English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (8 milliseconds)
English Persian
guzzler باده خور
malt worm باده خور
Search result with all words
pom یکجور باده سرخ رنگ که اصل ان فرانسه است
poms یکجور باده سرخ رنگ که اصل ان فرانسه است
magnum بطری که دو باده در ان جای گیرد
magnums بطری که دو باده در ان جای گیرد
pledge باده نوشی بسلامتی کسی
pledge بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledged باده نوشی بسلامتی کسی
pledged بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledges باده نوشی بسلامتی کسی
pledges بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledging باده نوشی بسلامتی کسی
pledging بسلامتی کسی باده نوشیدن
wine باده
wines باده
bender باده پرستی
benders باده پرستی
toast باده نوشی بسلامتی کسی
toasted باده نوشی بسلامتی کسی
toasting باده نوشی بسلامتی کسی
toasts باده نوشی بسلامتی کسی
chalice جام باده
chalices جام باده
bacchanalian وابسته به جشن باده گساری و شادمانی
canned مست باده
libertine باده گساروعیاش
libertines باده گساروعیاش
bacchanal الههء باده وباده پرستی
bacchanalia جشن باده گساری
bacchant باده پرست
bacchantic وابسته به باده گساری
bacchus رب النوع شراب و باده
bacchvs رب النوع باده
barkeep باده فروش صاحب میکده
barkeeper باده فروش صاحب میکده
bibulous باده دوست باده نوش
cellaret گنجهای که شیشههای باده دران میگذارند
greybeard کوزه سنگی برای باده
guzzler باده خوار
ithyphallic وابسته بصورت ذکر که درجشنهای BACCHUSدارگونه باده دست گرفته می بردند
lachryma christi باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
maenad زن باده گسار
menad زن باده گسار
muscadine باده انگور مشک
oenologist باده شناس
oenology باده شناسی
oenomeeter باده سنج
oenomel باده انگبینی
puncheon بشکه یاخمره باده
quaffer باده گسار
rummer جام باده
sangaree باده قرمز ادویه زده
sherry cobbler باده سفیداشپانی بالیمووقندوغیره
stum شیره انگور باده تازه
supernaculum باده خوشگوارکه سزاوار تاته نوشیدن است
the juice of the grape باده
to drink wine باده نوشیدن
toper باده گسار
vinosity باده گساری
vinous ماننده باده
vinous flavour مزه باده
wine bibber باده نوش میگسار
wine cooper کسیکه کارش جادادن یافروختن باده است
wine does not a with me شراب بمن نمیسازد باده بمن سازگار نیست
wine seller میفروش باده فروش شراب فروش خمار
wineshop باده فروشی
wino باده پرست
Intoxicated with pride . مست باده غرور
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com