English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (5 milliseconds)
English Persian
pimpernel بادیان رومی
Search result with all words
aniseed تخم بادیان رومی که بصورت ادویه بکار میرود
anise بادیان رومی انیسون
Other Matches
romanesque رومی وابسته به تمدن رومی
star anise بادیان ختایی
anisette عرق بادیان
ogive رومی
Romans رومی
Roman رومی
mountian spinach اسفناج رومی
mastic کندر رومی
ogive طاق رومی
acrus طاق رومی
steelyard قپان رومی
oilstone سنگ رومی
romish رومی وار
romanesque vault طاق رومی
romanic زبان رومی
romanesque ازنژاد رومی
romanesque بسبک رومی
lyrae چنگ رومی
lyra چنگ رومی
lovage انجدان رومی
legion سپاه رومی
legions سپاه رومی
Roman numeral اعداد رومی
Roman numerals ارقام رومی
arm roll and grapevine بغل رومی
Latin cross صلیب رومی
cavy ارنب رومی
celtic nard سنبل رومی
domus سرای رومی
excubitorium خوابگاه رومی
carcer آماجگاه رومی ها
hart wort انجدان رومی
hollow square [گچ بری هرمی رومی]
Roman numeral عدد رومی [ریاضی]
castrum [کمپ نیروهای رومی]
colonia خانه های رومی
colonica خانه های رومی
romanic متکلم بزبان رومی
leg ride and far leg hook بغل رومی بااستفاده از پا
greek catholic عضوکلیسای کاتولیک رومی
false ogive سپر رومی گلوله
caldarium گرمخانه در حمام رومی
neronian وابسته به NEROامپراطورستمکار رومی
popish وابسته بکاتولیک رومی
Romans لاتین حروف رومی
Roman لاتین حروف رومی
neo romanesque رومی وار نوین
ogive arch طاق رومی قوس جناغی
cavaedium [پیش حیاط در خانه های رومی]
double cone [ابزار بند رومی مخروطی شکل]
hypaethrum [پنجره نیم گرد کوچک رومی]
protasis نخستین قسمت درام قدیم رومی
romih variation واریاسیون رومی دردفاع شبه مران
Golden House [سرای رومی ساخته شده توسط نرو]
Frigi darium [تزئینات زیبا و بزرگ در حمام های رومی]
knotted shaft [ستون منحنی رومی وار شبیه قبه]
vesta الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
praetorian وابسته به قدرت قضاوت مادون کنسولی رومی
gregorian chant سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
Hirsau style [نوعی معماری به سبک رومی در آلمان و استرالیا]
lavage انجدان رومی شستشوی معده یازخم شستشو دادن
lararium [اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی]
ides روز پانزدهم مارس و مه وژوئیه و اکتبر وسیزدهم ماههای رومی
municipium شهری که اهالی ان از حقوق شهر نشینان رومی بهره مند میشدند
ogive طاق رومی [این طرح در فرش های محرابی بیشتر بکار می رود.]
fasces یک دسته میله که تبری در میان ان قرار داشته وپیشاپیش فرمانداران رومی می بردند و نشان قدرت بوده
Roman law مجموعهی قوانین رومی که پایهی قوانین امروزی در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا است
blocage [بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
fasces [نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
ogive ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
papalize پاپ ماب کردن رومی کردن
lattice design طرح شبکه ای [این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com