Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
quartering
بادی که با زاویه کج بطرفی می وزد
Other Matches
whitherward
بطرفی که
air bedding
لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
graduated circle of an alidade
دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
longitudinal dihedral
اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
grivation
زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
entering angle
زاویه ورودی زاویه دخول
angle of rotation
زاویه دوران زاویه چرخش
declination
زاویه انحراف زاویه میل
angle of repose
زاویه تعادل زاویه ارامش
loss angle
زاویه تلف زاویه تلفات
angle of convergence
زاویه تقرب زاویه پارالاکس
bombing angle
زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
constant angle arch dam
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
angle offset method
روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
superelevation
تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
parallactic angle
زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
flatuous
بادی
body shirt
بادی
pneumatic
بادی
blowy
بادی
wind current
جریان بادی
pop gun
تفنگ بادی
air pump
تلمبهء بادی
air blast transformer
مبدل بادی
wind generator
مولد بادی
air brakes
ترمز بادی
wind corrosion
ساییدگی بادی
wind erosion
فرسایش بادی
aeromotor
موتور بادی
marine sand
ماسه بادی
air brake
ترمز بادی
pneumatic tools
اسبابهای بادی
hurricane lamps
چراغ بادی
hurricane lamp
چراغ بادی
air operated horn
شیپور بادی
pneumatic fender
دفرای بادی
pneumatic hammer
چکش بادی
air hammer
چکش بادی
pneumatic press
پرس بادی
air gun
تفنگ بادی
pneumatic riveting
پرچکاری بادی
air bed
تشک بادی
air rifle
تفنگ بادی
air rifles
تفنگ بادی
pneumatic tire
لاستیک بادی
windmills
اسیاب بادی
windmill
اسیاب بادی
sailboats
قایق بادی
sailboat
قایق بادی
pneumatic
لاستیک بادی
running sand
ماسه بادی
blowtube
تفنگ بادی
blowgun
تفنگ بادی
blow pipe
تفنگ بادی
blow gun
تفنگ بادی
dune sand
ماسه بادی
at first blush
در بادی امر
airgun
تفنگ بادی
airgun
سلاح بادی
airguns
تفنگ بادی
airguns
سلاح بادی
quicksand
ماسه بادی
lantern
چراغ بادی
fly ash
خاکستر بادی
lanterns
چراغ بادی
riveting hammer
چکش بادی پرچ
square rigger
نوعی کشتی بادی
schooner
نوعی قایق بادی
self moved
دارای حرکت بادی
reed
الت موسیقی بادی
sail arm
پره اسیاب بادی
popgun
تفنگ بادی بچگانه
vane of windmill
پره اسیاب بادی
sailing
قایقرانی با قایق بادی
sail
مسافرت با قایق بادی
air operated pendulum type screen wiper
بادامک پاندولی بادی
air operated press
پرس بادی پنوماتیکی
eolation
سنگ فرسایی بادی
chipping hammer
چکش بادی اهن بر
schooners
نوعی قایق بادی
euphonium
یکجورالت موسیقی بادی
auxiliary sailing vessel
کشتی بادی موتوردار
chipping hammer
چکش بادی اهنبر
sail
شراع کشتی بادی
sailed
شراع کشتی بادی
wind instrument
الات موسیقی بادی
wind instruments
الات موسیقی بادی
sailings
مسافرت با قایق بادی
sailings
شراع کشتی بادی
sailed
مسافرت با قایق بادی
fresh breeze
بادی که ساعتی 23 کیلومتربوزد
saxophones
نوعی الت موسیقی بادی
to go for a sail
با کشتی بادی سفریاگردش کردن
balloon tire
لاستیک بادی عاج دار
reed organ
یکنوع الت موسیقی بادی
saxophone
نوعی الت موسیقی بادی
fugues
نوعی الت بادی موسیقی
fugue
نوعی الت بادی موسیقی
peabody picture vocabulary test
ازمون واژگان مصور پی بادی
ophicleide
یکجور ساز بادی برنجین
an off shore wind
بادی که از سوی دریا بوزد
primafacie
در بادی امر قابل قبول
yaghtman's anchor
لنگر قایقهای بادی کوچک
windmills
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
windmill
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
reed pipe
لوله یا نای الات موسیقی بادی
aeolian harp
آلت موسیقی بادی شبیه به جعبه
yacht
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
meter rule
مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
reed stop
کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
woodwind
موسیقی برای سازهای بادی چوبی
yachts
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
to sail
[for]
با کشتی بادی آغاز به سفر کردن
[به]
fresh gale
بادی که با سرعت ساعتی 93تا 64 میل بوزد
apogee
زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
apex angle
زاویه راسی هدف زاویه راسی
chutes
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chute
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
fishtail wind
بادی که مداوما به چپ وراست یا جلو و عقب تغییرجهت میدهد
english horn
نوعی ساز بادی چوبی انگلیسی که دارای دوزبانه است
open jet tunnel
تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
closed jet tunnel
تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
angle of arrival
زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
angle of traverse
زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
grid magnatic angle
زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
pneumaticity
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
the wind drowned the strigs
سازهای بادی صدای سازهای سیمی را خفه میکند
localities
زاویه
angle of attack
زاویه تک
corner
زاویه
angle t
زاویه تی
isogonic line
خط هم زاویه
corners
زاویه
canton
زاویه
cantons
زاویه
locality
زاویه
cornering
زاویه
pike
زاویه
angles
زاویه
angle
زاویه
interlan angle
زاویه داخلی
drift angle
زاویه سوق
bearing angle
زاویه حامل
bearing angle
زاویه یاطاقان
diffraction angle
زاویه پراش
dependum angle
زاویه ته دنده
bending angle
زاویه خمش
goniometer
زاویه سنج
electrical angle
زاویه الکتریکی
back rake angle
زاویه شیب
azimuth angle
زاویه گرا
facial angle
زاویه دیدfascia
facial angle
زاویه چهره
f.angte
زاویه وجهیه
axial rake angle
زاویه محوری
front rake
زاویه شیب
center spuare
زاویه تمرکز
rake angle
زاویه شیب
entering angle
زاویه ورود
flap angle
زاویه فلپ
blade angle
زاویه تیغه
dehedral angle
زاویه دو وجهی
contact angle
زاویه تماس
bragg angle
زاویه براگ
coign
سنگ زاویه
clinometer
زاویه سنج
clinometer
زاویه یاب
clearance angle
زاویه ازاد
critical angle
زاویه بحرانی
critical angle of attack
زاویه حمله
cutting angle
زاویه برش
deflection angle
زاویه انحراف
deflection angle
زاویه خمش
defilade
زاویه بیروح
declination
زاویه انحراف
dead zone
زاویه بیروح
dead area
زاویه بیروح
dead group
زاویه بیروح
bond angle
زاویه پیوند
relief angle
زاویه ازاد
spherical angle
زاویه مرکزی
tail setting angle
زاویه نصب دم
target angle
زاویه هدف
overlap angle
زاویه همپوشی
orienting angle
زاویه توجیه
obtuse angle
زاویه منفرجه
oblique angle
زاویه تند
nose angle
زاویه نوک
miter angle
زاویه فارسی
theodo;ite
زاویه سنج
tilt angle
زاویه انحراف
mil
زاویه میلیم
toe in
زاویه تو- این
torsional angle
زاویه پیچشی
transit phase angle
زاویه فازگذار
pentangle
پنج زاویه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com