اب رفتن
shrink اب رفتن
nim کش رفتن
retrograde پس رفتن
retires پس رفتن
bleneh پس رفتن
retire پس رفتن
mog رفتن
betake رفتن
jauk ور رفتن
go رفتن
go over به ان سو رفتن
filched کش رفتن
go off در رفتن
filches کش رفتن
filching کش رفتن
glom on to کش رفتن
sink ته رفتن
fall into a rage از جا در رفتن
crawl رفتن
fribble ور رفتن
crawled رفتن
crawls رفتن
going رفتن
hang around ور رفتن
swiping کش رفتن
swiped کش رفتن
snitch کش رفتن
pilfers کش رفتن
pilfering کش رفتن
pilfered کش رفتن
pilfer کش رفتن
swipe کش رفتن
gang رفتن
gangs رفتن
break loose در رفتن
to break loose در رفتن
retracted تو رفتن
to go to mess رفتن
hedges در رفتن
hedged در رفتن
hedge در رفتن
to whisk away or off رفتن
to boil over سر رفتن
admit رفتن
admits رفتن
admitting رفتن
niggles ور رفتن
to go to the bottom ته رفتن
snook کش رفتن
retracting تو رفتن
retracts تو رفتن
to take to ones heels در رفتن
to hang back پس رفتن
snipping کش رفتن
snipped کش رفتن
snip کش رفتن
departures رفتن
departure رفتن
to d.deep in to فر رفتن در
to do a guy در رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com