English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
hammer and tongs باخشونت وشدت عمل بسیار
Other Matches
blustered باسختی وشدت وسروصداوزیدن
bluster باسختی وشدت وسروصداوزیدن
blustering باسختی وشدت وسروصداوزیدن
blusters باسختی وشدت وسروصداوزیدن
epitasis دوره بحرانی وشدت مرض
roughish باخشونت
vengeful باخشونت
slays باخشونت کشتن
slaying باخشونت کشتن
slay باخشونت کشتن
manhandling باخشونت اداره کردن
manhandles باخشونت اداره کردن
snap باخشونت حکمی رادادن
belches باخشونت ادا کردن
snapped باخشونت حکمی رادادن
snapping باخشونت حکمی رادادن
snaps باخشونت حکمی رادادن
belch باخشونت ادا کردن
belched باخشونت ادا کردن
manhandle باخشونت اداره کردن
manhandled باخشونت اداره کردن
belching باخشونت ادا کردن
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
satyagraha اصطلاح ابداعی گاندی پیشوای نهضت ملی هند برای به کار بردن قدرت روحی به جای خشونت وشدت عمل برای وصول به اهداف سیاسی و اجتماعی
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
abundant بسیار
clinking بسیار
lousy <adj.> بسیار بد
sorely بسیار
far بسیار
awful <adj.> بسیار بد
numerous بسیار
lashongs بسیار
plenty بسیار
longeval بسیار زی
many بسیار
unco بسیار
galore بسیار
rotten <adj.> بسیار بد
so mush بسیار
multiped بسیار پا
seldom بسیار کم
very بسیار
awfully بسیار
parlous بسیار
immortally بسیار
powerfully بسیار
mickle بسیار
far and away بسیار
sadly بسیار بد
an abundance of بسیار
lot بسیار
no end of بسیار
precious بسیار
by far بسیار
sopping بسیار
multiplicity بسیار
beastby بسیار
not a lettle بسیار
muckle بسیار
desperate بسیار بد
very little بسیار کم
multifarious بسیار
ever so بسیار
detestable بسیار بد
much بسیار
thousand and one بسیار
oftentimes بسیار
mickle or muckle بسیار
all- بسیار
all بسیار
overly بسیار
out and a way بسیار
terrible <adj.> بسیار بد
multangular بسیار گوشه
much was said بسیار چیزهاگفته شد
meticulosity دقت بسیار
much pleased بسیار خوشتود
many books کتابهای بسیار
much rain باران بسیار
many persons مردمان بسیار
delightsome بسیار دلپسند
deep read بسیار خوانده
dateless بسیار قدیم
d. stupid بسیار کودن
corking بسیار عالی
bulimy حرص بسیار
at railway speed بسیار تند
at full lick بسیار تند
at a premium بسیار مطلوب
at a great rat بسیار تند
ambrosial بسیار مطبوع
amazedly باشگفت بسیار
addition resin بسیار افزایشی
deluxe بسیار زیبا
diaphoresis خوی بسیار
polyphonous بسیار صدا
infernality زشتی بسیار
inappreciable نامحسوس بسیار کم
hunky dory بسیار خوب
high strung بسیار حساس
heavy poll ارا بسیار
heart break اندوه بسیار
hairline rule خط بسیار نازک
e. use ful بسیار سودمند
gelid بسیار سرد
dozens of girls ذختران بسیار
dirt cheap بسیار ارزان
addition polymer بسیار افزایشی
death traps بسیار خطرناک
high-pitched بسیار شیبدار
low-rise نه بسیار بلند
multi-millionaire بسیار پولدار
multi-millionaire بسیار ثروتمند
multi-millionaires بسیار پولدار
multi-millionaires بسیار ثروتمند
overly بسیار گرانه
death trap بسیار خطرناک
all-powerful بسیار نیرومند
superfine بسیار فریف
superheat بسیار گرم
supersubtlety زرنگی بسیار
thank you very much بسیار ممنونم
the d. is in him بسیار شروراست
ultramodern بسیار تازه
v.l.f. بسامد بسیار کم
ad nauseam بسیار زننده
squeaky clean بسیار تمیز
wedded بسیار علاقمند
well-to-do <idiom> بسیار ثروتمند
be unable to say boo to a goose بسیار ترسو
overpriced <adj.> بسیار گران
too expensive <adj.> بسیار گران
cloying بسیار احساساتی
clued-up بسیار مطلع
daylights بسیار ترسناک
elongated بسیار بلندولاغر
all right <idiom> بسیار خوب
supereminent بسیار بلند
sizzler بسیار گرم
overripe بسیار رسیده
peracute بسیار حاد
peracute بسیار سخت
perfervid بسیار باحرارت
pianissimo بسیار اهسته
pleophagous بسیار خوار
point device بسیار درست
pointdovice بسیار درست
overrefinement تصفیه بسیار
oliguresis پیشاب بسیار کم
multiform بسیار شکل
multisonant بسیار صدا
multisonous بسیار صدا
multitudinously با گروه بسیار
multivincular بسیار پیوند
multocular بسیار چشم
of great importance بسیار مهم
ogygian بسیار کهنه
polychromatic بسیار رنگ
polychromic بسیار رنگ
polystome جانور بسیار
precipitance تعجیل بسیار
precipitancy تعجیل بسیار
precisionist بسیار دقیق
prepotency نفوذ بسیار
prepotent بسیار توانا
primordiality قدمت بسیار
punctuality دقت بسیار
polystomatous جانور بسیار
polysemous بسیار معنی
polygonal بسیار گوشه
polygonal بسیار پهلو
polygram شکل بسیار خط
polyhistor بسیار دانی
polyhistor دانش بسیار
polyphagous بسیار غذا
polyphonic بسیار صدا
polysemia بسیار معنایی
multidentate بسیار دندان
ravenous بسیار گرسنه
excessive بسیار یا بزرگ
nymph زن بسیار زیبا
regiment گروه بسیار
primal بسیار قدیمی
colossal بسیار بزرگ
prime بسیار مهم
lots بسیار فراوان
nymphs زن بسیار زیبا
manifold بسیار زیاد
heartbreak اندوه بسیار
priceless بسیار گران
fined بسیار اماده
very good بسیار خوب
goody-goody بسیار خوب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com